منبع: وبلاگ تورنج Toranj
هنر اشکانی
سلسله اشکانیان (250 قبل از میلاد تا 226 میلادی)
مقدمه
پارت
در دوران گذشته شامل سرزمینی بوده است که در حال حاضر به نام خراسان معروف
است در این مقاله نویسندگان عهده قدیم از دو کشور به نام پارت و گرگان
نامبرده اند اما متاسفانه حدود آن دو را دقیقا نمی توان تعیین کرد.
آنچه
مسلم است گرگان در سمت شمال و مغرب این منطقه و پارت در قسمت جنوبی و شرقی
ان قرار داشته است سرزمین پارت از طرف شمال به خوارزم و از مشرق به هرات و
از جنوب به زرنگ و از مغرب به گرگان محدود می شده است می توان گفت که پارت
عهد قدیم شامل شهرهای، دامغان، شاهرود، جوین، سبزوار، نیشابور، طوس،
بجنورد، قوچان، درگز، سرخس، اسفراین، جام، باخزر، خواف، کاشمر و تربت
حیدریه بوده است طول این منطقه 408 کیلومتر و عرض آن 200 کیلومتر بوده و
مساحت آن بالغ بر 96 هزار کیلومتر مربع بوده است. به طور کلی تاریخ دولت
اشکانی را می توان به سه دوره به شرح زیر تقسیم کرد:
اول: تاسیس دولت اشکانی و کوتاه کردن دست سلوکیان از قیام ارشک تا سلطنت نهم مهرداد
دوم : تا پایان بلاش اول.
سوم: انحطاط دولت اشکانی
اسامی سلاطین اشکانی
1- ارشک پسر فری یاپت از 256-253 ق.م
2- تیرداد پسر فری یاپت از 253-214 ق.م
3- اردوان اول پسر تیرداد از 214-196 ق.م
4- فری یاپت پسر اردوان از 196-181 ق.م
5- فرهاد اول پسر فری یاپت از 181-173 ق.م
6- مهرداد اول برادر فرهاد اول از 173-136 ق.م
7- فرهاد دوم پسر مهرداد اول از 136-128 ق.م
8- اردوان دوم پسر فری یاپت از 129-124 ق.م
9- مهرداد دوم پسر اردوان دوم از 124-87 ق.م
10- سائاتروک پسر مهرداد اول از 77-69 ق.م
11- فرهاد سوم پسر سائاتروک 69-60 ق.م
12- مهرداد سوم پسر فرهاد سوم از 60-56 ق.م
13- ارداول پسر فرهاد سوم از 55-37 ق.م
14- فرهاد چهارم پسر ارد اول از 37-1 ق.م
15- فرهاد پنجم پسر فرهاد چهارم از 2-1 میلادی
16- ارد دوم، محققاً معلوم نیست از 6-2 میلادی
17- وانان اول پسر فرهاد چهارم از 7 میلادی
18- اردوان سوم پسر ارد دوم از 51-16 میلادی
19- واردان پسر اردوان سوم از 51-16 میلادی
20- گودرز پسر گیو از 16-51 میلادی
21- وانان پسر ارد دوم از 16-51 میلادی
22- بلاش اول پسر وانان دوم از 77-51 میلادی
23- خسرو، بعضی او را پسر پاکر می دانند از 133-107 میلادی
24- بلاش دوم محققا معلوم نیست از 191-133 میلادی
25- بلاش سوم پسر بلاش دوم از 191-133 میلادی
26- بلاش چهارم پسر بلاش سوم از 207-191 میلادی
27- بلاش پنجم پسر بلاش چهارم از 216-207 میلادی
28 اردوان پنجم پسر بلاش چهارم از 224-216 میلادی
فصل دوم- شناسایی منابع تاریخ ایران در دوره اشکانیان
نظری
اجمالی بعد از مرگ اسکندر اوضاع ایران دچار هرج و مرج گردید سرداران وی
چندی بر سر تقسیم متصرفات او با هم در حال زد و خورد بودند تا سرانجام در
سال 301 قبل از میلاد متصرفات اسکندر را بین خود تقسیم کردند در این تقسیم
بندی سوریه و ایران به تصرف سلوکوس در آمد که از سال 312-129 قبل از میلاد
جانشینان وسی به نام سلوکیدها در ایران سلطنت به اشکانیان یا پارتها رسید
که از سال 250 قبل از میلاد تا سال 226 میلادی در ایران سلطنت کردند هرچند
اشکانیان نسبت به ایرانیها قوم بیگانه ای نبودند بلکه از آریاییهای ایرانی
محسوب می شدند لیکن به علت زندگی بیابانگردی عموما از علم و دانش بهره
چندانی نداتند به همین علت افراد این سلسله درصدد احیای علوم و فرهنگ
ایران برنیامده بلکه بعکس تحت تاثیر تمدن ملل دیگر به ویژه یونانیها قرار
گرفتند، سلاطین این سلسله از بدو تاسیس تا زمان سلطنت اشک بیستم گودرز
(51-16 میلادی) هم خود را مصروف ترویج یونانی کرده و خود را دوستار تمدن
یونان معرفی کردند و از خط یونانی برای نوشتن روی مسکوکات و کتیبه های خود
استفاده می کردند در این دوران تاریخ اسکندری یا سلوکیدی و اسامی یونانی
را می دانستند چنان که اردوان اول این زبان را خوب می دانست و به ادبیات
یونانی آشنایی کامل داشت و حتی به زبان یونانی تاریخی نوشته بود در دربار
شاهان اشکانی از نمایشنامه های یونانی استفاده می کردند.
سکه های اشکانیان
به
طور کلی اسناد و مدارک زمان اشکانی بسیار اندک است سکه های سلاطین اولیه
اشکانی تنها معرف نام و لقب پادشاه است همین امر تطبیق سکه های دوران
اشکانی را دچار اشکال کرده است. از اوایل قرن اول قبل از میلاد نام شخص
سلاطین در روی سکه ها نقش گردید و از سال 137 قبل از میلاد سکه ها را با
قید تاریخ که مبدا آن سال 312 قبل از میلاد یعنی تاریخ تاسیس سلسله
سلوکیدها بود ضرب می کردند. از زمان سلطنت بلاش اول (77-51) میلادی به
تدریج برای نوشتن روی سکه ها از الفبای آرامی به جای یونانی استفاده
کردند.
کتیبه ها و اسناد مکشوف از اشکانیان
کتیبه
های معروف دوره اشکانی عبارتند از کتیبه اشک بیستم گودرز در بیستون در شش
فرسنگی باختران (کرمانشاه) که به تقلب از داریوش اول فتح خود را نسبت به
مهرداد و کاسیوس سردار رو می نشان داده است این کتیبه به خط یونانی است و
در آن گودرز خود را ساتراپ ساتراپیها خوانده است همچنین نوشته هایی به
زبان یونانی از حفاریهای شهر دورا اوروپوس و از شوش پیدا شده که مربوط به
زمان اردوان سوم و پنجم است در سالهای اخیر در نسا (نزدیک عشق آباد شوروی)
آرشیو بزرگی که بر روی پاره های سفال نوشته شده به دست آمده که مشتمل است
بر اسناد مالی دوره اشکانی که به زبان پهلوی و خط آرامی نوشته شده است، در
بابل نیز اسنادی مربوط به دوره اشکانی پیدا شده که بر روی لوحه هایی از
خشت خام به خط میخی نوشته شده است بیشتر مطالب آنها را جداول نجومی تشکیل
می دهد. در سال 1909میلادی در اورامان کردستان سه سند پیدا شد که دو سند
آن به خط یونانی و سومی به زبان پهلوی و خط آرامی است که هر سه بر روی
پوست آهو نوشته شده و مربوط به سال 87 میلادی یعنی دوران اشکانی است
محتوای آنها حاکی از انعقاد قراردادهایی است درباره فروش تاکستان به
کشاورزان و فاصله زمانی بین سند اول و سوم قریب به یکصد سال است.
منابع تاریخ اشکانیان در آثار نویسندگان رومی و ارمنی
با
توجه به مطالب یاد شده چنین می توان نتیجه گرفت که برای کسب اطلاع دقیق و
اساسی درباره رویدادهای تاریخی ایران در دوره اشکانی بایستی از اخبار
نویسندگان باستانی کسب اطلاع کنیم که شرح حال بعضی از آنها ضمن منابع و
ماخذ دوران هخامنشی گفته شده است از جمله کرنلیوس تاسی توس که در سال 50
میلادی در روم به دنیا آمد و در سال 120 میلادی درگذشت وی از خود آثار
زیادی به جای گذاشت از بین کتابهای او که در رابطه با تاریخ نوشته است
سالنامه هایش معروفیت زیادی دارد که مشتمل بر شانزده کتاب بوده لیکن تعداد
زیادی از آنها مفقود شده اند هر چند سالنامه های او ارتباط زیادی با تاریخ
ایران ندارد با وجود این از بعضی فصول آنها که مربوط به روابط اشکانیان با
رومیان است می توان استفاده کرد.
نویسنده
دیگر ایزودورخارا کسی است که به احتمال قریب به یقین در قرن اول میلادی می
زیسته یکی از تالیفات معروف وی کتابی است که راجع به جغرافیای پارت نوشته
است، در این کتاب به تفضیل درباره یک راه کاروان رو که از سوریه شروع می
شده و از طریق سرزمین پارت به آسیای مرکزی می رفته سخن گفته است. نویسنده
دیگر موسی خورن است که بنا به عقیده دمرگان در قرن چهارم میلادی می زیسته
و زمان درگذشت ویرا بین 493-487 میلادی ذکر کرده اند آثار زیادی از وی
باقیمانده که از آن جمله تاریخ ارمنستان است کتابی نیز در جغرافیا تالیف
کرده که برای اطلاع از اوضاع جغرافیایی ایران در زمان سلسله های اشکانی و
ساسانی حائز اهمیت است.
در
آثار سایر مولفان قدیم مانند استرابون و دیودور سیسیلی و پلینوس اطلاعات
سودمندی درباره تاریخ اشکانیان می توان یافت گذشته از این از آثار
نویسندگان ارمنی و غیر ارمنی که درباره تاریه ارمنستان تالیفاتی داشته اند
از جمله ماراپاس کاتی نا و آگاتانژ و زنوب گلاگی و الیزادوارتابد نیز می
توان اطلاعاتی درباره تاریخ ایران باستان به ویژه دوره پارتها و ساسانیان
به دست آورد.
فصل سوم- آداب و رسوم
آداب
و رسوم یونانی به وسیله مقدونیان تا حدودی در ایران رسوخ پیدا کرد و آنها
هم بسیاری از رسوم و آداب ایرانی را فرا گرفتند و با خود به یونان بردند
ولی آثار فرهنگ یونانی با حکومت اشکانیان از میان فرت و ایرانیها خود را
از قید و رسوم بیگانگان آزاد کردند.
اشکانیان
نیز مانند هخامنشیان به مسائل اخلاقی پایبند بودند و با اسیران خوش رفتاری
و عهدو پیمان را رعایت می کردند. به طوری که فلاویولی که یکی از مورخان
است می نویسد: در بین پارتها رسمی هست که در هنگام بستن پیمان به یکدیگر
دست می دهند و آنان به نگهداری پیمان و عهد خود پای بندند.
در
این دوره برده داری رواج دارد و دو نوع برده وجود داشته است یکی سربازانی
که از دشمن به اسارت می گرفتند و آنها را ANSAHRIK یا بیگانه می نامیدند
دیگر بومیانی که خود را می فروختند یا در برابر بدهی خویش برده طلبکار می
شدند آنها را BANDAK می نامیدند. این بردگان در مزارع به کار کشاورزی
اشتغال داشتند در این دوره مردگان را در خمره می گذاشتند و درب آن را می
بستند و دهنه خمره را رو به خورشید قرار می دادند و این یکی از مظاهر
احترام به خورشید بوده است. بعضی از مردگان را در تابوت سفالین می گذاشتند
و به خاک می سپردند از این نوع خمره ها در حفاریهایی که در معبد ناهید
کنگاور به عمل آمده بود پیدا کرده اند از جمله قبرهای خمره ای دو نفره که
نظیر آن کمتر دیده
شده است.
در
این قبرها وسایل زندگی مردگان را قرار می دادند که امروز با بررسی آنها
تاریخ هنر و افکار مذهبی مردم این دوره تا حدودی مشخص می گردد. در قبر یکی
از زنان پارتی علاوه بر وسایل زندگی یک دوک سفالی هم به دست آمده که معرف
هنر بافندگی اوست.
وضع زنان
داشتن زنهای متعدد معمول بود و شاه هم به غیر از ملکه که زن اصلی بود تعدادی کنیز در اختیار داشت.
لباس
لباس
پارتها قبایی بلند و شلواری گشاد بود و نواری بر گرد سر می بستند که از دو
طرف به دو رشته دراز منتهی می شد و کلاهی به نام تیار بر سر می گذاشتند و
در مسکوکات این دوره لباس اشگ اول به طوری که گارد نر نوشته چنین بوده است:
گوشواره
ها به گوش آویخته و گردن بندی ساده در گردن داشت زرهی در بر مشتمل بر پولک
و یا حلقه ها که بازوها را تا بند دست و پاها را تا قوزک می پوشانیده است
و روی آن عبا یا جبه نظامی پوشیده کفشها را با بند به ساق پا بسته.
فصل چهارم- افکار مذهبی در دوره اشکانیان
پس
از هخامنشیان در دوران حکومت مقدونیان عقاید مذهبی و رسوم آنها در ایران
رواج پیدا کرد و ایرانیان که همیشه به عقاید دینی دیگران احترام می
گذاشتند در دوره حکومت سلوکیها از لحاظ مذهبی تحت فشار متجاوزان واقع
شدند.
درباره
دین مردم عهد اشکانیان منابع زیادی در دست نیست ولی به طور کلی عقاید
مذهبی آنها با عقاید یونانی پیوند داشته و در کتیبه و سایر منابع این
موضوع به نظر می رسد که عقاید مذهبی این دوره تلفیق عقاید یونانیها و
اندیشه های زردشتی و مسیحیت بوده است. یکی از نکات مشخص این دوره عدم تعصب
مذهبی است و صاحبان عقاید مختلف بدون اینکه تحت فشار باشند در انجام آداب
مذهبی خود آزاد بودند. در اسنادی که از نسا به دست آمده به نامهایی بر می
خوریم که معرف رواج آیین زردشت در این دوره است و به طوری که نوشته اند
جمع آوری اوستا به وسیله بلاش VALAKSH شاه اشکانی انجام گرفته است.
در
اسناد نسا نامهایی وجود دارد که با کلمه مهر ترکیب شده مانند مهر بزان
MIHRBOZAN مهر داتک MIHR DATK و مهر فرن MIHR FRAN که نشان می دهد خدای
خورشید هم در سرزمین پارتیان طرفداران زیاد داشته است.
معماری
قبل
از حکومت پارتها هنر از جمله صنعت معماری در حال انحطاط بوده و پارتها با
فعالیت هایی که کردند توانستند هنر هخامنشی را زنده کنند و در تکامل آن
کوشش نمایند و در این راه موفقیت هایی هم به دست آوردند. نفوذ هنر یونانی
در ابتدای حکومت اشکانیان بسیار زیاد بوده و در کاوشهای شهر نسا این موضوع
تایید شده ولی اصالت هنر ایرانی محفوظ مانده است و در اواخر کمتر اثری از
هنر یونانی دیده می شود. در ساختمانهای اشکانی گنبد و ایوانهای سرپوشیده و
نقاشیهای دیوار و مجسمه های مختلف دیده می شود که معرف هنر این دوره است.
عظمت و شکوه تالارهای پیدا شده به توانگری و ثروت فرمانروایان گواهی می
دهد در یک تالا، گنجی از اشیا ساخته شده از عاج به دست آمده به خصوص
جامهایی پیدا شده که اطراف لبه آنها مجالسی از صور اساطیر یونانی نقش بسته
است که معرف نفوذ هنر یونانی در هنر پارتی است. در دوران حکومت اشکانیان
کمتر آثار حجاری و معماری به دست آمده فقط می توان آثار زیر را نام برد که
معرف هنر سازندگی است. معبد آناهیتا، معبد ناهید، معبد کنگاور و سه نوع
مقبره.

سنگهای معبد کنگاور

ستونهای شکسته معبد کنگاور

دوگور خمره ای

قبرهای سفالین (معبد ناهید کنگاور)

کاخ سلطنتی الحضره (ایوان جنوبی)

کاخ سلطنتی الحضره (ایوان شمالی)
نقاشی
در
این دوره ساختمانها را با تصاویر رنگین و گچ بریهای زیبا تزیین می کردند
که معرف هنر نقاشی و پیکرنگاری هنرمندان این عصر است. نقوشی که برگزاری
مراسم مذهبی و صحنه های جنگ را نشان می دهد بیشتر در آثار اشکانیان دیده
می شود. نقاشی رنگی در روی دیوارها یکی از مشخصات نقاشی این دوره است که
آثار آن را در جزیره ای در مرکز دریاچه هامون می توان دید.
در نقاشیهای این دوره خصوصیات هنر اصیل ایرانی مشهود است و اثر هنر یونانی کمتر دیده می شود.
هر تسلفد درباره نقاشی عهد اشکانیان تحقیقات زیادی کرده او نیز حفظ اصالت هنر ایرانی را در آثار این دوره تایید می نماید.
بافندگی
در
دوران اشکانیان به علت توسعه روابط بازرگانی و آوردن ابریشم از چین به
ایران صنعت بافندگی به خصوص بافت پارچه های ابریشمی رونق زیاد پیدا کرده و
مقدار زیادی از پارچه های پشمی و ابریشمی و قالی و قالیچه به رم صادر می
شده است. ایرانیان در این دوره سعی داشته اند که تجارت ابریشم چین را به
خود منحصر سازند و در این راه موفقیت کامل پیدا کرده و با تبدیل ابریشم به
پارچه های ابریشمی و صدور آن به رم و سایر کشورها منافع زیادی به دست
آورده اند. از آثار بافندگی این دوره به ندرت به دست آمده از جمله چند تکه
پارچه ابریشمی در سوریه و چند قطعه پارچه ملیله دوزی و قلاب دوزی شده در
شرق ایران پیدا شده است. در حفریات اخیر در ناحیه گرمی دشت معان در قبور
این دوره ضمن آثار دیگر قطعه پارچه ای که بیش از بیست سانتیمتر نیست به
دست آمده که اکنون در موزه ایران باستان است این پارچه بعد از فرش پازیریک
قدیمی ترین پارچه منقوش و رنگین جهان است.
پلین
یکی از مورخان رومی نوشته است که قالی های گران قیمت و زیبای ایران زینت
بخش کاخهای رم بوده است و این موضوع می رساند که در این دوره هنرمندان
اشکانی در فن قالی بافی شهرت زیاد داشته و محصول آنها به رم صادر می
گردیده است.

لباس بانوی عهد اشکانی

تکه پارچه مکشوفه از گورهای خمره ای (گرمی دامغان)
سفال
سفال
سازی دوره اشکانی دنباله هنر هخامنشی است با این اختلاف که لعاب دادن در
دوره گذشته مخصوص آجر بوده برای زینت ظروف نیز به کار رفته است و بعضی
معتقدند که چینی ها لعاب دادن را از اشکانیان اقتباس کرده اند و این نظر
از آنجا آمده که ظروفی که در چین پیدا شده دارای لعاب سبز رنگی است که
بسیار شبیه به ظروف سفالی اشکانی است ولی این دلیل کافی نیست که چینی ها
از ایرانیان اقتباس کرده باشند و امکان هم دارد که عکس این نظر صحیح باشد.
از آثار سفالی که از این دوره به دست آمده به طور کلی می توان گفت که این
هنر در عهد اشکانی پیشرفتی نداشته زیرا ظروف این عهد ساده و بدون تزیین
است و مثل ادوار گذشته دارای نقش حیوانات و نباتات و اشکال مختلف دیگر
نیست و بیشتر هنرمندان به ساختن و تزیین ظروف فلزی پرداخته اند و چون ظروف
سفالی برای رفع احتیاج طبقه عامه بوده توجهی به تزیین و ظرافت آن نداشته
اند. رنگ لعابی در این دوره بر روی ظروف و حتی تابلوهای سفالی به کار رفته
و بیشتر رنگ سبز تیره و طلایی بوده است در این دوره خمره های بزرگ برای
نگهداری آذوقه و همچنین برای گذاشتن اجساد مردگان ساخته می شده که نمونه
های آن در حفریات مختلف به دست آمده است. در این دوره ظروف سفالی مدوری می
ساختند که دارای لوله دراز بوده و در آن روغن یا ماده سوختنی می ریختند در
لوله فتیله می دادند و فتیله را آتش می زدند و روشنایی لازم به دست می آمد
گاهی چند لوله روی بدنه ظرف می گذاشتند که روشنایی بیشتر شود.

دوک سفالی که از قبر یک زن پارتی به دست آمده

ظرف سفالی با شکل مجسمه اسب (گورهای خمره ای)

ظروف سفالین در قبرهای معبد کنگاور
فلزکاری
ضرب
سکه در این دوره یکی از مظاهر هنر فلزکاری است سکه های مسی و نقره ای و
مدالهایی از طلا و نقره در حفریات نقاط مختلف به خصوص در ری پیدا شده که
روی آنها تصویر شاه یا ملکه و گاهی نقش رب النوعهای یونانی دیده می شود که
با ظرافت ساخته شده است.
هنرمندان
این دوره اشیاء تزیینی و زینتی از جمله سینه ریز، گلوبند، گوشواره و
دستبندهای طلایی نیز ساخته اند که بسیار ظریف و زیبا است و در موزه های
آمریکا به خصوص در موزه فیلادفلیا و موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می
شود. در موزه ارمیتاژ یک مجسمه بزرگ از گراز که از طلا ساخته شده وجود
دارد که از آثار قرن اول قبل از میلاد است. طبق تحقیقاتی که به عمل امده
در عصر اشکانیان هنرمندان می توانسته اند به فلزات آب طلا و نقره بدهند.

سر از مفرغ
سکه
در
دوره اشکانیان مثل دوره هخامنشیان برای معاملات تجارتی ضرب سکه و ساختن
مدالها و نشانهای نقره و طلا برای تشویق خدمتگزاران رواج زیاد داشته و ضرب
سکه در این دوره به شرح زیر بوده است. برای اینکه به سهولت مقدار زیادی از
قطعات هم وزن و هم شکل آماده برای ضرب سکه به دست آید قالبهای آهنی می
ساختند که جعبه ای شکل و در آن چند ردیف خانه های منظم یک قطع تعبیه شده
بود که هر یک گنجایش یک سکه را داشت...
این
خانه ها به وسیله شکافی به یکدیگر ارتباط داشت در موقع عمل محفظه را بسته
و از آن شکاف فلز ذوب شده را وارد می ساختند و پس از آنکه خانه ها یکی پس
از دیگری پر می شد درب جعبه را برداشته و قطعات را پس از سرد شدن از قالب
خارج می کردند و این قطعات هم وزن و هم شکل آماده برای ضرب یعنی قبول اثر
نقش که علامت رسمی مملکت است می شد...
مسکوکات
در دوره اشکانی از نقره، مس و برنزه بوده و پول طلا ضرب نمی شده است و از
راه تجارت وارد ایران می گردید و با غرامت هایی که رومی را اوری می
نامیدند واحد پول درخم و وزن آن چهار گرم بوده و این سکه در تمام آسیای
غربی با دینار رومی رقابت می کرده. سکه ها یک و دو درخمی بوده است.چند سال
پیش در شمال شرق ایران در یک دهکده مابین بجنورد و گنبد قابوس گنجینه ای
مربوط به دوران اشکانی پیدا شد که در نوع خود بی نظیر بود و موجب حیرت
دانشمندان و سکه شناسان گردید. البته در زمان های مختلف گنجینه های بسیاری
پیدا شده که از جمله می توان گنجینه ای شامل بیست هزار سکه اشکانی را که
در گنبد قابوس به دست آمده نام برد ولی گنجینه خبر از لحاظ انواع مختلف
سکه بی نظیر بوده و به طبقه بندی سکه های این دوره کمک بسیار کرده است.

سکه های سلاطین اشکانی
صات سکه های دوره اشکانیمشخ
روی
اولین سکه های این دوره نام ارشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آنجا به
چشم نمی خورد این امر ثابت می کند که آنها به عنوان رئیس قبیله آپارتی
شناخته می شدند نه پادشاه و اما لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر روی سکه
ها دیده می شود که کلاهی مخصوص به شکل باشق که به کلاه ترکمن های امروزی
شبیه است بر سر دارد و پشت سکه آدمی روی چهار پایه به طرف چپ نگاه
می
کند. کلمه شاه را برای اولین بار روی سکه های مهرداد اول می بینیم که برای
نخستین بار نام خود را بر سکه ها ضرب کرد در این سکه ها در یک رو همان
تصویرهای گذشته است و در روی دیگر آدم چهار پایه نشین است که در اطراف آن
نوشته شده است مهرداد اول شاه بزرگ. مهرداد بعد از ضرب این سری سکه یک نوع
سکه دیگر ضرب کرد که بر روی آن به لاتین نوشته بود فیل هلن یعنی دوستدار
یونان و در یک سوی دیگر این سکه ها نیز تصویری از هرکول یکی از خدایان
یونان دیده می شد. بعد از دوره سلطنت مهرداد عناوین جدیدی روی سکه ها یافت
می شود از جمله شاه بزرگ اشکانی از نسل خدایان پادشاه عادل و غیره.
از
جمله نوشته های جالب سکه های این دوره سکه های مربوط به اردوان اول است که
روی سکه نوشته شده ارشاک پادشاه بزرگ و دوستدار برادر خود (که منظور
مهرداد اول است) و دوستدار یونانی ها (فیل هلن) در زمان مهرداد دوم القاب
جدیدی روی سکه حکاکی شده از جمله شاه عادل، برجسته و نامی، بانی خیر. در
یک سری از سکه های مهرداد دوم بر روی تصویر سکه تاج مزینی دیده می شود که
همان تاج را سه قرن بعد بر سر اردشیر بابکان می بینیم و از این زمان لقب
شاه شاهان نیز بر روی سکه ها حک شده است. در ابتدا نقش موسس سلسله که روی
دوش APOLLO نشسته روی سکه بوده است. ولی در اواخر این نقش وجود ندارد. روی
بعضی سکه ها خطوط یونانی دیده می شود ولی روی سکه های ولگاش پنجم و ارتبان
(اردوان پنجم) خط یونانی و پهلوی وجود دارد. سکه های زیادی از دوره
اشکانیان در حفریات بین النهرین و ری به دست آمده که دارای نقش های مختلف
است. در زمان اشکانیان سه نوع سکه ضرب می شده:
سکه ها کوچک مسی یا مفرغی، سکه نقره و سکه بزرگ نقره که تترادرهم نام داشته است.
در قلمرو اشکانیان ضرابخانه هایی وجود داشته ولی ضرابخانه اکباتان و تیسفون از همه مهمتر بوده است.
مجسمه سازی
دیاکونوف
در کتاب خود نوشته که مجسمه های زیادی در ضمن حفاریهای مختلف از هنرمندان
اشکانی به دست آمده است از جمله مجسمه بزرگ از مفرغ که صورت یکی از بزرگان
اشکانی است و مجسمه ساز با مهارت کامل چنین لباس را نیز مشخص کرده است.
مجسمه
هایی از مرمر و مفرغ و سرب نیز به دست آمده است که هنرمندی مجسمه سازان را
نشان می دهد. در موزه آرمیتاژ مجسمه سر یک زن وجود دارد که بسیار ظریف و
با مهارت کامل ساخته شده است. دوران اشکانی را می توان از لحاظ هنر دیوار
نگاره از دوران های موفق و پیشرفته به حساب آورد هم از نظر انتخاب موضوع و
هم از نظر صحنه پردازی و ترکیب رنگها که نمونه آن در کوه خواجه سیستان
دیده می شود. در نواحی برده نشاندی بختیاری نزدیک آتشکده ستونهای پراکنده
ای بر جای مانده که بر روی آنها صورتها و نقش های مختلف حجاری شده و
همچنین در نسا علاوه بر مجسمه های مرمری مجسمه های زیادی از گل رس به دست
آمده که رنگ آمیزی شده است. به طور کلی می توان گفت که مجسمه سازی نیز در
عصر اشکانی اصالت ایرانی را حفظ کرده و با ترکیب هنر یونانی هنر نوین و
مستقل به وجود آمده است.
در
کوه بیستون آثار حجاری از پارتها وجود دارد که بنا به دستور گوتارزس انجام
گرفته و نام او به خط یونانی در بالای صفحه حجاری خوانده می شود. نقش
حجاری شده عبارتست از گوتارزس که سوار بر اسب به رقیب خود مهرداد حمله
کرده و او را سرنگون نموده است و رب النوع فتح ناجی بر سر او می گذارد.در
دوره اشکانیان در زمینه مجسمه سازی روش خاصی دیده می شود و آن نمودار
ساختن حالت و روحیه صاحب تصویر و تحرک نگاه و نمایش حالت چشم است.

مجسمه یکی از بزرگان اشکانی

مجسمه مفرغی مکشوفه در یشمی

مجسمه افسر پارتی (موزه وصل)

مجسمه سر یک زن (موزه ارمیتاژ)

جام از عاج
آثار تزیینی و زینتی در عصر اشکانیان
در
روی اشیا سفالی و فلزی پیدا شده در حفاریها که عبارت بوده است از تابوتهای
نزین کوزه ها، کاسه ها، بطری های شیشه ای و اقسام زیور آلات از قبیل
انگشتری ها و گوشواره ها و دست بندها می توان با آثار تزینی این دوره آشنا
گردید.دست بند ها و انگشترها و گوشواره ها از طلا و نقره و برنج و مس
ساخته شده گرچه انگشترها از حیث ساختمان مثل دوران هخامنشی ظریف نیست ولی
به طور کلی رواج این هنر را در این می رساند کلاههای نوک تیز بلند که مختص
زنان بوده گاهگاهی در ضمن حفریات به دست آمده ولی در هیچ یک از موزه های
ایران و اروپا وجود ندارد، یراقهای مخصوص لباس و نوارهای زرین که به کلاه
آویخته می شد و ی به پیشانی می بستند همه اینها دلیل علاقه زیاد به
خودنمایی و تظاهر به نمایش ثروت بوده است.
دیاکونوف
درباره آثار تزیینی اشکانیان می نویسد: با اینکه اثر هنر یونانی در این
آثار دیده می شود ولی هنر این دوره معرف هنر هخامنشیان و هنر بومی
اشکانیان بوده است در کاوشهایی که در شهر سلوکیه به عمل آمده مقدار زیادی
از زینت آلات عهد اشکانی کشف شده که در موزه ملی بغداد است.
در
حفاریهایی که در ناحیه رستم آباد به عمل آمده مقداری زیور آلات زنانه من
جمله گوشواره های جالبی پیدا شده که در نوع خود بی نظیر است. گوشواره ها
اغلب هلالی شکل و دارای گلوله های بزرگ و کوچک و دانه های گرد طلایی است،
و بعضی از آنها به خوشه انگور شباهت دارد در کنگاور نیز ضمن حفریات یک جفت
گوشواره طلایی مربوط به عهد اشکانی به دست آمده که شکل آن به شرح زیر است.
این
گوشواره مرکب از یک حلقه ساده است که اطراف فرشته ایستاده ای قرار گرفته و
این فرشته حمایل باریکی دارد و گلی شش پر در بالای سر فرشته دیده می شود.
از دست بندهای منتسب به دوره اشکانی دست بندی است که در سلوکیه به دست
آمده و در موزه بغداد نگهداری می شود این دست بند از نوارهای بافته به هم
تشکیل شده است. از گردن بندهایی که در کتاب پوپ مربوط به اشکانیان معرفی
شده گردن بندی است که شبیه زنجیر و دارای آویز بیضی شکل است و نقش ستاره
هشت پری بر روی آن نقش گردیده است دیگر گردن بندی است از خمیر شیشه ای که
در گرگان به دست آمده و در موزه ایران باستان است.
گل
کمری نیز از حفاری نهاوند به دست آمده این گل کمر از طلاست که اطرافش سنگ
های زینتی قرار داده اند و در وسط مجسمه عقابی که بر گرده شکاری چنگ زده
است این گل کمر در موزه متروپولتین نگهداری می شود. علاوه بر آثار مقدار
مجسمه های زنان اشکانی به دست آمده است که زیور آلات آنها معرف هنرهای
تزیینی این دوره است. مجسمه ای از یک دختر به دست آمده که در موزه بغداد
است و دست بندی از مهره ها و گوشواره سنگینی با آویزهای فراوان دارد و چند
ردیف گردن بند نیز در روی سینه او دیده می شود.مجسمه دیگری از یک زن دوره
اشکانی است که از پالیمر به دست آمده و در موزه لوور نگهداری می شود که
گردن بندی به گردن و موبندی بر پیشانی دارد. مجسمه دیگری از پالمیر به دست
آمده که دارای زیورهای زیاد و دارای چندین گردن بند و دست بند و گوشواره و
پیشانی بند است.

یک جفت گوشواره از طلا مکشوفه از قبور معبد آناهیت

مجموعه ای از آثار تزیینی طلا (موزه ارمیتاژ)

سینه ریز- دستبند- گوشواره طلایی (موزه فیلاد فیلا)
دسته شمشیر طلایی
زبان و خط
زبان این قوم آریایی است ولی لغات سکایی در آن داخل شده و همان زبانی است که بعدها زبان پهلوی اشکانی نامیده اند.
در
زمان اسکندر به خصوص در زمان حکومت سلوکی ها زبان یونانی در میان رجال
درباری رایج بوده است و در روی بیشتر سکه های اشکانی خط یونانی دیده می
شود. خط در زمان اشکانیان خط آرامی سریانی بوده نه خط میخی و این موضوع از
روی سکه های پیدا شده روشن گردیده است نوشته هایی که در کردستان در سال
1919 به دست آمده دو نسخه آن به خط یونانی و نسخه دیگر به زبان پهلوی و خط
آرامی است که روی پوست آهو نوشته شده. نباید تصور کرد که در این دوره خط
میخی به کلی رواج نداشته زیرا در بابل لوحه هایی پیدا شده که مربوط به
دوره اشکانی و به خط میخی نوشته شده است. در زمان حکومت اشکانیان برای
نوشتن از خطوط میخی و یونانی هم استفاده شده است خط یونانی از اواسط قرن
اول میلادی با سایر مظاهر تمدن یونانی رو به انحطاط می رود و خط پهلوی
اشکانی جای آن را می گیرد.
یک
کتیبه به خط پهلوی اشکانی در کاوشهای سر پل ذهاب به دست آمده و در
اکتشافات ترکمنستان شوروی (نسا) هم یکی از ارزنده ترین گنجینه های تاریخی
مربوط به این دوره کشف گردیده که شامل تعدادی الواح و کتیبه های سلطنتی
بوده است. در کاوشهای دورا و اروپوس کنار فرات کتیبه هایی به خط پارسی و
یونانی به دست آمده و اطلاعاتی درباره این دوره به دست می دهد.
صنعت چوب
در
دوره اشکانیان صنایع چوبی مورد توجه بوده و ظروفی که در حفاریها به دست
آمده نشان می دهد که ابزار و وسایل لازم برای این کار به طور کامل وجود
داشته است ظرفهای چوبی مربوط به این دوره که در موزه ایران باستان است
معرف صنعت چوب در این دوره است.
صنعت شیشه
در
زمان پارتها این صنعت رواج داشته و بیشتر در وسایل تزیی به کار رفته است
در نواحی مخلف گیلان و اردبیل انگشترهای مفرغی با نگین های شیشه ای به
تعداد زیاد کشف گردیده.
حکاکی
از
روی سکه ها و اشیا فلزی که دارای کنده کاری است می توان مهارت هنرمندان
این دوره را ارزیابی کرد. در حفاریهایی که در دشت مغان آذربایجان انجام
شده نمونه هایی از هنر حکاکی و منبت کاری به دست آمده است که ظرافت و
مهارت هنرمندان را نشان می دهد. در بعضی از قبرها در هر انگشت دست مرده
انگشتری از آهن و برنز بوده و نگین شیشه ای داشته است. روی نگین ها با
کمال مهارت حکاکی شده و نقش انسان در روی آن دیده می شود. آثار پیدا شده
در حفاریها نشان می دهد که پارتیها در کنده کاری و منبت کاری و خلق آثار
هنری زیبا، مهارت داشته اند.
موسیقی
در
این دوره به هنر موسیقی هم توجه داشته و بیشتر از نی و تنبور استفاده می
کرده اند. یکی از نویسندگان رومی به یک آلت موسیقی دیگر به نام SMBUCA در
این دوره اشاره کرده است.