جهت مشاهده سایت | کنگاور شهر تمدن و تدین | به www.SHAHR-e-KANGAVAR.ir مراجعه کنید

موقعیت
جغرافیایی کنگاور نقشه شهرهای دیدنی های استان کرمانشاه همدان اسدآباد
تویسرکان نهاوند نقشه ایران معبد آناهیتا هرسین صحنه بیستون کنگاور
شهر شهرستان کنگاور معبد آناهیتا گودین تپه پل کوچه امامزاده ابراهیم(ع)
سراب فش کبوترلانه ماران دهلر حمام میدان حسن خان توکل سرجو خبر کنگاور
تاریخ گردشگری تاریخی رفاهی
اقلیمی کنگاور نقشه شهرهای دیدنی های استان کرمانشاه همدان اسدآباد
تویسرکان نهاوند نقشه ایران معبد آناهیتا هرسین صحنه بیستون کنگاور
شهر شهرستان کنگاور معبد آناهیتا گودین تپه پل کوچه امامزاده ابراهیم(ع)
سراب فش کبوترلانه ماران دهلر حمام میدان حسن خان توکل سرجو خبر کنگاور
تاریخ گردشگری تاریخی رفاهی معبد آناهیتا«جهت نمایش بر روی تصاویر کلیک کنید»
کنگاور شهر شهرستان کنگاور معبد آناهیتا گودین تپه پل کوچه امامزاده ابراهیم(ع) سراب فش کبوترلانه ماران دهلر حمام میدان حسن خان توکل سرجو خبر کنگاور تاریخ
معبد تاریخی آناهیتا ؛ بزرگترین بنای سنگی ایران ؛ مربوط به دوران اشکانیان ، هخامنشیان ، ساسانیان و ... ، با ستون های برافراشته که ... گودین تپه ؛ از اولین پایتخت های سلسله مادها ، آثار کشف شده مربوط به 5500 ق.م. ، بنایی چند طبقه با ... پل تاریخی کوچه ؛ جامانده و همچنان پابرجا از دوران شاه عباس صفوی ، شامل ... حمام های قدیمی و زیبای کنگاور ؛ حمام کهنه(توکل) ، بزرگ(حسن خان) ، میدان و ... سراب های زیبا و سرسبز ؛ فش ، ماران ، کبوترلانه و ... امامزاده های ابراهیم(ع) ، باقر(ع) گودین ، سید جمال الدین(ع) فش ، حسن آباد(قارلق) و ...
و ده ها مکان دیدنی ، تفریحی ، تاریخی و گردشگری دیگر



در قسمت جنوبي برج غربي، بقاياي يك اتاق بزرگ و يك آشپزخانه بر جاي مانده
و در داخل آن اجاق و تنور نان پزي شناسايي شده است. در امتداد غربي اين
اتاق، تالار ستون داري به طول 24 متر و عرض 18 متر ساخته شده است. ديوار
حصار، در حقيقت ديوار شمالي اين تالار را تشكيل ميدهد. در اين تالار 30
عدد ستون چوبي قرار داشت. از ستون ها تنها بخشي از پايههاي سنگي آن بر
جاي مانده است. در قسمت جنوبي اين تالار سكوهايي به عنوان نيمكت در سراسر
ديوار ساخته شده است و در قسمت شمالي تالار نيز محلي تخت مانند جهت نشستن
شخصيت عالي رتبهاي ايجاد شده است. Kangavar Anahita Godin Tepe






| ساخت و ساز در معبد آناهیتا با توافق سازمان میراث فرهنگی! | |||||
| کرمانشاه - خبرگزاری مهر: مسئولان میراث فرهنگی در حالی اقدام به مصاحبه با رسانه ها در خصوص غیرقانونی بودن ساخت و ساز در معبد آناهیتا کردند که با پیگیری مهر مشخص شد این کار با موافقت خود سازمان میراث فرهنگی جهت توسعه بقعه امام زاده ابراهیم(ع) صورت گرفته است. | |||||
به گزارش خبرنگار مهر در کرمانشاه، اسدالله بیرانوند مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمانشاه در مصاحبه های مختلف اعلام کرده است: ساخت و سازهای اطراف معبد آناهیتا غیر قانونی بوده و با حکم دادگاه متوقف شده است. مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمانشاه درباره نشانههایی از ساخت وساز که در اطراف معبد آناهیتا دیده میشوند، گفت: به هیچ وجه هم اکنون ساخت و سازی انجام نمیشود و براساس حکمی که از دادگاه گرفتهایم، ساخت وسازهای اطراف معبد متوقف شدهاند.
بیرانوند اظهار داشت: ساخت و ساز متوقف شده است و مصالحی که به آن مربوط است، جمعآوری میشود. وی همچنین توضیح داد: بنای امامزاده ای که روی معبد آناهیتا قرار دارد، بخشی از اثر و محوطه تاریخی است و برای ثبت جهانی معبد مانع ایجاد نمیکند. وی تصریح کرد: پیش از این، تمام مجموعه معبد زیر ساخت و ساز بود، به ویژه از دوره مغول به بعد ساخت و سازهای زیادی در آنجا انجام شد، ولی زمینها به تدریج خریداری، آزادسازی و سپس کاوشهای مختلفی در آنها انجام گرفت. مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمانشاه در جایی دیگر با تاکید بر غیر قانونی بودن ساخت ساز گفته است که ساخت و سازدر معبد آناهیتا بدون مجوز و اطلاع این سازمان انجام گرفته است. ساخت ساز در معبد آناهیتا با توافق سازمان میراث فرهنگی بوده است اما در این میان سرپرست اداره اوقاف شهرستان کنگاور که اقدام به احداث پایه های بتونی جهت ساخت سایبان به منظور توسعه حرم امام زاده ابراهیم(ع) در بخشی از محوطه معبد آناهیتا کرده اند، نیز در گفتگو با خبرنگار مهر در کرمانشاه گقت: ایجاد سایبان در محوطه معبد آناهیتا جهت توسعه حرم امامزاده ابراهیم(ع) با توافق سازمان میراث فرهنگی بوده و مدارک آن نیز موجود است. محمد قربانی با تکذیب ساخت و سازغیرقانونی در اطراف معبد آناهیتا اظهارداشت: ساخت و سازهایی که از سوی اداره اوقاف شهرستان کنگاور در اطراف معبد آناهیتا صورت گرفته براساس توافقات قبلی با سازمان میراث فرهنگی استان بوده است. وی با بیان اینکه آخرین توافق در این رابطه با رییس سازمان میراث فرهنگی، فرماندار شهرستان کنگاور و اوقاف این شهرستان یک ماه و نیم قبل انجام گرفت، گفت: در این جلسه که صورت جلسه آن هم موجود است، مصوب شد که طرح جامع امامزاده ابراهیم که توسط سازمان میراث فرهنگی در سال 73 تصویب شد و شامل بازسازی ساختمان امامزاده ، احداث مهمانسرا و شبستان جدید در کنار قبرستان امامزاده است به اجرا در آید.
نامه فرماندار کنگاور جهت پیگیری مصوبه جلسه یاد شده که موید موافقت میراث فرهنگی با ساخت و ساز در معبد آناهیتاست سرپرست اداره اوقاف شهرستان کنگاور در خصوص طرح تصویب شده سال 73 گفت: این طرح باید در سال 73 به اجرا در می آمد که متاسفانه تاکنون برای اجرای این طرح کوتاهی شده است.
وی در ادامه در خصوص مالکیت رسمی املاک این محوطه گفت: بر اساس سند رسمی ثبت اسناد و املاک استان محدوده قانونی امامزاده یک هزار و 29 متر است که اکنون تنها 600 متر از این محدوده در اختیار ماست و بقیه که زمین قبرستان قدیمی است سالهاست که توسط میراث فرهنگی تصرف شده و حتی این سازمان از سال 1351اجاره بهای زمین اوقافی تحت اختیار خود در اطراف این امام زاده را که مبلغی معادل دو میلیارد تومان می باشد را پرداخت نکرده است. سرپرست اداره اوقاف شهرستان کنگاور با تاکید بر بی توجهی سازمان میراث فرهنگی در خصوص نگهداری و مدیریت این محوطه تاریخی خاطر نشان کرد: در این محوطه حتی یک سرویس بهداشتی و یک سایبان برای رفاه حال بازدید کنندگان وجود ندارد، ضمن اینکه در این محدوده نسبت به نگهداری آثار تاریخی توجه خاصی نمی شود. در این رابطه خبرنگار مهر در پیگیری های خود به نامه ای رسید که در تاریخ 7 بهمن ماه 88و بعد از انتشار گزارش مهر از سوی میراث فرهنگی شهرستان کنگاور به اداره اوقاف این شهرستان نوشته شده، که طی آن مسئول میراث فرهنگی این شهرستان به صراحت به جلسه ای در تاریخ 28 آذر ماه 88 اشاره می کند که در آن توافقاتی جهت توسعه این امامزاده به عمل آمده است، لذا بعد از انتشار گزارش مهر و انعکاس گسترده آن، در نامه ای به شماره 464/ک/138مورخه 7 بهمن ماه 88 از مسئول اوقاف شهرستان کنگاور می خواهد توافقات به عمل آمده در آن جلسه مبنی بر توسعه این امام زاده متوقف و آهن آلات و سازه های فلزی در محوطه معبد آناهیتا به جایی دیگری انتقال داده شود. این نامه به عینه نشان می دهد، توافق نهایی جهت توسعه امام زاده ابراهیم (ع) در محوطه تاریخی معبد آناهیتا در جلسه ای مشترک با حضور فرماندار، مسئول میراث فرهنگی و مسئول اوقاف شهرستان کنگاور در تاریخ 28 آدر ماه 88 صورت گرفته است.
نامه میراث فرهنگی به اوقاف برای توقف ساخت و ساز در معبد آناهیتا پس از رسانه ای شدن موضوع در این میان رابطه سرپرست اوقاف شهرستان کنگاور در توضیحات بیشتری با تاکید بر مطلع بودن مسئولان میراث فرهنگی از عملیات اجرایی توسعه امام زاده ابراهیم (ع) و ایجاد سایبان گفته که 15روز قبل از آغاز عملیات اجرایی احداث سایبان در این محوطه ما میراث فرهنگی را در جریان قرار داده بودیم.
ساخت و ساز و حفاری غیرمجاز در حریم آثار فرهنگی تا سه سال حبس دارد خوشبختانه در قوانین مختلف جمهوری اسلامی به صراحت بر ضرورت حفظ و نگهداری از آثار تاریخی تاکید شده و این نشان از توجه خاص به این مقوله نزد قانونگذار بوده است. یک مدرس رشته حقوق نیز در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: بر اساس ماده 560 قانون مجازات اسلامی، از یک تا سه سال حبس در انتظار افرادی است که اقدام به ساخت و ساز و هر گونه عملیات در حریم آثار فرهنگی و تاریخی کنند. سید محمد جعفر هاشمی در خصوص جرایمی که قانونگذار برای ساخت و ساز در عرصه و حریم آثار تاریخی در نظر گرفته است، گفت: در ماده 560 از فصل نهم قانون مجازات اسلامی آمده است، هر کس بدون اجازه از سازمان میراث فرهنگی کشور، یا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوی سازمان مذکور در حریم آثار فرهنگی، تاریخی مذکور در این ماده، مبادرت به عملیاتی نماید که سبب تزلزل بنیان آنها شود یا در نتیجه آن عملیات به آثار و بناهای مذکور خرابی یا لطمه وارد آید، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از یک تا سه سال محکوم می شود. وی ادامه داد: همچنین در ماده 563 از قانون مجازات اسلامی نیز آمده است که هرکس به اراضی و تپه ها و اماکن تاریخی و مذهبی که به ثبت آثار ملی رسیده و مالک خصوصی نداشته باشد تجاوز کند به شش ماه تا دو سال حبس محکوم می شود، مشروط بر آنکه سازمان میراث فرهنگی کشور قبلاً حدود مشخصات این قبیل اماکن و مناطق را در محل تعیین و علامتگذاری کرده باشد. هاشمی افزود: در چنین جرایمی حتی اگر دستگاه های اصلی متولی مانند میراث فرهنگی اقدام پیگیرانه ای انجام ندهد، مدعی العموم به واسطه اینکه این جرم جنبه عمومی دارد، می تواند اقدامات تعقیبی را به عمل آورد.
سر ستونهای سیمانی احداث شده توسط سازمان اوقاف جهت ایجاد سایبان برای زائران امامزاده ابراهیم (ع) این مدرس رشته حقوق در توضیحات بیشتری در این رابطه اظهارداشت: بر اساس ماده 568 قانون مجازات اسلامی، در مورد جرایم مذکور در این فصل که به وسیله اشخاص حقوقی انجام شود هریک از مدیران و مسئولان که دستور دهنده باشند، بر حسب مورد به مجازاتهای مقرر محکوم می شوند. چندی پیش در اقدامی سئوال بر انگیز اداره اوقاف شهرستان کنگاور احداث سایبانی جهت اسکان زائران امامزاده ابراهیم (ع) که در مرقد مطهرش در جوار معبد آناهیتا واقع شده را آغاز کرد که این امر دل دوستداران میراث فرهنگی و آثار تاریخی ایران را به درد آورد. معبد آناهیتا که دومین بنای سنگی ایران پس از تخت جمشید است در شهر کنگاور از شهرستانهای استان کرمانشاه و بر روی تپهای با ارتفاع ۳۲ متر و در ابعاد ۲۰۹ متر در ۲۲۴ مترساخته شده است. ارتفاع ستونهای این بنا نسبت به قطر آنها سه به یک است و این باعث شده در میان تمام معابد دنیا بی نظیر و منحصر به فرد باشد. هرچند در مورد ماهیت این بنا اختلاف نظر وجود دارد، اما بر اساس نظر اغلب کاوشگران این بنا، معبدی برای پرستش الهه آناهیتا در دوره اشکانی بوده است. این معبد از دوران اشکانی قابل احترام بوده و تیریداتها (تیردادها - تعدادی از پادشاهان اشکانی) در معبد آناهیتا تاجگذاری کردهاند، معبد آناهیتا در دوره ساسانیان هم مورد استفاده بوده و بازسازی شده است، همچنین کاوشها نشان داده این معبد در دوران سلجوقی، ایلخانی، صفویه و قاجار به منظورهای دیگر مورد استفاده قرار میگرفته و از هر کدام از این دورانهای تاریخی اثری در معبد بهجا مانده است. در قرن یکم بعد از میلاد مسیح "ایسیدور شاراکس" جغرافیدان یونانی اولین کسی بود که در کتاب خود به معبد آناهیتا اشاره کرده و آن را معبد" آرتمیس" نامیده است، از قرن نهم تا چهاردهم مورخان اسلامی از این منطقه دیدن نموده و مشاهدات خود را در گزارشهایشان ثبت کردهاند. ابن فقیه در کتاب مشهور "البلدان" نوشته است:"هیچ ستونی شگفت انگیزتر از ستونهای معبد آناهیتا در کنگاور نیست".
معبد آناهیتا به تدریج در طول سالیان دراز مورد بی توجهی قرار گرفته و به همین دلیل روند تخریبی آن آغاز شد، در سال 1336 زلزله ای که در این منطقه به وقوع پیوست و بخش وسیعی از این آثار را به تلی از خاک تبدیل کرد پس از آن به دلیل عدم نظارت و حراست مناسب از این اثر، مردم به خود اجازه دادند تا در ویرانه های این محوطه اقدام به ساخت و ساز کرده و حتی از مصالحح آن استفاده کنند که همین مسئله به مرور زمان تقریباً معبد آناهیتا را به یک خرابه تبدیل کرد. بدون شک با توجه به آنچه ذکر آن رفت، معبد آناهیتا به لحاظ ارزش تاریخی از جمله برجستهترین آثار و میراث فرهنگی سرزمین ایران است بدان حد که می توان آن را در فهرست جهانی یونسکو قرار داد، در این رابطه سالها است بحث هایی وجود دارد اما گویا هنوز اراده لازم برای آماده شدن بنا به منظور ثبت جهانی وجود ندارد و بی شک اتفاقاتی از این دست این معبد را از منظر یونسکو عقبتر خواهند انداخت. با توجه به مطالبی که ذکر آن رفت می طلبد با پیگیری بیشتر مسئولان نسبت به تعیین نهایی وضعیت این اثر برجسته تاریخی کشورمان گامهای جدی تری برداشته شود تا ضمن حفاظت دقیق تر و بهتر از آن بتوان با ساماندهی مناسب محوطه تاریخی معبد آناهیتا نسبت به ثبت جهانی آن اقدام کرد که بی شک این اقدام باعث جذب گسترده گردشگران و در نتیجه تحول در ساختار اقتصادی استان و شهرستان کنگاور خواهد شد. در عین حال خبرگزاری مهر آمادگی دارد تا توضیحات مقامات مسئول در این خصوص را در راستای تنویر افکار عمومی به اطلاع مردم برساند. ................................... وحید نیشابوری | |||||
|
مانـَک |
اوستایی |
پهلوی |
پارسی |
‹ |
|
هستی بخش بزرگ دانا |
اهورامزدا |
اورمزد |
هرمَزد |
1 |
|
اندیشه نیک |
وهومنه |
وهومن |
بهمن |
2 |
|
بهترین راستی و پاکی |
اشاوهیشتا |
ارتاوهیشتا |
اردیبهشت |
3 |
|
شهریاری نیرومند |
کشتریا وریا - خشترا وئیریه |
شهریور |
شهریور |
4 |
|
فروتنی و مهرپاک |
سپنتا آرمئیتی |
سپندارمت |
سپندارمذ |
5 |
|
تندرستی و رسایی |
هئوروتات |
خردات |
خورداد - خرداد |
6 |
|
بی مرگی ، جاودانی |
آمرتات |
امرتات |
امرداد |
7 |
|
آفریدگار |
دزوه - دثوش |
دزو ، دذوپت آتور |
دی ، دی بآذر |
8 |
|
آتش ، فروغ |
اتر- آثرآت |
اتور |
آذر |
9 |
|
آبها ، هنگام آب |
اپم |
آبان |
آبان |
10 |
|
آفتاب ، خورشید |
هورخشئیت |
خورشیت |
خور - خیر - خورشید |
11 |
|
ماه |
ماونگه |
ماه - ماذ |
ماه |
12 |
|
ستاره تیر یا تیشتر ، ستاره باران |
تیشتریه |
تیر- تیشتر |
تیر |
13 |
|
جهان ، زندگی هستی - گیتی |
گئوش |
گوش |
گوش |
14 |
|
آفریدگار |
دزوه - دثوش |
دذو ، دذوپت میتر |
دی ، دی بمهر |
15 |
|
دوستی ، پیمان |
میثر |
میتر |
مهر |
16 |
|
فرمانبرداری |
سرئوش |
سروش |
سروش |
17 |
|
دادگری |
رشنو |
رشن |
رشن |
18 |
|
فروهر ، نیروی پیشرفت |
فره وشی |
فرورتین |
فروردین |
19 |
|
پیروزی |
ورثرغن |
واهرام |
ورهرام |
20 |
|
رامش ، شادمانی |
رامن |
رام - رامشن |
رام |
21 |
|
باد - هوا |
واته |
وات |
باد |
22 |
|
آفریدگار |
دزوه - دثوش |
دذو ، دذوپت دپن |
دی ، دی بدین |
23 |
|
بینش درونی - وجدان |
دئنا |
دین |
دین |
24 |
|
خوشبختی ، دارائی و خواسته |
اشی - ونگوهی |
ارت |
ارد |
25 |
|
راستی |
ارشتاد |
اشتات |
اشتاد |
26 |
|
آسمان |
آسمن |
آسیمان |
آسمان |
27 |
|
زمین |
زام |
زمامیات - زامدات |
زامیاد - زمی - زمامیاد |
28 |
|
گفتار پاک |
منتره سپنت |
امهراسپنت |
مانتره سپند - ماراسپند - مهرسپند |
29 |
|
فروغ و روشنایی بی پایان |
انغره - رئوچه |
انیران |
انارم - انیران |
30 |
|
روز زیادی |
31 |
و مقایسه ی آن با روزهای هفته ی اروپا و آمریکای امروز
|
نام کنونی |
نام ایرانی |
نام سُغدی1 |
ستاره وابسته |
نام انگلیسی |
مانک |
|
یکشنبه |
یوشمبت2 |
مهرشید روز |
خورشید |
Sunday |
روز خورشید |
|
دوشنبه |
دوشمبت |
مهشید روز |
ماه |
Monday |
روز ماه |
|
سهشنبه |
سهشمبت |
بهرامشید روز |
مریخ ، ایزد جنگ |
Tuesday |
روز ایزد جنگ |
|
چهارشنبه |
چرشمبت |
تیرشید روز |
عطارد |
Wednesday |
روز عطارد |
|
پنجشنبه |
پنجشمبت |
برجیسشید روز |
مشتری ، ایزد آذرخش |
Thursday |
روز ایزد آذرخش |
|
آدینه |
شششمبت |
ناهیدشید روز |
زهره ، ستاره شادی آور3 |
Friday |
روز ستارهی شادی آور |
|
شنبه |
شمبت |
کیوانشید روز4 |
زحل |
Saturday |
روز زحل |
1-جشن آبانگان
آبان روز از آبان ماه برابر با 10 آبان در گاهشماری ایرانی
«... اینک آبها را میستاییم، آبهای فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کـُنش ِ اهورایی را...»

«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستارهی روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزدبانوی بزرگ «آب»ها در ایران (غیاث آبادی، 1382،ص77).
«اَردوی
سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزدبانویی ایرانی بسیار برجستهای
است كه نقش مهمی در آیینهای ایرانی دارد و پیشینهی ستایش و بزرگداشت این
ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دورههای پیش از زرتشتی در تاریخی ایران
میرسد.
بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام «آبان یشت»(یشت
پنجم) که یکی از باستانیترین ِیشتها میباشد به این ایزد بانو اختصاص
دارد، در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با
بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته،
با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستارهی هشت
گوش بر سر، كفشهایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ
آبی. اَناهید گردونهای دارد با چهار اسب سفید، اسبهای گردونهی او ابر،
باران، برف و تگرگ هستند.
او در بلندترین طبقهی آسمان جای گزیده است و
بر كرانهی هر دریاچهای، خانهای آراسته، با سد پنجرهی درخشان و هزار
ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران
و برف و تگرگ را فرو میباراند.
نیایشگاههای آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا
میشده و زیارتگاههایی كه امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و
معمولا در كنار آنها آبی جاری است، میتوانند بقایای
آن نیایشگاهها باشند.
برخی حتی سفرههای نذری با نام بی بی (همچون بی بی سه شنبه) را بازماندهی آیینهای مربوط به آناهیتا میدانند.
آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الههی عشق و زیبایی در یونان و «ایشتر»، الههی بابلی، به شمار میرود.
واژهی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» Apa و در فارسی هخامنشی «آپی» میباشد.
این
آخشیج (عنصر) همانند آخشیجهای اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیینهای
ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از
چهار آخشیج امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و
نامههای دینی پهلوی، ایرانیان آخشیجهای چهارگانه را که پایهی نخستین
زندگی است، میستودند.
در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانهها، فرشتهی آب را نیایش میکنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) میشمردند و هیچگاه آنرا آلوده نمیکردند و آبی را که اوصاف سهگانهاش (رنگ - بو - مزه) دگرگون میشد برای آشامیدن و شستشو بهکار نمیبردند.
«هرودوت» میآورد :
«... ایرانیان در میان آب ادرار نمیکنند، آب دهان و بینی در آن نمیاندازند و در آن دست و روی نمیشویند ...»
«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز میآورد :
«... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمیدهند و در آن لاشه، مردار و آنچه که نا پاک است نمیاندازند ...»
در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی میخوانیم :
«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید میدانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان میگویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسلهی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قناتها و نهرها و بازسازی آنها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفتگانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»
در روایت دیگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.
زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشنها به آدریانها (آتشكدهها) مىروند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشتهی آبها، به كنار جوىها و نهرها و قناتها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مىشود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مىپردازند.
جالب اینجاست كه مىگویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مىسپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مىكنند.
2-تیرما سیزه شو
روز از آبان ماه برابر با 12 آبان در گاهشماری ایرانی
جشنی به نام «تیرما سیزهشو» یا «تیرماه سیزه شو» در گاهشماری باستانی تبری، که همان جشن تیرگان در مازندران است.
3-دهواحنینا
روز هیجدهم ماه تورا مندایی برابر با 14 آبان در گاهشماری ایرانی
در گاهشماری صابئین مندایی روز هیجدهم ماه تورا (چهارمین ماه سال) جشنی برپا میشود به نام «دهواحنینا» یا «عید کوچک» که از آیینهای این جشن میتوان به دید و بازدید و تهیهی خوراکیهای ویژه نام برد.
|
4-پاییزانه
|
دی به مهر از آبان ماه برابر با 15 آبان در گاهشماری ایرانی
میانهی فصل پاییز هنگام برگزاری جشنی به نام «پاییزانه» یا «جشن میانهی پاییز» است که در گاهشماری گاهنباری نیز هنگام یکی از گاهنبارها به نام «اَیاثرِم»(در
اوستا اَیاثرِیمَه) به مانک «آغاز سرما» بوده است. این گاه در باور سنتی
زرتشتیان هنگامی است که خداوند گیاهان و رستنیها را آفریده است.
جشن
پاییزانه هنوز در بین مردم کرمانشاه برگزار میشود و از مراسم این جشن
میتوان به خواندن دعا و پختن خروس به شمارگان فرزندان خانواده نام برد.
5-گالشی جشن
آسمان روز از آبان ماه برابر با 27 آبان در گاهشماری ایرانی
این روز برابر با سیزدهم تیرماه دَیلمی و روز جشن تیرگان در گیلان است که با نام «تیرجشن» یا «گالشی جشن» شناخته می شود.
نقشه کامل راههای ایران (جهت دیدن اندازه بزرگ «اینجا» کلیک کنید)
![]()
نقشه کامل راههای ایران (جهت دیدن اندازه بزرگ «اینجا» کلیک کنید)
آبش احمد - آذرشهر - اسکو - آقکند - اهر - ایلخچی - باسمنج - بخشایش - بستانآباد - بناب - تبریز - ترک - ترکمانچای - تسوج - تیکمه داش - جلفا - خاروانا - خامنه - خراجو - خسروشهر - خمارلو - خواجه - دوزدوزان - زرنق - زنوز - سراب - سردرود - سیس - سیه رود - شبستر - شربیان - شرفخانه - شندآباد - صوفیان - عجب شیر - قره آغاج - کشک سرای - کلوانق - کلیبر - کوزه کنان - گوگان - لیلان - مراغه - مرند - ملکان - ممقان - مهربان - میانه - وایقان - ورزقان - هادی شهر - هریس - هشترود - هوراند - یامچی
![]()
ارومیه - اشنویه - بوکان - پیرانشهر - تکاب - خوی - چالدران - سردشت - سلماس - شاهین دژ - ماکو - مهاباد - میاندوآب - نقده

آبی بیگلو - اردبیل - اصلاندوز - بیله سوار - پارس آباد - تازه کند انگوت - جعفرآباد - خلخال - رضی - سرعین - عنبران - کلور - گرمی - گیوی - لاهرود - مشگین شهر - نمین - نیر - هشتجین - هیر
![]()

![]()
ابریشم - ابوزیدآباد - آران و بیدگل - اردستان - اژیه - اصفهان - افوس - انارک - ایمان شهر - بادرود - باغ بهادران - برزک - برف انبار - بهاران شهر - بهارستان - بوئین و میاندشت - پیربکران - تودشک - تیران - جندق - جوشقان و کامو - چادگان - چرمهین - چم گردان - حبیب آباد - حسن آباد - حنا - خمینی شهر - خوانسار - خور - خوراسگان - خورزوق - داران - دامنه - درچه پیاز - دستگرد - دهاقان - دهق - دولت آباد - دیزیچه - رزوه - رضوان شهر - زاینده رود - زرین شهر - زواره - زیباشهر - سده لنجان - سفیدشهر - سگزی - سمیرم - شاهین شهر - شهرضا - طالخونچه - عسگران - علویجه - فریدون شهر - فلاورجان - فولادشهر - قمصر - قهدریجان - کاشان - کرکوند - کلیشاد و سودرجان - کمشجه - کمه - کهریزسنگ - کوشک - کوهپایه - گز - گلپایگان - گل دشت - گل شهر - گوگد - مبارکه - محمدآباد - منظریه - مهاباد - میمه - نائین - نجف آباد - نصرآباد - نطنز - نوش آباد - نیاسر - نیک آباد - ورزنه - ورنامخواست - وزوان - ونک - هرند

آبدانان - ارکواز - ایلام - ایوان - بدره - پهله - توحید - چوار - دره شهر - دهلران - زرنه - سرابله - صالح آباد - لومار - مهران - موسیان - میمه

آب پخش - آبدان - امام حسن - اهرم - برازجان - بردخون - بندر دیر - بندر دیلم - بندر ریگ - بندر کنگان - بندر گناوه - بوشهر - جم - چغادک - خارک - خورموج - دالکی - دلوار - سعدآباد - شبانکاره - کاکی - وحدتیه

آبسرد - اسلام شهر - اشتهارد - اندیشه - باقرشهر - بومهن - پاکدشت - پردیس - پیشوا - تجریش - تهران - جوادآباد - چهاردانگه - حسن آباد - دماوند - رباط کریم - رودهن - شاهدشهر - شریف آباد - ری - شهریار - صباشهر - صفادشت - طالقان - فردوسیه - فشم - فیروزکوه - قدس - قرچک - کرج - کمال شهر - کهریزک - کیلان - گلستان - لواسان - ماهدشت - محمدشهر - مشکین دشت - ملارد - نسیم شهر - نظرآباد - وحیدیه - ورامین - هشتگرد

استان چهارمحال و بختیاری
اردل - آلونی - باباحیدر - بروجن - بلداجی - بن - جونقان - چلگرد - سامان - سفیددشت - سودجان - سورشجان - شلمزار - شهرکرد - طاقانک - فارسان - فرادنبه - فرخ شهر - کیان - گندمان - گهرو - لردگان - مال خلیفه - ناغان - نافچ - هفشجان
بیرجند - فردوس - قائن - سرایان - نهبندان - سربیشه - اسدیه - بشرویه - اسلامیه - آیسک - سه قلعه - خوسف - شوسف
![]()
انابد - باجگیران - باخرز - بایک - بجستان - بردسکن - بیدخت - تایباد - تربت جام - تربت حیدریه - جغتای - چاپشلو - چکنه - چناران - حاجی آباد - خرو - خضری دشت بیاض - خلیل آباد - خواف - داورزن - دررود - درگز - دولت آباد - رباط سنگ - رشتخوار - رضویه - رودآب - ریوش - سبزوار - سرخس - سلطان آباد - سنگان - شاندیز - ششتمد - صالح آباد - طرقبه - عشق آباد - فرهادگرد - فریمان - فیروزه - فیض آباد - قاسم آباد - قدمگاه - قلندرآباد - قوچان - کاخک - کاریز - کاشمر - کدکن - کلات - گناباد - لطف آباد - مشهد - ملک آباد - نشتیفان - نصرآباد - نقاب - نوخندان - نیشابور

اسفراین - آشخانه - بجنورد - پیش قلعه - حصار گرم خان - درق - راز - سنخواست - شوقان - شیروان - صفی آباد - فاروج - قاضی - گرمه جاجرم - لوجلی

آبادان - اروندکنار - آغاجاری - الوان - امیدیه - اندیمشک - اهواز - ایذه - باغ ملک - بستان - بندر امام خمینی - بندر ماهشهر - بهبهان - جایزان - چمران - حر - حسینیه - حمیدیه - خرمشهر - دزآب - دزفول - دهدز - رامشیر - رامهرمز - رفیع - زهره - سالند - سردشت - سوسنگرد - شادگان - شوش - شوشتر - شیبان - صفی آباد - صیدون - قلعه خواجه - قلعه تل - گتوند - لالی - مسجدسلیمان - مقاومت - ملاثانی - میانرود - مینوشهر - هفتگل - هندیجان - هویزه - ویس

آب بر - ابهر - چورزق - حلب - خرمدره - دندی - زرین آباد - زرین رود - زنجان - سجاس - سلطانیه - صائین قلعه - قیدار - گرماب - ماه نشان - هیدج

آرادان - امیریه - ایوانکی - بسطام - بیارجمند - دامغان - دیباج - سرخه - سمنان - سنگسر - شاهرود - شهمیرزاد - کلاته خیج - گرمسار - مجن - میامی

ادیمی - اسپکه - ایرانشهر - بزمان - بمپور - بنت - بنجار - پیشین - جالق - چابهار - خاش - دوست محمد - راسک - زابل - زابلی - زاهدان - زهک - سراوان - سرباز - سوران - سیرکان - فنوج - قصرقند - کنارک - گلمورتی - محمدآباد - میرجاوه - نصرت آباد - نگور - نوک آباد - نیک شهر

آباده طشک - آباده - اردکان - ارسنجان - اسیر - اشکنان - اقلید - اهل - اوز - ایج - ایزدخواست - باب انار - بالاده - بنارویه - بهمن - بیرم - بیضا - جنت شهر - جهرم - جویم - حاجی آباد - خاوران - خرامه - خشت - خنج - خور - داراب - داریان - رونیز - زاهدشهر - زرقان - سده - سروستان - سعادت شهر - سوریان - سیدان - ششده - شهر پیر - شیراز - صغاد - صفاشهر - علامرودشت - فتح آباد - فراشبند - فسا - فیروزآباد - قائمیه - قادرآباد - قطب آباد - قیر و کارزین - کازرون - کامفیروز - کره ای - کنارتخته - کوار - گراش - گله دار - لار - لامرد - لپوئی - مرودشت - مشکان - مصیری - مهر - میمند - نودان - نورآباد - نیریز - وراوی
![]()
آبگرم - آبیک - ارداق - اسفرورین - اقبالیه - الوند - آوج - بوئین زهرا - بیدستان - تاکستان - خرمدشت - دانسفهان - رازمیان - شال - ضیاءآباد - قزوین - کوهین - محمدیه - محمودآباد نمونه - معلم کلایه

جعفریه - دستجرد - قم - قنوات - کهک
آرمرده - بابارشانی - بانه - بوئین سفلی - بیجار - چناره - دزج - دلبران - دهگلان - دیواندره - زرینه - سروآباد - سریش آباد - سقز - سنندج - شویشه - صاحب - قروه - کامیاران - کانی سور - مریوان - موچش - یاسوکند

کرمان
اختیارآباد - ارزوئیه - انار - باغین - بافت - بردسیر - بروات - بزنجان - بم - بهرمان - پاریز - جبالبارز - جوپار - جیرفت - چترود - حسین آباد - خانوک - درب بهشت - دهج - رابر - راور - راین - رفسنجان - رودبار - زرند - زنگی آباد - زیدآباد - سیرجان - شهداد - شهر بابک - عنبرآباد - فاریاب - فهرج - قلعه گنج - کاظم آباد - کرمان - کشکوئیه - کهنوج - کوه بنان - کیان شهر - گلباف - گلزار - ماهان - محمدآباد - محی آباد - مس سرچشمه - منوجان - نجف شهر - نرماشیر - نگار
![]()
اسلام آباد غرب (شاه آباد) - باینگان - بیستون - پاوه - تازه آباد - جوانرود - حمیل - رباط - روانسر - سرپل ذهاب - سرمست - سنقر - سومار - صحنه - قصر شیرین - کرمانشاه - کرند - کنگاور - کوزران - گهواره - گیلان غرب - میان راهان - نودشه - نوسود - هرسین - هلشی

باشت - چرام - دهدشت - دوگنبدان - دیشموک - سوق - سی سخت - قلعه رئیسی - گراب سفلی - لنده - لیکک - مارگون - یاسوج

آزادشهر - آق قلا - انبار آلوم - اینچه برون - بندر ترکمن - بندر گز - خان ببین - دلند - رامیان - سرخنکلاته - سیمین شهر - علی آباد - فاضل آباد - کردکوی - کلاله - گالیکش - گرگان - گمیش تپه - گنبد کاووس - مراوه تپه - مینودشت - نوده خاندوز - نوکنده

احمدسرگوراب - اسالم - آستارا - آستانه اشرفیه - اطاقور - املش - بازارجمعه - بره سر - بندر انزلی - پره سر - توتکابن - جیرنده - چابکسر - حویق - خشکبیجار - خمام - دیلمان - رانکوه - رحیم آباد - رستم آباد - رضوانشهر - رودبار - رودسر - رودنبه - سنگر - سیاهکَل - شفت - شلمان - صومعه سرا - فومن - کلاچای - کوچصفهان - کومله - کیاشهر - گوراب زرمیخ - لاهیجان - لشت نشا - لنگرود - لوشان - لوندویل - لیسار - ماسال - ماسوله - مرجقل - منجیل - واجارگاه - هشتپر

ازنا - اشترینان - الشتر - الیگودرز - بروجرد - پل دختر - چالانچولان - چغلوندی - چقابل - خرم آباد - دورود - زاغه - سپیددشت - سراب دوره - فیروزآباد - کونانی - کوهدشت - گراب - محمودوند - معمولان - مومن آباد - نورآباد

آلاشت - آمل - امیرکلا - بابل - بابلسر - بلده - بهشهر - بهنمیر - پل سفید - تنکابن - جویبار - چالوس - چمستان - خرم آباد - خوش رودپی - رامسر - رستمکلا - رویان - رینه - زرگرمحله - زیرآب - ساری - سرخ رود - سلمان شهر - سورک - شیرگاه - عباس آباد - فریدون کنار - قائم شهر - کتالم و سادات شهر - کلارآباد - کلاردشت - کله بست - کوهی خیل - کیاسر - کیاکلا - گزنک - گلوگاه (بهشهر) - گلوگاه - محمودآباد - مرزیکلا - نشتارود - نکا - نور - نوشهر

اراک - آستانه - آشتیان - تفرش - توره - خمین - خنداب - داودآباد - دلیجان - رازقان - زاویه - ساوه - سنجان - شازند - غرق آباد - فرمهین - قورچی باشی - کرهرود - کمیجان - مأمونیه - محلات - میلاجرد - نراق - نوبران - نیمور - هندودر
![]()
ابوموسی - بستک - بندرچارک - بندرخمیر - بندرعباس - بندرلنگه - جاسک - جناح - حاجی آباد - دهبارز - سوزا - سیریک - فین - قشم - کنگ - کیش - گاوبندی - هرمز - میناب

ازندریان - اسدآباد - بهار - تویسرکان - جورقان - جوکار - دمق - رزن - سامن - سرکان - شیرین سو - صالح آباد - فامنین - فرسفج - فیروزان - قروه درجزین - قهاوند - کبودرآهنگ - گل تپه - لالجین - مریانج - ملایر - نهاوند - همدان
![]()
ابرکوه - احمدآباد - اردکان - اشکذر - بافق - بهاباد - تفت - حمیدیا - خضرآباد - زارچ - شاهدیه - شواز - طبس - عشق آباد - مروست - مهردشت - مهریز - میبد - ندوشن - نیر - هرات - یزد

|
چهارگوشه ايران: استان كرمانشاه
ايرانگردی- همشهري آنلاين: استان كرمانشاه با وسعتي در حدود 24434 كيلومتر مربع در ميانه ضلع غربي كشور قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است. استان كرمانشاه در سال 1375 داراي11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است. شهر كرمانشاه مركز استان كرمانشاه ميباشد و شهرستانهايي اين استان عبارتند از: اسلامآباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شيرين، كرمانشاه، كنگاوور، گيلانغرب و هريس.
استان كرمانشاه ناحيهاي كوهستاني است كه بين فلات ايران و جلگه بينالنهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلهها و ارتفاعات سلسه كوههاي زاگرس پوشاندهاند و در محدوده اين استان به صورت مجموعهاي از رشتهكوههاي موازي پديدار گشته كه دشتهاي مرتفع كوهستاني درميان آنها شكل گرفته و بستر گذرگاههاي مهم زاگرس را به وجود آورده است. قدمت سكونت در محدوده استان فعلي كرمانشاه به هزاره قبل از ميلاد ميرسد در
آثار سارگن- شاه اكد- كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آريزان ياغي) ياد شده است. به استناد كتيبههاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنههاي زاگرس طوايفي به نامهاي لولوبي، گوتي، مانايي، فايري، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است، طوايف آمادا و پارسوآ آريايي، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شدهاند ولي محققان در آريايي بودن لولوبيها و ماناييها ترديد دارند. شهرستان كرمانشاه كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته ميشود توسط طهمورث ديو بند- پادشاه افسانهاي پيشداديان- ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت ميدهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است.
در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدراعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثمانيها قرار گرفت. اما نادر شاه ،عثمانيها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانيها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد. در سال 1267 هجري قمري امامقلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان اسلام آباد غرب نام اسلام آباد غرب نخست (مندلي) بود. بعد حمله عربها، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر ( هارون آباد) معروف شد. در سال 1309 هجري شمسي نام شهر به شاهآباد غرب تغيير يافت. بعد از انقلاب اسلامي در سال 57، نام اين شهرستان به اسلام آباد غرب تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايي براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد. بعضي از بخشهاي اين شهرستان سابقه تاريخي دارند:
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان پاوه (اورامانات) نام پاوه را به پاوه، سردار يزد گرد سوم ( آخرين شاهنشاه ساسانيان) منصوب ميدانند كه جهت جلب حمايت كردها روانه اين منطقه گرديد و مورد احترام اهالي قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند كه در كتابهاي عربي ( فاوج) آمده است. ظاهراً در محلي نزديك پاوه كه اكنون ( جنگاه) گفته ميشود مردم پاوه با سعدوقاص جنگيدهاند. همچنينمعني كلمه اورمانات از اورتن ( اورامان) نام يكي از سرودههاي دين زرتشتيان- گرفته شده است. مراكز ديدني و تاريخي
جوانرود همان محلي است كه حمدالله مستوفي در نزهه القلوب از آن به عنوان (الا ني) نام برده است. مستوفي از الا ني يا جوانرود امروز به عنوان قصبهاي معتبر با هواي خوش، آبهاي روان، شكارگاههاي خوب و ناحيهاي با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته است و در اطراف آن قلههايي وجود داشته است. اين شهر در دوره افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايي زيبا دارد كه غار كاوات را يكي از مراكز ديدني آن ميباشد. شهرسستان سر پلذهاب سر پل ذهاب در نزديكي ويرانههاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبهاي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سر پل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان ( زهاو) مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معني ( آب مقطر، خوب و همچنين به معني چشمه و منبع آب) آمده است. ظاهراً به علت چشمه سارها و سرابهاي فراوان، اين شهر به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه ( سرپل) است كه از نام پلي برروي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است. اين پل در سال 1345 هجريشمسي تخريب شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان سنقر و كليايي سنقر در لغت فارسي به معني (پرنده) شكاري است. از قدمت ديرينه اين شهر اطلاعات روشني در دست نيست ولي در دوره سلجوقيان، اميران سنقر به نام (آقاسنقر) معروف بودهاند. گفته ميشود كه شهر سنقر در ابتدا يك اردوگاه مغولي بود كه بعدها به شهر تبديل شده است. در زمان فتحعلي شاه قاجار فرزند وي فتحالله ميرزا به حكومت سنقر گماشته شد. سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور، ملاير و تويسركاني يكي شده يكي شه و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي ميرزا ( پسر فتحعلي شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدين شاه سنقر و كليايي ضميمه اسد آباد شد. در حال حاضر شهرستان سنقر و كليايي از نواحي جالب توجه و زيباي استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايي واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بيشه زار فرا گرفته است و قلههاي كوههاي آن تا اواخر تابستان از برف زمستاني ميدرخشد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان صحنه شهرستان صحنه يكي ديگر از بخشهاي شهرستان كرمانشاه بود كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شده است. محدوده اين شهرستان نيز از نواحي قديمي و تاريخي استان كرمانشاه است و آثار و بقاياي ادوار گذشته در آن به جا ماندهاند. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان قصر شيرين قصر شيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران مي باشد. بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است، اين شهر در عصر هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر فعلي، ويرانههاي قصر شيرين كهنه باقي مانده كه گفته ميشود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز درآن قرارداشته است. افسانه معروف شيرين و فرهاد از نام اين شهر اخذ شده است. پس از حمله عربها، قصر شيرين ويران گشت وتا سال 1270 هجري قمري مانند قصبه كوچكي باقي ماند. در جنگ جهاني اول، قصر شيرين مرز سربازان دولتهاي آلمان و عثمانها از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان كنگاور كنگاور يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه قدمت آن به دوره ساساني ميرسد. بعد از شكست ايران، عربها نام آن را قصرالصوص ناميدند. كنگاور به دليل همجواري با معبد باستاني آناهيتا، اهميت ويژهاي داشته است. اين شهر تا زمان ساسانيان آباد بود، ولي پس از غلبه عربها ويران شده است. در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگي معبد آناهيتا در محله گچ كن آن باقي مانده است. در اين شهر، خسرو پرويز بر روي صفحهاي، بناي ستون داري از گچ و آجر ساخته بود. ياقوت حموي در قرن هفتم هجري قمري نوشته است كه ساختمانهاي ساسانيان بيست ذرع از سطح زمين بلند تر است. شهر كنگاور به دليل بقاياي كاخ يا معبد آناهيتا شهرت ملي و جهاني دارد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان گيلان غرب شهرستان گيلان غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است كه در نوشتههاي تاريخي نيز به كرات از آن نامبرده شده است. خرابههاي روستاي گيلان در منتهياليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابهها كه به شكل تپه كه به شكل تپه خودنمايي ميكنند، احتمالاً بناهايي بودهاند كه بنا به ضرورتهاي دفاعي و امنيتي ساخته ساخته شدهاند. در اين تپهها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانههايي از قدمت تپهها هستند و احتمالاً آتشكدههاي بزرگ مربوط به مغها بودهاند كه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشتههاي دور، خوانين كلهر زمستانها در اين منطقه به سر ميبرند. شهرستان هرسين هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه ميباشد. در اين ناحيه آثاري از دوره ساساني از جمله صفحه تراشيده كوه، حوض سنگي،ساعت آبي، طاق سنگي، پلكان سنگي، قلعه و آثاري ديگر باقي مانده است. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امينالرعايا و فرزندان او بوده است. اين ناحيه در سالهاي اخير به شهرستان تبديل شده است. مراكز ديدني و تاريخي
|
(نقل شده از روز نامه همشهری)
مقدمه:
آناهیتا ایزد فرشته نگهبان آب , فراوانی, برکت,زیبایی وتناسل بوده که مورخان یونانی
آناهیتا را )آنایی تیس( نوشته واکثرا" او را ) آرتمیس آنا ئی تیس ( گفته اند.
مورخان روم و بیزانس او را ) دیانا یا دیان ( خوانده اند.
ایسید روس خاراکسی بنای کنگاور را معبد ) آریمتس ( وپرستشگاه این الهه نوشته وازخزاینی که
که در این معبد ودر معبد ناهید همدان است صحبت کرده.
کنگاور از ایام قدیم آباد بوده و)ایسید روس خاراکسی ( اولین کسی است که در نیمه نخست صده اول
میلادی از آن بنام )) کن کبار (( نام برده است .
در کتاب البلدان که به سال 290 ه ق تالیف ابن فقیه در باره ستون های قصر اللصوص )آناهیتا( چنین توصیف شده:
)) ولا اساطین اعجب من اساطین قصراللصوص (( وهیچ ستونی شگفت انگیز تر ازستون های قصراللصوص نیست.
صاحب عجائب خبر گفته است: هرگاه خواستی شگفتی از شگفتی ها
ببینی به سر ستون ها وپایه های ستون های کاخ بنگر واز تراش این سنگ های سخت در تعجب
خواهی شد از کار تراشندگان آنها
وضعیت معماری تاریخی و سازه ای معبد آناهیتا: درسال 1840میلادی )) اوژن فلاندن (( و )) پاسکال کست (( از معبد آناهیتای کنگاور دیدن کرده و آنرا مورد تحقیق وبررسی قرار ونقشه برداری نمودند. )) رومن گیرشمن (( باستان شناس فرانسوی بیش از 30 سال در ایران تحقیق داشت و مدتی را در معبد آناهیتای کنگاور به تحقیق مشغول بود . وسپس)) پرفسور ارنست هرتسفلند (( آلمانی بنای معبد کنگاور را مورد کنکاش وحفاری قرار داد. در باره پله های معبد پرفسور ارنست نوشته است که : اندازه های آن عموما" ارتفاع هر پله 14.8cm وکف پله 32cm است. ودر جهات مختلف بین 27 تا 29-31-33cm متغیر است. فواصل متغیر پله ها شاید بدان جهت بوده است که سنگ تراشان ومعماران باستانی تابع محیط بوده و زوایا وخطوط را در طبیعت صخره های سنگی دوردست جستجو می نمود. ) اردشیر دوم( شاه هخامنشی در سال ( 359-404) ق -م وبیش از این تاریخ هیچگونه نامی از آن را به میان نیاورده معبد آناهیتا را ساخت
اندازه ها و ساختار سازه ای و معماری معبد آناهیتا
معبد آناهیتا کنگاور بعد از تخت جمشید بزرگترین بنای سنگی ایران است. سازه معبد آناهیتا از جنس سنگ های عظیم آذرین ومرمر می باشد. معدن این سنگ ها ) تپه شیر مران ( در 2km معبد بوده است که در نقشه نمایان است. کاوش های علمی پرفسور ارنست هر تسفلند ومطالعه کاوش های علمی فلاندن و پاسکال کست توسط پرفسور ونوشته های وی بقرار زیر است . طول و عرض چهار دیوار اطراف این معبد 220×230m است . قطر این دیوارها در بیشتر موارد 1.8m می باشد . این دیوار قطور به مشابه ایوانی بوده است که در طرف غرب و جنوب وبخشی از دیوار شرقی در حدود 120m یک ردیف ستون بر لبه خارجی آن استوار بوده است. ستون ها عموما" شامل سه قسمت )) پایه ستون- میان ستون - سرستون (( بوده اند. و در هنگام استقرار 354cm ارتفاع داشته اند . فاصله بین دو ستون از محور هایشان نسبت به هم 4.75m بوده است . که در حال حا ظر 16 ستون سالم با منظمات آن در نتیجه حفریات بیرون آمده چند تکه شکسته باقی مانده وبقیه از بین رفته اند. دیوار شرقی پس از 120m بخش ستون دار با زاویه 90 درجه بطرف شرق منحرف شده وپس از 20m مجددا" درجهت اصلی بطرف شمال رفته وباز پس از طی 90 درجه در 20m بطرف غرب با دیوار اصلی پیچیده است. یک صفحه بزرگ رامجسم می کند که یک پلکان جنبی از منتهی الیه شمال شرقی به آن را پیدا می کند هنگام بررسی طرح فلاندن در همین جبهه ئ شر قی مجموعه سه ردیف 48 ستونی جمعا 144 "ستون در نقشه رسم شده است ضمنا" جبه شرقی آن طوری که نام برده گان گمان کرده اند ممتد نبوده بلکه دارای پیچ وخم هایی است که منتهی به صنه وراه رو و پلکان می شود کاوش های فعلی که ازگوشه ئ جنوب شرقی آغاز شده پلکانی را معرفی نموده که دو طرفه وپهلویی در جهت دیوار جنوبی وکاملا" قابل مقایسه با پلکان دو طرفه تخت جمشید دوره هخامنشی می باشد. پهنای پلکان 4.15m وبلندی هر یک 12cm وعمق هر یک 32cm است . مدخل بنای ناهید کنگاور با این نمونه پلکان نیز آن چنان با شکو ه و مجلل وآن طور استادانه و ماهرانه از کا ر درامده که بدون تردید انسان می خواهد تصور کند که حجار آنها وپلکانهای تخت جمشید یک نفر بوده است . بر پیشانی این مجموعه پلکان, جان پناه و کنگره تعبه نشده وکاملا" ساده هستند. وهمچنان که سایر قسمت های این بنای عظیم ساده وبی پیرایه ساخته شده است. عناصر تزئین در ستون -سر ستون وسایر حجاری ها دیده نمی شود. بایستی در نظر داشت که معماران این معبد عظیم از هنر معماری هخامنشی بهره گرفته اند. در مجموع نمی توان گفت که این نوع پلکان ها تقلیدی از معماری غربی به شمار می رود. زیرا نمونه های باستانی آن را تنها در ایران باز می یابیم کاوش و خاکبرداری از معبد در کاوش های اطراف معبد ارتفاع خاکبرداری در این بخش از سطح معبر عام تا روی صخره تا 5.5m می رسد . مطالعات لایه شناسی در کارگاه مرکزی تا سیساتی منظم از ادوار ساختمانی تکامل یافته معرفی می نماید. که بقرار زیر است: دوره صفویه -دوره سلجوقیه-دوره ساسانی- دوره اشکانی در دوره ساسانیان حکاکی وسنگ نوشته هایی وجود دارد که در دیوار معبد حک شده و چون وروی سنگ های حجاری فقط دیده می شود معلوم بوده است که معبد ناهید در زمان ساسانیان تعمیر شده و مورد استفاده بوده است. وتعدادی از اسامی نمایان بقرار زیر است )پیروز- پیر- شهریور- خرت و... ودر دوره اشکانیان آثار زیادی دیده می شود چه از نظر سفال و آثار و عوامل دیگر از جمله )) گورستان اشکانیان (( مک در این منطقه سه نوع مقبره وجود دارد: نوع اول: دوره اشکانی - از 200 ق-م تا ابتدای میلادی .در این نوع صخره طبیعی را به ابعاد 200×60cm کنده ومرده را درون آن بحالت خوابیده وبه پهلو و طاق باز صورت رو به معبدقرار داده اند. و در بعضی موارد دست چپ مرده به حالت احترام به روی سینه قرار داده میشد. واین نوع در دوره هخامنشی هم معمول بوده , از نظر تاریخ گذاری این نوع مقابر را قبور باشناسنامه می توان نامید. دریک قبر سکه های برنزی - دست بند- یک جفت گوشواره طلا که بر دسته های آن نقش انسانی بالدار بانقش گل مدور شش پر دیده می شود . همچنین ظروف سفالین از قبیل قمقمه و...بدست آمده نوع دوم: مربوط به قرن اولیه میلادی جدید تراز مقابر نخست- در این دوره اموات را در تابوتهای سفالین بدون لعاب و زینت بطول 210×35cm وژرفای 30cm قرار می داده اند . وتابوت را در محوطه ای به همین اندازه در صخره طبیعی کنده شده دفن می کر دند وروی تابوت را بوسیله پوشش سفالین ویا ورقه های سنگ آهک مسدود می کردند. جهت این تابوت ها نسبت به قبور نوع اول شمالی جنوبی است که صورت رو به معبد وطاق باز می باشد. وکودکان در تابوت های کوچکتر دفن می کردند. نوع سوم: که برای دفن از خمره سفالین استفاده شده است بدین ترتیب مرده را درون خمره به حالت صورت بطرف معبد قرار داده ودهانه خمره رابوسیله یک تخته سنگ وگل مسدود می ردندشوفه درزیر دیوار شرقی می باشد تعاریف ونوشته ها در باره معبد آناهیتا: مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفه الاقاسیم - درباره بناهای تاریخی کنگاور چنین می نویسد )) وقصراللصوص صغیره بهاء قصر من حجاره علی اسطوانات واعمال عجیبه (( قصراللصوص کوچک است در آنجا قصری از سنگ با ستون ها ومعماری شگفت انگیزبناشده است. ابودلف در سفرنامه خود از معبد آناهیتای کنگاور چنین یاد کرده است )) از آنجا به قصر اللصوص رفتم.ساختمان این کاخ بسیار عجیب است وبرروی یک ایوان آجری که بیست پا از زمین بلندتراست بنا شده دراین کاخ ایوان ها وکوشک ها وخزانه هایی است .که از آنچه گفته شده عالی تر وزیباترو باشکوه تر است . زیبایی ساختمان ونقشه های آن دیدگان راخیره می سازد(( در کتاب عجایب المخلوقات که به سال 556 ه-ق تالیف شده چنین آمده ))قصرشهریست بدین حدود که آنرا کنگور می گویند. بنایی است عجیب از سنگ های بر سرهم دیگر نهاده وزن هرسنگی در صفت نیاید . آفریدگار داند کی آن چون ساخته اند وبه چه قوت راست کرده اند.وآنرا مگربه دیده بینند سنگ ها بیست ارش بر هم نهاده کی صانعان در آن شگفت مانند و..(( یاقوت در معجم البلدان خود که به سال 623 ه-ق نوشته شده است که )) کنکور شهر است میان همدان وقرمیسین قصری عجیب در آن بناست بنام قصراللوص و دانشمندانی که از آن برخاستند ایشان را قصری خوانند همانند} ابو نعام - معروف به محمد بن القصری - معروف به وزیر اهل قصر کنکوری{ و.... صاحب عجائب خبر گفته است: هرگاه خواستی شگفتی از شگفتی ها ببینی به سر ستون ها وپایه های ستون های کاخ بنگر واز تراش این سنگ های سخت در تعجب خواهی شد از کار تراشندگان آنها (( ناصرالدین شاه درسفر خود به کنگاور در سال 1287 ه-ق می نویسد)). درمحل مرتفعی قلعه ایست اشجار واعماران دارد به جایی رسیدیم ستون ها بودند که قطر آنها تقریبا" سه بغل آدم است . اینجا معبد یا عمارت سلطنتی بوده و((.... منابع وماخذ :
معبد آناهیتا کنگاور
![]()
در ظهر یک روز پائیزی که قصد مسافرت به کرمانشاه را داشتیم به شهر کنگاور رفتیم گرچه از جاده اصلی مسیر ما مقداری انحرافی داشت اما توصیف معبد آناهیتای کنگاور ما را برآن داشت تا به دیدن یکی دیگر از گنجینه های فرهنگی وتاریخی ایران زمین برویم .ستونهای زیبای معبد که برروی تپه ای بزرگ هویدا بود چشمانتان را به سوی یکی از بزرگترین معابد مذهبی ایران خیره می سازد .باتأسف برروی برخی از آثار، خانه هایی بنا شده بود ویک بارگاه امامزاده هم در دل بنای معبد طی چند سال اخیر بنا گردیده است .
باهم با تاریخچه این بنای ارزشمند آشنا می شویم:
پيشينه تاريخي معبد آناهيتا :
بناي معبد آناهيتا در شهر کنگاور از شهرستانهاي استان کرمانشاه قرار دارد. اين بنا بر روي تپهاي با ارتفاع ۳۲ متر و در ابعاد ۲۰۹ متر در ۲۲۴ مترساخته شده است. ارتفاع ستونهاي اين بنا نسبت به قطر آنها سه به يک است و اين باعث شده در ميان تمام معابد دنيا بي نظير و منحصر به فرد باشد. معبد آناهيتا دومين بناي سنگي ايران پس از تخت جمشيد است. هرچند در مورد ماهيت اين بنا اختلاف نظر وجود دارد و برخي آنرا کاخ ناتمام خسرو پرويز دانستهاند ولي نظريه معروفتر بنا را معبدي براي الهه آناهيتا ميداند. نخستين حفاريهاي باستانشناسانه سال 1347 انجام شد و طبق تحقيقات اوليه، بنا را مکاني براي پرستش الهه آناهيتا در دوره اشکاني دانستند. در سال 1354 کاوشهاي بعدي و پيدا شدن سنگکنگرهاي مشابه تاق گرا در سرپل ذهاب اين نظريه را مطرح کرد که ممکن است اين بنا باقيمانده يکي از کاخهاي خسرو پرويز در دوره ساساني باشد که البته وجود شواهد ديگر به نظريه اول قوت بيشتري ميبخشد. اين معبد از دوران اشکاني قابل احترام بوده و تيريداتها (تيردادها - تعدادي از پادشاهان اشکاني) در معبد آناهيتا تاج گذاري ميکردهاند. معبد آناهيتا در دوره ساسانيان هم مورد استفاده بوده و بازسازي شده است. کاوشها نشان داده اين معبد در دوران سلجوقي، ايلخاني، صفويه و قاجار به منظورهاي ديگر مورد استفاده قرار ميگرفته و از هر کدام از اين دورانهاي تاريخي اثري در معبد بهجا مانده است. در نيمه اول قرن يکم بعد از ميلاد مسيح ايسيدور شاراکس جغرافيدان يوناني اولين کسي که معبد آناهيتا را در کتاب خود قيد نموده است آن را معبد آرتميس ناميده است. از قرن نهم تا چهاردهم مورخان اسلامي از اين منطقه ديدن نموده و مشاهدات خود را در گزارشهايشان ثبت کردهاند. ابن فقيه در کتاب مشهور البلدان نوشته است: «هيچ ستوني شگفت انگيز تر از ستونهاي معبد آناهيتا کنگاور نيست.» معبد آناهيتا به تدريج در طول ساليان دراز به تدريج تخريب شده است. آثار معمارى متشکل از گچ و آهک را مردم محلى براى تهيه گچ و آهک تازه استفاده مىکردند. در طول هزاران سال مردم کنگاور با ذوب گچ و آهک موجود در محوطه تاريخى، بقاياى ساختمانى معبد آناهيتا را نابود کردهاند. معبد پس از زلزله کنگاور در سال 1336 و ساخت و سازهاي مردم تقريبا به يک خرابه تبديل شده بود.
آشنائی با شهر کنگاور

|
|
||
![]() |
|
|


معرفی استان کرمانشاه و جاذبه های دیدنی آن
استان کرمانشاه :
در غرب ایران واقع شدهاست. بنابر برآوردهای سال ۲۰۰۶ جمعیت این استان 1،902،760 نفر است.مرکز این استان شهر کرمانشاه است که دارای حدود 765،075 نفر جمعیت است که 1،401 متر از سطح دریا ارتفاع دارد .این استان در گذشته یکی از مراکز ساسانیان بودهاست و از همین دوره آثار بسیار زیاد و ارزشمندی در این استان مانند تاق بستان، کتیبه بیستون و معبد آناهیتا باقی ماندهاست و در طی سدههای گوناگون نیز به دلیل جایگاه ویژه راهبردی این شهر دارای اهمیت ویژهای بودهاست. امروزه نیز از مهمترین شهرهای غرب ایران به شمار میرود.
کرمانشاه از دید گوناگونی آب و هوائی و قومی و مذهبی دارای تنوع و گوناگونی متعددی می باشد چرا که از لحاظ آب و هوایی دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصر شیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل هستند در این استان قومیتهای گوناگونی در کنار هم زندگی میکنند. از دیدگاه مذهبی نیز دارای گونهگونی بسیار زیادی است. به طور مثال پیروان کیشهای شیعه، سنی، اهل حق (یارسان)، مسیحی (ارمنی)، آشوری در این استان در کنار هم زندگی آشتی آمیزی دارند.
مردم شهر کرمانشاه به فارسی (لهجه کرمانشاهی) صحبت میکنند . همچنین کردی گورانی و کلهری، و گویش لکی نیز در شهر و پیرامون رواج دارد. در نواحی دیگر استان گویشهای لکی، گورانی و کلهری، زبان اورامانی، و ترکی (در سنقر) رواج دارد
یکی از مهمترین آثار این استان سنگنگاره بیستون است که بزرگترین سند به جا مانده از روزگار هخامنشیان به شمار میرود و به سه زبان توسط داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی بر کوه اسطورهای بیستون حک شدهاست. افزون براین بیستون نماد مهر است چرا که از خود گذشتگی فرهاد، نام این کوه را با عشق جاودانه شیرین و فرهاد که الهام بخش بسیاری از نویسندگان و سرایندگان نامدار ایران همچون نظامی گنجوی بوده درهم سرشتهاست. از همین رو یکی از القاب مهم شهر کرمانشاه (خاک عشق) است
آثار تاریخی استان کرمانشاه را محوطه تاریخی تاقبستان، مجموعه تاریخی بیستون، نیایشگاه آناهیتا، طاق گرا، قلعه یزدگرد، آنوبانینی، دکان داود، چهارطاقی، بقعه مالک، کاروانسرای ماهیدشت، دخمه مادها (معروف به شیرین و فرهاد)، دخمه اسحاقوند و گودین تپه تشکیل میدهند
از دوران پیش از تاریخ نیز آثار مهمی از دوران پارینه سنگی در بیستون یافت شده که مربوط به غارهای شکارچیان، غار مرخرل، و مرتاریک است.علاوه بر این در غار دو اشکفت در شمال شهر کرمانشاه نیز آثار سکونت انسانهای پارینه سنگی میانی یافت شدهاست. قدیمیترین بقایای استخوانی انسان ریختهای پارینه سنگی که در ایران یافت شده مربوط به بیستون است. این قطعه شامل بخشی از یک استخوان ساعد است و در کاوشهای غار شکارچیان در سال ۱۹۴۹ بوسیله کارلتن کوون بدست آمدهاست.
شهرها و شهرستانهای استان :
مرکز : کرمانشاه
شهرستان ها : اسلام آباد غرب ، پاوه ، ثلاث بابابجانی ، جوانرود ، دالاهو ، روانسر ، سرپل ذهاب ،سنقر ، صحنه ، قصر شیرین ، کرمانشاه ، کنگاور ، گیلان غرب ، هرسین.
شهرها : ازگله ، اسلام آباد غرب ، باینگان ، بیستون ، پاوه ، تازه آباد ، جوانرود ، حمیل ، رباط ، روانسر ، سرپل ذهاب ، سرمست ، سطر ، سنقر ، سومار ، صحنه ،فیروز آباد ، قصر شیرین ، کرمانشاه ، کرند غرب ، کنگاور ، کوزران ، گهواره ، گیلان غرب ، میان راهان ، نودشه ، نوسود ، هرسین ، هلشی .
آثار تاریخی استان کرمانشاه :
1.طاق بستان :
محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .ياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را« قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .
2. مجسمه هرکول :
پیکره هرکول در کناره شاهراه شرقی-غربی جاده بزرگ ابریشم یا جا ده بزرگ خراسان در محوطه تاریخی بیستون نزدیک کرمانشاه از سنگ تراشیده شده است.در دوران پارتی هرکول یکی از محبوب ترین خدایان بود که اغلب به صورت پیکره های گلی و سنگی نشان داده می شد. تندیس هرکول شخصی نیرومند کاملاً عریانی با موی و ریش مجعد در حال استراحت را بر روی پوست شیری نشان می دهد که بر سکویی به طول 20/2 متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه نموده و در دست چپ پیاله ای دارد که تا نزدیک صورت نگه داشته است و نیز دست راستش برروی پای راست قرار گرفته و پای چپ را تکیه گاه پای دیگر نموده است . طول مجسمه 47/1 متر که به طور برجسته از سنگ کوه تراشیده شده و از طرف پشت به کوه متصل است . در عقب مجسمه نقوش و کتیبه ای به زبان یونانی قدیم بر روی سنگ نقش شده است نقوش آن شامل درخت زیتونی است که از شاخه آن کماندان و تیردانی آویزان شده است . در کنار این درخت گرز مخروطی شکل گره داری حجاری شده که برجستگی آن نسبت به سایر نقوش بیشتراست . کتیبه به خط یونانی قدیم در هفت سطر بر روی لوحی به ابعاد 33 × 43 سانتیمتر که نمای آن به شکل معابد یونانی ساخته شده نوشته اند .زمان ساخت مجسمه سال 153 ق.م تعیین می شود این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی ( اشک نهم 174-136 ق.م ) منطبق می باشد . در زیر تنه هرکول نقش شیری دیده می شود که درازای آن از سر تا دم 200 سانتیمتر و بلندی دم آن 114 سانتیمتر است.
3. تکیه معاون الملک :
از جمله آثار زیبا و باشکوه است که از دوره قاجاریه در کرمانشاه به یادگا ر مانده است. این بنای تاریخی در بافت قدیم شهر کرمانشاه در محله آبشوران قدیم و در خیابان شهید «حداد عادل» واقع شده است .تکیه معاون الملک در سال ۱۳۲۰هجری قمری توسط حسین خان معین الرعایا (پدر معینی کرمانشاهی، شاعر معاصر) بناشده است. در آن زمان تکیه به منظور برگزاری مراسم مذهبی و رفع اختلافات قومی و عشایری به کار می رفت .در سال ۱۳۲۷در گرماگرم مبارزات مشروطه خواهی گروهی از مشروطه خواهان به علت آنکه تکیه معاون الملک محل اجتماع مخالفان مشروطه شده بود با استفاده از توپهای سنگین این بنای نفیس را که همچون گوهر شب چراغی در غرب ایران میدرخشید ویران کرده و به آتش کشیدند. با فروکش کردن آتش هرج و مرج، حسن خان معین الرعایا معروف به معاون الملک در سال ۱۳۰۷به بازسازی مجدد این بنای باشکوه پرداخت .امتیاز قابل ملاحظه و استثنایی این بنا در کاشی کاری آن است. به گفته کارشناسان میراث فرهنگی کرمانشاه کاشیهای برجسته و نیمه برجسته با نقوش بسیار زیبا و رنگهای صددرصد طبیعی که در این بنا به کار رفته در جهان بیهمتاست. تصاویری که بر روی کاشیها حک شده شامل صحنههایی از غزوات محمد ٫ نبردهای علی ،حوادث کربلا، تصاویر سلاطین باستانی ایران از جمله پادشاهان هخامنشی و تصاویری از تخت جمشید است که در نوع خود بی نظیر است
4 . کتیبه بیستون :
سنگنبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران واقع در حدود سی کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است .نام بیستون از بغ (خدا) + ستان (ادات مکان) آمده که به معنای سرزمین یا جایگاه خدا است. از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» و در معجمالبلدان «بهستان» و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کردهاند.نقش بیستون پیروزی داریوش یکم را بر گوماته مغ و نه شورشی نشان میدهد. نماد فروهر در حال پرواز بالای نقش دیده میشود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئوماتا که زیر پای او افتاده نهادهاست . شورشیان که دستهایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شدهاست پشت سر هم در برابر داریوش ایستادهاند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده میشوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیدههای طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ ـ که از قسمتهای برجسته و نمایانتر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده میکردهاند ـ و ناآگاهیها و بی مبالاتیهای دیگر آسیب جدی دیدهاست .
نکتههای اصلی کتیبه بیستون از این قرار است : معرفی داریوش از زبان خود او دودمان هخامنشی چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان شیوه حکومت داریوش مرگ کمبوجیه طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م شورش و طغیان در بسیاری از سرزمینها و سرکوبی آنها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند پیروزیهایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شدهاست و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت هشدار نسبت به دروغگویی دفاع از راستی و راستگویی دعای نیک در حق کشور و مردم سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را میخوانند نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ٔعیلامی را میخوانند .
5. معبد آناهیتا :
بنای تاریخی که امروزه در شهر کنگاور واقع شدهاست. کنگاور در میانه راه امروزی کرمانشاه - همدان و بر سر راه تاریخی هگمتانه تیسفون قرار گرفتهاست. این بنا با ۶/۴ هکتار وسعت، بر پشته صخرهای و مشرف به دشت گنگاور ساخته شدهاست. آناهیتا فرشته و نگهبان آب و فراوانی و زیبایی و باروری در نزد ایرانیان دارای مقام بلند و ارجمندی بودهاست. این بنا دارای ۲۲۰ متر درازا و ۲۱۰ متر پهنا و کلفتی دیوار محیطی آن به ۵/۱۸ متر میرسد.فراز این اثر تاریخی ردیفی از ستونهای سنگی بر پا بوده که بلندای هر ستون ۵۴/۲ متر است. وردی بنا به وسیله پلکان دو طرفه در جبههٔ جنوبی تعبیه شده و در جبههٔ شمال خاوری پلکان یک طرفه راه دسترسی به این مکان را ممکن ساختهاست. معدن سنگ چهل مران در ۲ کیلومتری باختر این بنا قرار دارد و اکنون سنگهای نیمه تراش میان ستون و سنگهای نما در سطوح معدن از همان زمان باقی ماندهاست. قدمت این بنا را به دورهٔ اشکانی و ساسانی نسبت داده، نشانهها و واژههای دوره ساسانی بر روی سنگها حک گردیدهاست .
6.قار قوری قلعه :
بزرگترین غار آبی آسیا میباشد. این غار در ۲۵ کیلومتری شهر روانسر و در کنار جاده روانسر-پاوه و مجاور روستایی به همین نام قرار دارد .
دیرینگی آن به ۶۵ میلیون سال میرسد و تنها ۳۰ سال از شناسایی آن میگذرد و به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران، به ثبت رسیدهاست. در سال ۱۳۵۵ خورشیدی یک گروه از غارشناسان انگلیسی و در سال ۱۳۵۶ و نیز گروه دیگری از غارنوردان فرانسوی موفق به کشف کامل این اثر شدند .
ژرفای حوضچههای این غار به ۱۴ متر میرسد همچنین دمای درون غار ۷ تا ۱۱ درجهاست و در تمام فصول سال ثابت است. این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا در ۱۴۰۰ متری و ۵۰۰ متری به نامهای تالار ریم، تالار کوهان شتر، تالار مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس میباشد.این غار یکی از زیباترین جاذبههای دیدنی شهرستان روانسر میباشد .
7.ریجاب :
وجه تسميه ريجاب در زبان كردي، ريژا و به معني ريزش آب ميباشد. اين منطقه در شمال غرب شهرستان دالاهو و در ١٤٠ كيلومترى شرق كرمانشاه واقع شده است.
استان كرمانشاه به علت وجود رشته كوههاي متعدد و قله هاي بلند و برف گير شرايط طبيعي ويژه اي حاكم است كه باعث ايجاد چشم اندازهاي زيبا و دلپذير ، وجود سرآب هاي فراوان ، غارهاي شگفت انگيز ، دشتهاي وسيع و جنگلهاي انبوه بلوط شده است كه اين استان را در رديف بهترين مراكز گردشگري در ايران و خاور ميانه قرار مي دهد. از جمله اين مناطق همانطور كه گفتيم منطقه سرسبز و ديدني با مردماني مهما نواز وبا ايمان يعني ريجاب مي باشد كه يكي از با صفا ترين مناطق كوهستاني غرب كشور به شمار مي رود. درة با صفايي كه رودخانه خروشان الوند در قعر آ ن چشم انداز شگفتي را به تصوير مي كشد و صداي هزار آواز پرندگان در بهار و تابستان منطقه اي با وصف بهشت به وجود آورده است.
8. سراب نیلوفر :
اين سراب در 14 كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه در ابتداي منطقه سنجابي و در د امنه كوه كماجار واقع شده است .
اين سراب به صورت استخر وسيعي است كه مملو از گل هاي نيلوفر است كه در فصول گرم سال غنچه ها و برگ هاي آن سر از آب برآورده و سطح وسيعي از سراب را مي پوشاند .
اين سراب ظزفيت بهره دهي آب فراوان دارد و براي پرورش ماهي نيز مناسب است . در سال هاي اخير جهت رفاه بازديدكنندگان در اطراف اين سراب تأسيسات و پاركي احداث شده است .
کنگاور یکی از شهرهای قدیمی ایران است که در میانه مسیر همدان به کرمانشاه قرار داشته و به جهت وجود معبد آناهیتا در آن از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است.
ایزودور خاراکسی در قرن اول میلادی ضمن توصیف این بنا، از این شهر با نام گونگویار یاد کرده است. بعد از تسخیر ایران، اعراب آنرا قصر الصوص نامیدند. جغرافی شناسان ایرانی و عرب در سالهای بعد از این شهر با نام کَنکَور یاد کرده اند. با توجه به توصیفات که محمد طوسی در قرن ششم از این مکان به عمل آورده است، معبد آناهیتا تا آن زمان سالم بوده و پس از آن در اثر زلزله سهمگینی ویران میگردد.
ابعاد این بنا ۲۱۰ در ۲۲۰ متر و ضخامت دیوار صفه ۱۸.۵ متر میباشد که از سنگهای لاشه به همراه ملات گچ ساخته شده و نمای بیرونی آنها بوسیله سنگهای تراشیده شده به صورت خشکه چین پوشش داده شده است. بلندترین قسمت این صفه در حدود ۳۰ متر از زمینهای اطراف ارتفاع دارد. در قسمت جنوبی این بنا ۲ رشته پله با فاصله ۱۵۴ متر از هم قرار دارد که پله های تخت جمشید را تداعی میکند. بر روی لبه دیوارها بجز میان این دو رشته پله، ردیفی از ستونهای کوتاه و قطور به ارتفاع ۳۵۴ سانتیمتر (شامل پایه، بدنه و سرستون) و قطر ۱۴۴ سانتی متر به فاصله محور تا محور ۴۵۷ سانتی متر از هم قرار داشته که بجز ۸ عدد از آنها که در ضلع شمال غربی بنا به حالت اولیه استوار مانده اند، مابقی آنها بر اثر زلزله به همراه دیوار تخریب گشته و در اطراف بنا بر زمین ریخته اند.
پلکان جنوب غربی معبد آناهیتا - کنگاور
ستونهای باقیمانده در قسمت شمال غربی معبد
ستونهای باقیمانده در قسمت شمال غربی معبد
ستونهای باقیمانده در قسمت شمال غربی معبد
ستونها و قطعات سنگ فرو ریخته در اطراف معبد
ستونها و قطعات سنگ فرو ریخته در اطراف معبد
ستونها و قطعات سنگ فرو ریخته در اطراف معبد
سطح فوقانی سرستونها در معبد آناهیتا
نمونه ای از سنگهای لبه ردیف بالای صفه
| ||||
1-موقعیت جغرافیایی شهرستان کنگاور: شهرستان کنگاور با وسعتی برابر با 000/884 متر مربع در شرق استان کرمانشاه قرار دارد این شهرستان حدود 5/3 درصد از کل وسعت استان کرمانشاه را تشکیل میدهد شهرستان کنگاور بین 16 و 34 درجه تا 39 و 34 درجه عرض شمالی و 34 و 47 درجه تا 50 و 48 درجه طول شرقی از نصفالنهارگرینویچ قرار دارد. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1200 متر است شهرستان کنگاور از شمال به اسدآباد همدان، از جنوب به نهاوند، از مغرب به صحنه و هرسین و از مشرق به تویسرکان محدود میشود. 2-وجه تسمیه: ایذیدور خاراکسی جغرافیا نویس یونانی برای اولین بار در سال 37 میلادی از کنگاور عبور کرده و از این شهر به نام کنکو بار یاد کرده است. وی از وجود معبدی در این شهر برای نیایش الهه آرتیمیس خبر داده است. در دوره اسلامی مورخان و جغرافیا نگاران عرب و ایرانی از کنگاور سخن راندهاند از جمله در معجمالبلدان یاقوت در سال 623 هجری قمری آن را کنکور نامیدهاند. یعقوبی گفته است قصرالصوص شهری است در هفت فرسخی اسدآباد. حمدالله مستوفی به سال 740 هجری قمری مینویسد کنگور. لسترنج با اقتباس از آثار نویسندگان اسلامی کنگوار مینامد. 3-نژاد: مردم کنگاور از نژاد سفید و از اقوام کرد و لرند. در دهکده فش عده کمی از بازماندگان ارمنی ساکنند که خود معتقدند از همراهان شیرین زن خسرو دوم ساسانی بودهاند و از آن زمان ساکن شدهاند. با این حال به شهادت آثار قبرستان جهودها واقع در شمال معبد ناهید و سنگ نبشتهای با کلمات منقطع و منقور بر پیشانی در نهر ذوله چلمران به خط عبری، یهودیان نیز در کنگاور ساکن بودهاند. 4-زبان: از دوره صفویه به این طرف از مردم ترک لهجه نواحی مجاور نیز عدهای به کنگاور کوچ کردهاند. نتیجه درهم آمیزی این ا قوام به وجود آمدن لهجههای مختلف، قیافههای متفاوت و حتی پارهای سنت های کاملاً مشخص و مشهود است به این ترتیب که در یک ده میتوان دو یا سه لهجه مختلف چون کردی، لری و ترکی را به صورت زبان وگویش عمومی آن ده مورد بررسی قرارداد زبان مردم کنگاور آمیزهای از کردی و لری و ترکی و فارسی است. 5-دین: اکثر قریب به اتفاق جمعیت کنگاور را شیعه تشکیل میدهد و درصد کمی نیز از خواهران و برادران سنی مذهب اهل کردستان عراق و نیز جمعی از پیروان اهل حق هم در منطقه ساکن هستند در گذشته انگشت شماری مسیحی و یهودی در شهرستان زندگی میکردند که به کار تجارت و طبابت میپرداختند. 6- هنرهای سنتی: 6-1- منبت کاری: منبت به معنای کنده کاری روی چوب است. در روستای قدیمی گودین از توابع شهرستان کنگاور چند نفر از جوانان در کارگاهی کوچک با حداقل امکانات به هنر منبت کاری روی چوب مشغول میباشند. در هنر منبت کاری از ابزارهای خاصی جهت تراشیدن چوب و فرم دادن به آن استفاده میشود از جمله این ابزار عبارتند از: انواع مغارها- شفره- چوبساب- چکش منبت کاری( توپز) منبت کاری روی چوب در چهار مرحله 1- طرح زنی2- سوراخ کردن3- اره کاری4- مغار کوبی اجرا میگردد. نقوشی که در منبت کاری روی چوب در روستای گودین بکار میرود شامل نقوش اسلیمی وگل وگیاه است. هنرمند گودینی علیرغم نبود امکانات لازم چه از نظر شرایط فیزیکی محیط کارگاه و چه به لحاظ مواد اولیه همچنان به کار منبت مشغول میباشد. با وجود اینکه هنرمندان گودینی برای عرضه کار ارزشمند خود مجبورند محصولات خود را با نازلترین قیمت بفروش برسانند، اما عشق و علاقه بکار مانع از ترک این هنر از ایشان نشده و هچنان هستند کسانی که در این روستا به این هنر پر ارزش مشغولند. 6-2- ساز سازی: تنبور سازی زهی است که دارای چهل پرده است و بر خلاف سه تار و تار با پنجه نواخته میشود. ساز سازی در ایران قدمت طولانی دارد و ساختن ساز تنبور در شهرستان کنگاور نیز از قدمت دیرینهای برخوردار است. در فاصله 18 کیلومتری از شهرستان کنگاور در دهستان فش- روستایی بنام فش وجود دارد. در این روستا به نحو چشمگیری کارگاههای ساخت انواع مختلف آلات موسیقی از قبیل تنبور، تار و سه تار دیده میشود. در اکثر خانههای روستایی در گوشهای از فضای خانه کارگاه کوچکی جهت ساخت تنبور، سه تار و تار دیده میشود. در روستای فش پیرمرد کهنسالی زندگی میکند بنام استاد یدا... اشرفی این فرد در واقع استاد مسلم ساخت آلات موسیقی در این روستا است. و تمامی اهالی که در این روستا به کار ساخت و ساز مشغولند، از شاگردان استاد یدا... محسوب میشوند. تنبور دارای قسمتهای مختلفی از قبیل: کاسه- دسته- صفحه- سیم گیر- خرک- شیطانک- گوشی و پرده است. در ساخت تنبور نیز از ابزارهای مختلفی از قبیل: فرز- دریل- اره- رنده- تیشه- اره مویی- سوهان نرم- سوهان زبر- سنباده در انواع مختلف، استفاده میشود. 6-3- قالی بافی: سابقه بافت قالی در ایران باستان بر طبق شواهد موجود به 2500 تا 3000 سال برمیگردد. و در جای جای این سرزمین قالیهای رنگا رنگ با نقوش زیبا بر حسب نوع اقلیمی و فرهنگ حاکم وجود دارد. در شهرستان کنگاور نیز همچون دیگر نقاط هنر پرورکشورمان قالی و قالی بافی جایگاهی خاص دارد. این شهرستان بعد از شهرستان سنقر بیشترین سهم را در قالی بافی کرمانشاه دارا میباشد. بیش از 2000 کارگاه قالی بافی خانگی در این شهرستان وجود دارد. قالی بافی اغلب در روستای گودین، رستم آباد، رحمت آباد، سلطان آباد،کرماجان، دهلر، حسن آباد، رشتیان و آران به روش سنتی وجود دارد نقوش بکار رفته در قالی کنگاور با توجه به شهرهای نهاوند، تویسرکان، اسدآباد و سنقر تاثیر نقوش این شهرها بر قالی کنگاور کاملاً مشهود میباشد. بر این اساس عمده نقوش بکار رفته در قالی کنگاور عبارتند از: اوشوند- نقش گل خار- نقش بی آرده- نقش مالیچه- نقش تاجی آباد- نقش حسین آباد- نقش بازو بندی- نقش دوگل اکبرآباد- در روستای فش از توابع شهرستان کنگاور نقوش قالی عبارتند از: چهار چم- گل بزرگ- و سگ ماهی. در حال حاضر سه کارگاه آموزش قالی بافی فعال در شهرستان کنگاور وجود دارد. 7- مهمترین آثار و ابنیه تاریخی فرهنگی شهرستان کنگاور: 7-1- معبدآناهیتا: بنای معروف به معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور و بر سر راه امروزی همدان- کرمانشاه واقع شده است این بنا با 6/4 هکتار بر روی پشتهای صخرهای از نوع شیست مشرف به دشت کنگاور ساخته شده که بلندترین نقطه آن 32 متر ارتفاع دارد. گوشه شمال غرب این بنا امامزاده ابراهیم و مسجدی بر پا است. نقشه بنای کنگاور چهار ضلعی و به ابعاد 209×224 متر است که هر ضلع آن به شکل دیواری به ضخامت 5/18 متر است که بر روی آن ردیفی از ستونهای قطور قرار گرفته است. بر روی دیوارهای این بنا به جز فاصله بین دو رشته پلکان جنوبی یک ردیف ستون قرار گرفته است این ستونها کوتاه و قطورند فاصله ستونها از محور تا محور 475 سانتیمتر است ستونها در این مکان بر خلاف آپادانای داریوش و پاسارگاد ساده و بدون تزیینند و کوتاه و قطور و از دو جنبه معماری و حجاری قابل بررسی و توجهاند. 7-2- در پای دیوار شرقی گورهایی با روشهای متعدد تدفین شدهاند در این قبور که اغلب آنها متعلق به زمان پارتیان است سکههایی کشف شده که زیر سر یا در دهان و یا کف دست مردگان جای داشتهاند اغلب سکهها متعلق به فرهاد اول، اشک پنجم ( 181- 174 پ.م) و ارد اشک سیزدهم( 56-37 پ.م) هستند. 7-3- بیش از دویست علامت که از آنها به علائم حجاران نامبرده شده در این بنای تاریخی شناسائی و بررسی شده است کامبخش فرد کاوشگر محوطه این علائم را به سه گروه و به سه دوره تاریخی نسبت میدهد. گروه اول: علائمی که با علائم حجاران در پاسارگاد یکسان میباشد. گروه دوم: علائم مورد استفاده آرامیان و سامانیان در بینالنهرین و همزمان با دوره پارت. گروه سوم: علائمی هستند که در بین آنها کلماتی به پهلوی ساسانی دیده میشود. نوشتهها عموماً (پیر و پیروز) هستند که در زمان پیروز شاه کنده شدهاند. 7-4- عدهای از نویسندگان این بنا را معبدی برای الهه آناهیتا دانستهاند ( آناهیتا ایزد بانوی آبهای روان، زیبایی، فراوانی و برکت) برخی دیگر از محققین به تبعیت از نوشتههای مورخین ایرانی و عرب سده دوم هجری به بعد این بنا را قصرالصوص و از نظر ساخت نیز عدهای این بنا را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم پیش از میلاد نسبت دادهاند. 8- معدن تاریخی چلمران معدن چلمران ( شلمران) یکی از مهمترین معدن استخراج سنگ در ساخت معبدآناهیتا میباشد. همچنین با آغاز فعالیتهای باستانشناسی در این محوطه از سال 1347 و بررسی های بعمل آمده علاوه بر معدن چلمران چند نقطه دیگر که آثار برداشت و استخراج سنگ در آنها مشاهده شده مانند معدن سلطان آباد ( رستم آباد) هلال احمر و معدن شمال شهر کنگاور شناسایی شدهاند و تعدادی دیگر از معادن تاریخی این بنا در بررسی گروه علمی پایگاه معبدآناهیتا در سال 1383 بررسی و شناسایی شدهاند. که عبارتند از معدن باغ ملی معدن اله دانه و معدن قوره جیل. شایان ذکر است که معدن باغ ملی نزدیک ترین معدن به معبدآناهیتا و حدوداً در فاصله 200 متری شمال معدن قرار گرفته است. 9- امامزاده ابراهیم امامزاده ابراهم در شمال غرب بنای معروف به معبد آناهیتا قرار دارد. بنای قدیمی این امامزاده در زلزله سال 1336 شمسی تخریب و بعدها بنایی بزرگتر به جای آن ساخته شد. بنای فعلی تقریباً به همان شکل قدیمی ایجاد شده است. این بنا دارای صحن مرکزی و گنبد خانه است و گنبد آن از نوع گنبدهای دو پوسته میباشد. همچنین این بنا دارای دو منار آجری است. از بنای قدیمی امامزاده تنها سردر وردی به محوطه حیاط بر جای مانده است. این محوطه تاریخی در دوازده کیلومتری جنوب شرقی شهرستان کنگاور قرار دارد. وسعت تپه مرکزی و وسعت تپه اصلی از راس آن حدود 300×450 کیلومتر مربع میباشد گودین تپه توسط کایلریانگ حفاری گردید. هفت دوره اصلی دارد که آن را مورد شناسایی قرار داد دوره دوم مربوط به استقرار مادهاست از معماری دوره دوم دیوار خشتی به طول 65 متر با عرض بین 3تا4 متر مورد شناسایی قرار گرفته است. بقایای به جای مانده در این تپه شامل برج، اتاقهای متعدد، تالار ستوندار و اجاق آشپزخانه میباشد. جهت ساخت دیوار شمالی بنا از دیوار حصار اصلی استفاده شده است در طرف دیوار جنوبی سکوهایی به عنوان نیمکت جهت نشستن تعبیه شده است. آزمایش کربن 14 تاریخ این طبقه را 824 قبل از میلاد تعیین نموده است.
پل
کوچه در هفت کیلومتری شرق کنگاور، در مسیر جاده کنگاور به تویسرکان در
روستای کوچه واقع شده است پل کوچه بر روی رودخانه خرم رود در جهت شمال
شرقی جنوب غربی احداث شده است این پل به طول 80/68 متر و عرض 5 متر
میباشد که شامل شش پایه سنگی است که چهار پایه مرکزی آن هر یک به عرض
10/3 متر است پایههای این پل از دو بخش تشکیل شدهاند بخش اول پایه بصورت
مکعب مستطیل و بخش دوم شامل آبشکن مثلثی شکل میباشد. پایههای این پل بر
خلاف سایر پل های این استان تنها در یک طرف پایه ( قسمت شمالی) ددارای
آبشکن است این پایهها در قسمت داخل به وسیله لاشه سنگ و ملات گچ ساخته
شده است. این پل دارای چهار دهانه نامساوی است. ارتفاع هر یک از این
دهانهها از کف رودخانه تا تیزه قوس در وضع موجود در حدود 10/2 متر
میباشد. طاق تمام این دهانهها از نوع طاقهای جناغی است ولی دهانه پنجم
که در گذشته فرو ریخته است به هنگام بازسازی آن بدون توجه به فرم اولیه
بجای استفاده از آجر و ملات گچ از سنگ لاشه استفاده کرده و همچنین در
جریان بازسازی طاق این دهانه در نمای جنوبی به صورت هلالی درآمده است.
متاسفانه کتبیهای برروی بنا وجود ندارد تا زمان دقیق آن را مشخص نماید.
ولی با توجه به ساختار معماری آن و مقایسه با پل های صفویه به نظر میرسد
این پل نیز در دوره صفویه ساخته شده باشد. 12- حمامهای تاریخی: 12-1- حمام کهنه: حمام تاریخی کهنه که امروزه عنوان توکل یافته است و در بین حمامهای تاریخی کنگاور قدیمی ترین محسوب شده و در ضلع غربی معبدآناهیتا و در ضلع جنوبی راسته پالاندوزها در محله گرگون کنگاور قرار دارد.این حمام دارای سر بینهای هشت ضلعی دو به دو برابر به قطرهای 585×575 سانتیمتر است. در هر ضلع صفهای ساخته شده است که رختکن حمام میباشد. وسط صفه شرقی در ورودی به سربینه و در وسط صفه شمال شرقی راهرو ورودی به حمام گرم است. بلندی صفهها از کف سر بینه 60 سانتیمتر است بر روی طاق جناغی صفهها سقف کنبدی سربینه زده شده است. در وسط سربینه حوضی هشت ضلعی دو به دو برابر قطرهای 193 و 187 از سنگ تراشیده ساختهاند. لبه حوض را با سنگ تراشیده شده بالا آوردهاند. در ورودی به سربینه، غربی است. گرمخانه: برای رفتن به حمام گرم از راهرویی به شکل L باید گذشت. در ضلع سمت راست این راهرو محل مستطیل شکلی هست با طاق گهوارهای. گرمخانه محوطهای است چهار ضلعی به درازای 854 و پهنای 804 سانتیمتر. چهار فیلپای چهار گوش به ابعاد 95× 85 دسانتیمتر گرمخانه را به سه بخش تقسیم مینماید. فاصله فیلپاها از یکدیگر 350 سانتیمتر است. بلندی فیلپاها تا ابتدای طاق جناغی زده شده است. بام گرمخانه از دو قسمت تشکیل میشود. قسمت وسط گنبدی مدور و اطراف گنبد طاقهای جناغی است. در ضلع شمالی بنا خزینه آب گرم و در سمت غرب خزینه آب سرد است، محل ورود به خزینه آب گرم را چیده و حمام را به دوش تبدیل کردهاند. خزینه آب سرد هم به خلوتی مبدل شده است. سقف هر دو (ص 165) خزینه جناغی است. در ضلع شرقی گرمخانه محوطهای مستطیل شکل است با طاق هلالی که تنویر خانه حمام بوده و هست. در ضلع جنوبی قلعه بنا شده که در حال حاضر چون سایر قسمتهای دیگر قلعه رو به خرابی است. در وردی حمام در ضلع غربی سر بینه قرار دارد. سربینه محوطهای هشت ضلعی دو به دو برابر است. در هر ضلع صفهای ایجاد شده که چهار عدد آن بزرگ و چهار عدد آن کوچکتر است.صفههای بزرگ به دهانه 165 سانتیمتر و صفه کوچکتر به دهانه 112 سانتیمتر است. از چهار صفه کوچک دو تا درورود به سر بینه و یکی در ورود به گرمخانه را تشکیل میدهد. و به این ترتیب از پنج صفه دیگر جهت رختکن استفاده میشده است. طاق کلیه صفهها هلالی است و طاق گنبدی سربینه روی آنها زده شده است. 12-3-حمام حسن خان: این حمام درمحله شهرآباد یکی دیگر از حمامهای قدیمی کنگاور میباشد. بنای این حمام نیز بدین ترتیب است: سربینه این حمام هشت ضلعی است که بیشتر به مستطیل شبیه است. یعنی چهار کنج مستطیل بریده و از آن صفههای کوچکی درآوردهاند که نتیجه یک هشت ضلعی که دو به دو با هم برابر میباشند بوجود آمده است. درازای سربینه 753 و پهنای آن 434 سانتیمتر است. حمام گرم شباهت زیادی به سربینه دارد. در ضلع غربی و شرقی دو صفه است به دهانه 312 و عمق 180 سانتیمتر پشت صفه شرقی خزینه آب گرم است که محل ورود به آن بسته شده و به منبع آب گرم بدل شده است. صفه ضلع شمالی به دهانه 161 و عمق 105 سانتیمتر است. در ته این صفه حوضچهای برای شستن لنگ است. صفه جنوبی شبیه صفه شمالی است. در دیوار انتهای صفه محل ورود به تنویر خانه حمام قرار دارد. 13-1-سراب کبوتر لانه: این سراب در غرب کنگاور قرار گرفته و از سازندههای کارستیک منطقه تغذیه میگردد. این سراب نسبتاً پرآب و تشکیل رودخانه کبوترلانه را در پایاب خود میدهد و مقدار بده آن در تیر ماه 300 متر در ثانیه تخمین زده شده است و یکی از نقاط تفریحی شهر کنگاور میباشد. این سراب در شمال غربی شهر کنگاور قرار دارد و همانند سایر سرابهای منطقه از تشکیلات آهکی منطقه تغذیه و بوجود آمده است. بدلیل قرار گرفتن این سراب در کنار آثار تاریخی و نیز سرسبزی و طبیعت زیبا این مکان یکی از نقاط تفریحی شهر کنگاور بحساب میآید. این سراب زیبا در 5/10 کیلومتری شمال کنگاور در ارتفاع 1600 متری از سطح دریا و در نزدیکی سراب فش در شمال روستای خرم آباد واقع شده است. سراب بوجان از نوع چشمههای آهکی میباشد. این سراب به لحاظ میزان آبدهی و اثری که میتواند بر کشاورزی منطقه داشته باشد مهم و قابل توجه بوده و بخشی از اراضی روستاهای فش، فشخوران، و سلیمانآباد، و... را مشروب میکند همچنین یکی از مکانهای پرورش ماهی میباشد که در فصل بهار از مکانهای دیدنی کنگاور محسوب میشود. 13-4- سراب ماران این سراب در 10 کیلومتری جنوبغربی کنگاور و در ارتفاع 1532 متری از سطح در یا در محل کوه مشرف بر سراب ماران و به فاصله 30 متری از ضلع شمال شرقی سراب تپهای طبیعی قرار دارد این تپه در دامنه جنوبی ارتفاعات متمرکز است که در میان این بقایا علاوه بر سفال، تعدادی سنگهای ترشدار مکعبی شکل ( مشخصه آجرهای ساسانی) در محل پراکنده و قابل مشاهده است. از سوی دیگر این محل دارای یک چشم انداز بسیار زیبا طبیعی و مشرف بر دشت زیبای دهلر است فضای سبز و آثار تاریخی زیبایی مضاعفی به طبیعت بکر آن داده است.
|
اي اردويسور آناهيتا، از پي اين ستايش، از پي اين نيايش،
از فراز ستارگان، بهسوي سرزمين اهورا آفريده، به ياري خواستاري بشتاب،
که تو را فراخواند، که تو رهايياش بخشي. (آبانيشت،132)
آناهيتا، فرشته موكل بر آب، باران، فراواني، بركت، باروري، زناشويي، دوستي، عشق، مادري، زايش، پيروزي و ستاره ناهيد (سياره زهره يا ونوس) است. اين فرشته كه نمادي است از پاكي، پارسايي و كمال زن ايراني، از روزگاران كهن در ايران باستان ستايش ميشده است. او را شهربانوي ايرانزمين نیز ميدانند.
نام اين فرشته در اوستا اردوي سورا آناهيتا آمده است. اردوي بهمعني
بالنده و فزاينده بوده و سور همريشه است با نام خاص سورنا در زبان فارسي
پهلوي و بهمعني نيرومند است. 1
آناهيتا از نظر واژهشناسي از پيشوند
منفيساز آن (يعني نا) بههمراه واژه آهيتا (يعني آلوده) ساخته شدهاست و
معني نيالوده، بي آلايش و پاك را ميدهد؛ و اين درمجموع صفت آبها و
رودهاست كه پاك و فزاينده و زورمند هستند. 2
درختان هميشه سبز مانند: سرو و کاج، گلهاي سوسن و زنبق و نيلوفر، رنگ سپید، نشان دايره و مثلث از ديگر نمادهاي آناهيتا ميباشند. 3
واژههاي ديگر او آناهيد ، آناهيت و ناهيد ميباشد. گذشتگان ميترا (ايزد يا فرشته مهر) را فرزند ايزد آناهيتا ميدانستند. 4
در
روزگار باستان آناهيتا را با لقب بغدخت (بهمعني دختر خدا) ميآوردند.
اين پيشوند با گذشت زمان تبديل به بيدخت شده است که گاهي بهتنهايي بهجاي
سياره ناهيد يا زهره بکار ميرفته است. 5
هنوزه هم نام چند شهرک و روستا در ايرانزمين بيدخت است.
در سوره آبان يشت اوستا توصيف اين فرشته بسيار دقيق و شاعرانه آمده است:
در
آنجا آمده است كه در كنار هر يك از رودها و درياها، كاخ باشكوهي كه بر روي
هزار پايه قرار گرفته است و هزار ستون زيبا و يكصد پنجره درخشان دارد، بر
روي صفحهاي، بستري زيبا و خوشبوي، آراسته به پالشها گسترده شده است. اين
كاخ بلند و با شكوه از آن دختري زيبا، جوان، برومند و خوش اندام است؛ كه
كمري زرين بر ميان بسته است. 6
در آيههاي ديگر آبانيشت ناهيد را
بصورت دختري برنا، سپيدروي، سپيدبازو، راستكردار، بلندبالا و خوشصورت و
آزاده نژادي ميبينيم كه كمربند بر ميان بسته و كفشهاي درخشان پوشيده و با
بندهاي زرين آنها را بسته است و زينتهاي فراوان دارد. 7
در جاي ديگر همان زن سروقامت و زيباپيکر را ميبينيم كه پوششي زرين و پرچين دربركرده و نيك ايستاده است. 8
گوشوارههاي چهارگوش زرين به گوش و گردنبندي بر گردن آويخته است و تاج
زرين هشتپري كه زينتي جقهمانند در جلو دارد، آراسته به گوهرهايي كه
همچون ستاره ميدرخشد برسر دارد.
در جاي ديگر او را به كردار دختري
دلاور و گردونهران ميبينيم كه بر گردونهاي سوار است و لگام چهار اسب
بزرگ و سفيد و يكرنگ و يك نژاد را كه نمودار باد و باران و ابر و تگرگ
هستند در دست دارد و به سوي دشمن مي تازد. 9
در برخي پيكره ها نيز پوششي همانند چادر امروزين بر سر دارد، که خود نشانه ملي بودن چادر به عنوان پوشش و حجاب ايراني ميباشد.
ايرانيان در دوران مادها، هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان داراي حجاب
کاملي شبیه چادر بر روي پوشاک و پيراهنهاي پوشيده خود بودهاند. اين
چادرها مستطيل شکل و داراي رنگهاي شاد، ارغواني و سفيد بوده و در
همه روزگاران پيش از اسلام در ايرانزمين (برخلاف ديگر تمدنها) تکرار شده
است. 10
اعراب پيش از اسلام بدون پوشش بودند و پيامبر گرامي اسلام (ص)
حجاب را برايشان واجب کرد؛ که البته آنهم به صورت مقنعه و عبا بودهاست نه
چادر.
گاهي نيز اين فرشته پاکيها به چهره زني نازنين و جذاب، لميده بر بستري آسماني توصيف شده است.
اين فرشته بزرگ افزون دهنده گله و رمه، توانبخش گياهان و رستنيها، فزاينده گيتي و دارايي و فزاينده كشور است.
مردان و زنان را براي زايش پاك ميسازد. دختران براي يافتن همسري نيك از او ياري ميجويند. 11
اوست که داراي فروغ کاميابي بوده، خورشيدگرفتگي و ماهگرفتگي را برگردانده و تيرگي را از ستارگان و اختران برطرف ميسازد. 12
همچنين در روايتهاي ايراني آمده است که به هنگام زايش زرتشت پاک،
آناهيد مادر او (دغدو) را نوازش ميكند و زرتشت پس از تولد در روي او و در
روي پدر و مادر ميخندد.
به طور کلي چهره، اندام، زيبايي، اخلاق،
کردار و رفتار او نمايانگر يک دختر ناب آريايي و زن اصيل ايراني مي باشد.
توصيف او با چهره يک بانوي گرامي و ارجمند نشانگر اهميت و احترامي است که
ايرانيان باستان براي زنان قائل بوده اند. 13
روز وبژه اين فرشته که آبانبخش نام داشت در آبان روز (روز دهم) از ماه آبان بود. در اين روز مردم در کنار دريا، رودخانه، چشمه سارها و يا در پرستشگاه هاي آناهيد به ستايش او ميپرداختند. از اينرو ناهيد را آباندخت نيز ناميدهاند. 14
در نوشتههاي بازمانده از پارسي باستان نام او در نوشتههاي اردشير دوم پادشاه هخامنشي بسيار است. پيکره هاي او در سراسر ايران زمين (زيباترين آنها در نقش رستم) در دوران هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان و سکه هاي آن دوران ديده ميشود. بنابر سنتي بازمانده، پادشاهان ايران از زمان اردشير هخامنشي تا پايان ساسانيان بايستي در پرستشگاه ناهيد تاجگذاري ميکردند. افزون بر پادشاهان، مردم نيز به نام او سوگند ياد ميکردند. 15
اعراب از روي آناهيتا الگوبرداري کرده و برخلاف فرهنگ يکتاپرستي
ايرانيان، بتي بهنام بيهيد ساخته و آنرا بهعنوان الهه آب در کعبه
گذاشته بودند؛ که تا چند سال پيش تکه سنگهاي خردشده آن در کناره حوض
زمزم قرار داشت. 16
يونانيان کهن بخشي از وجود آناهيد را به نام
آرتيميس (الهه پاکي)، و ارمنيان (ساتراپي از ايران باستان) نيز پيش از
مسيحي شدن بخشي از او را بهنام افروديت (الهه عشق) بازسازي کرده و
ميپرستيدند. ۱۷
پرستشگاههاي فراواني به نام آناهيت در ايرانزمين ساخته شده بود که هنوز يادمانهاي برخي از آنها مانند معبد کنگاور، کازرون و اردبيل (گوزل آخوندي) وجود دارد. بسياري از آنها نيز پس از اسلام تبديل به زيارتگاه اسلامي گشتهاند. 1۸
پينويس:
1- ايرانويچ، دکتر بهرام فرهوشي، انتشارات دانشگاه تهران
2- لغت نامه دهخدا، عتي اکبر دهخدا
3- ديار شهرياران، دکتر احمد اقتداري، انجمن آثار ملي، صص 979- 993 – 996 – 1018
4- جستار درباره مهر و ميترا، محمد مقدم، هيرمند، صص29 - 30
5- برهان قاطع، محمدحسين بن خلف تبريزي
6- اوستا، آبان يشت، کردههاي 101 و 102
7- اوستا، آبان يشت، کردههاي 64 – 78 - 126 تا 129
8- اوستا، آبان يشت، کردههاي 123 و 198
9- اوستا، آبان يشت، کردههاي 11- 13 – 20
10- پوشاك زنان ايراني، جليل ضياء پور، صص 54 – 56 – 114 – 194 - 197
11- همان (1)
12- آناهيتا نازدخت آبها (پژوهشي در اردبيل)، دکتر جابر عناصري، ماهنامه آناهيد، شماره 12، تير 85
13- زن در اساطير ايران، استاد ريحانه فرامرزي، فصلنامه مطالعات ميان فرهنگي، بهار 85
14- همان (1)
15- همان (1)
16- بازشناسي هويت ايراني اسلامي، دکتر علي شريعتي، ص 275
۱۷- روزنامه عصر مردم، دکتر حسنعلی پیشاهنگ، استاد دانشگاه آزاد
1۸- خاتون هفت قلعه، دکتر محمدابراهيم باستاني پاريزي
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
رييس پژوهشكدهي باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعلام كرد: قديميترين روستاي پيش از تاريخ در منطقهي خاورميانه با قدمت 9800 سال پيش از ميلاد در روستاي كوردويچ استان كرمانشاه شناسايي شد.
حسن فاضلي نشلي در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: يكي از مهمترين رخدادهاي تحول بشر، گذار انسان از دورهي غارنشيني به روستانشيني بوده كه همراه با كشاورزي، دامداري و اهلي كردن حيوانات بوده است. در واقع، استقرار انسان در روستا، زمينه را براي انقلاب دوم، يعني شهرنشيني آماده كرد.
او ادامه داد: پژوهشهايي كه در دههي 1970 ميلادي در ايران انجام شدند، بيشتر دربارهي كاوشهايي در زاگرس مركزي بودند كه توسط هيأتهاي خارجي انجام ميشدند و بيشتر اطلاعات آنها نيز چاپ نشدند. به اين ترتيب، نقش ايران در اين تحول مشخص نبود.
وي اظهار كرد: در پژوهشهايي كه سال گذشته توسط دانشگاه همدان و دانشگاههاي ucl و ريدينگ در انگليس با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان كرمانشاه انجام شدند، برنامهاي براي شناخت منشأ جوامع انساني و كشاورزي در زاگرس مركزي تعريف شد.
فاضلي گفت: با انجام لايهنگاري و تاريخگذاري در تپهي شيخآباد روستاي كوردويچ كه شش تا هفت متر آثار از دورهي نوسنگي دارد، كاملا ميتوانيم مطمئن باشيم كه رشد ايران در اين تحول تحت تأثير بينالنهرين نبوده است.
او اضافه كرد: موادي كه از اين بررسيها براي انجام آزمايشهاي كربن 14 به دانشگاه آكسفورد فرستاده شدند، اين نتيجه را اعلام كردند كه اين سايت، قديميترين روستاي پيش از تاريخ در منطقهي خاورميانه است. به همين دليل، براي انجام كاوش در سطوح بينالمللي در آنجا برنامهريزي خواهيم كرد تا آن را به سايت ـ موزه تبديل كنيم.
ايخ تو ويگو
ايخ تو ويگو ( آستيا گ يونانيان ) پس از پدر به تخت سلطنت نشست و بر سر تصاحب حران با نبونيد پادشاه بابل درگير شد .اين شاه مدت طويلي حکومت کرد و دربار خود را مانند دربار آشور منظم نموده و برتجملات آن بيفزود . هم زمان با ايخ تو ويگو در انشان ، کمبوجيه زمام داري پارسيان را به عهده داشت که آستياگ دخترش ، ماندانا را به عقد وي درآورد . پادشاه ماد پس از اقتدار و يافتن ثروت فراوان سست گشته و از آنجا که تجملات درباري مستلزم مخارج بود بر مالياتها افزوده و ظلم بالا گرفته و مردم ناراضي شدند .
فرهنگ وتمدن مادي
مادي ها آريايي و تمدني عالي داشته اند که با تلفيق و انتقال به دوره پارسي به اوج خود مي رسد . چنانکه منابع يوناني و سنگ نگا ره هاي تخت جمشيد نشان مي دهند مادها تا پايان دوره هخامنشي از قدرت و سهم والايي در اداره حکومت برخوردار بوده اند . فرورتيس قبايل ماد و پارس را متحد و هو وخشتر قشون منظمي ترتيب داد و براي نخستين بار مردمان آريايي نژاد تسلط وحشيانه سامي ها را در آسياي غربي متزلزل و زمينه استقلال آريايي ها را در عالم قديم فراهم نمودند . هنر و به ويژه هنر معماري و فرهنگ مادها تا حدودي تحت تاثير مانا ها قرار داشته است . ماناها در جنوب درياچه اروميه ساکن بودند و نسبت به مادها قدمت بيشتري داشتند و درجنگ مادها با آشوري ها متحد مادها به حساب مي آمدند . آثاري از ماناها در تپه حسنلو باقي مانده است .
از زبان مادي ها اسنادي به دست نيامده است اما نلدکه مي گويد : اگر کتيبه هايي از دوران ماد به دست آيد گمان مي کنم از حيث زبان و خط عين کتيبه هاي هخامنشي باشند. دارمس تترعقيده دارد که اوستا کتاب مقدس زرتشتي ها به زبان مادي ها نوشته شده است . به هر حال شکي نيست که زبان مادي ها با زبان پارسي باستان تقريبا يک زبان بوده و تفاوت جزئي با آن داشته است . چنانکه هنوز در آذربايجان گويش هاي خلخالي ، تاتي و هرزني که بقاياي زبان مادي است شباهت زيادي به پهلوي و فارسي سره دارد . روي هم رفته در بسياري از چيزها مادي ها و پارسي ها به يکديگر شبيه بوده اند و تفاوتهاي اساسي بين آنها نبوده ، چنان که مورخين يوناني انقراض دولت ماد و بزرگ شدن پارس را يک واقعه يا امر داخلي ايران مي دانستند و جنگهاي ايران با يونان را در زمان هخامنشيان جنگهاي مادي ناميده و کلمه ماد را به جاي پارس و برعکس به کار برده اند .
گور دخمه اسحاق وند
گور خمه دکان داود
![]()
شیر سنگی همدان
تصاویر تاریخی
![[تصویر: anahita2.jpg]](http://www.gardeshgary.ir/banaimages/anahita2.jpg)
![]()
آناهیتا، الهه نگهبان آب ایرانیان
«آناهیتا» به معنای پاک و دور از آلودگی در اعتقاد ایرانیان باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمهها و باران و همچنین نماد باروی، عشق و دوستی بوده است. این اعتقاد از دوران پیش از زرتشت در ایران وجود داشته و در دورانهای بعدی هم مورد توجه قرار گرفته است.
توجه به آناهیتا از دوره اردشیر دوم هخامنشی در ایران
مرسوم شده و در دورههای تاریخی بعدی یعنی اشکانی و ساسانیان هم ادامه
داشته است. در کتیبههای بهجا مانده از این دورههای تاریخی اشارهها و
تصاویری از آناهیتا در کنار نام اهورا مزدا به چشم میخورد.
«در نقش
برجسته تاق بستان، خسرو پرویز پادشاه ساسانی در میان اهورامزدا و آناهیتا
ایستاده است. در این نقش برجسته، آناهیتا که در سمت راست شاه ایستاده،
تاجی همانند اهورا برسر و در یک دستش حلقه فر ایزدی را نگه داشته و در دست
دیگرش کوزهای است که از آن آب میریزد.»
به احترام این الهه ایرانی معابد و تندیسهای فراوانی در دورههای تاریخی پیش از اسلام در سرزمین ایران ساخته شده است. از آناهیتا یادوارههایی (شامل معابد و کتیبهها) در همدان، شوش، کازرون و آذربایجان، کرمانشاه و کنگاور بهجای مانده است. معبد آناهیتا در کنگاور مشهورترین معبد منسوب به آناهیتا در ایران است.
در تقویم ایرانی روز دهم ماه آبان باستانی برابر با چهارم آبان فعلی به عنوان جشن آبانگان مشخص شده است. آبانگان جشن آناهیتا(آناهید)، الهه آب است. در جشن آبانگان، ایرانیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانهها، الهه آب را نیایش میکردند.

پیشینه تاریخی معبد آناهیتا
بنای معبد آناهیتا در شهر کنگاور از شهرستانهای استان کرمانشاه قرار دارد. این بنا بر روی تپهای با ارتفاع ۳۲ متر و در ابعاد ۲۰۹ متر در ۲۲۴ مترساخته شده است. ارتفاع ستونهای این بنا نسبت به قطر آنها سه به یک است و این باعث شده در میان تمام معابد دنیا بی نظیر و منحصر به فرد باشد. معبد آناهیتا دومین بنای سنگی ایران پس از تخت جمشید است. هرچند در مورد ماهیت این بنا اختلاف نظر وجود دارد و برخی آنرا کاخ ناتمام خسرو پرویز دانستهاند ولی نظریه معروفتر بنا را معبدی برای الهه آناهیتا میداند.
نخستین حفاریهای باستانشناسانه سال 1347 انجام شد و طبق تحقیقات اولیه، بنا را مکانی برای پرستش الهه آناهیتا در دوره اشکانی دانستند. در سال 1354 کاوشهای بعدی و پیدا شدن سنگکنگرهای مشابه تاق گرا در سرپل ذهاب این نظریه را مطرح کرد که ممکن است این بنا باقیمانده یکی از کاخهای خسرو پرویز در دوره ساسانی باشد که البته وجود شواهد دیگر به نظریه اول قوت بیشتری میبخشد.
این معبد از دوران اشکانی قابل احترام بوده و تیریداتها (تیردادها - تعدادی از پادشاهان اشکانی) در معبد آناهیتا تاج گذاری میکردهاند. معبد آناهیتا در دوره ساسانیان هم مورد استفاده بوده و بازسازی شده است. کاوشها نشان داده این معبد در دوران سلجوقی، ایلخانی، صفویه و قاجار به منظورهای دیگر مورد استفاده قرار میگرفته و از هر کدام از این دورانهای تاریخی اثری در معبد بهجا مانده است.
در نیمه اول قرن یکم بعد از میلاد مسیح ایسیدور شاراکس جغرافیدان یونانی اولین کسی که معبد آناهیتا را در کتاب خود قید نموده است آن را معبد آرتمیس نامیده است. از قرن نهم تا چهاردهم مورخان اسلامی از این منطقه دیدن نموده و مشاهدات خود را در گزارشهایشان ثبت کردهاند. ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است: «هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست.»
معبد آناهیتا به تدریج در طول سالیان دراز به تدریج تخریب شده است. آثار معمارى متشکل از گچ و آهک را مردم محلى براى تهیه گچ و آهک تازه استفاده مىکردند. در طول هزاران سال مردم کنگاور با ذوب گچ و آهک موجود در محوطه تاریخى، بقایاى ساختمانى معبد آناهیتا را نابود کردهاند. معبد پس از زلزله کنگاور در سال 1336 و ساخت و سازهای مردم تقریبا به یک خرابه تبدیل شده بود.

وضعیت فعلی معبد آناهیتا
بدون شک معبد آناهیتا به لحاظ ارزش تاریخی از جمله
برجستهترین آثار و میراثهای فرهنگی سرزمین ایران است. همچنین ویژگیهای
منحصر به فرد این محوطه تاریخی میتواند در جذب گردشگر داخلی و خارجی و
رونق اقتصادی منطقه هم تاثیر گذار باشد. در حالی که این اثر سالهاست در
انتظار ثبت در فهرست جهانی یونسکو قرار دارد هنوز اراده لازم برای آماده
شدن بنا به منظور ثبت جهانی وجود ندارد.
یکی از موانع ثبت این اثر در
فهرست جهانی یونسکو کامل نشدن پژوهش در مورد سابقه بنا و قطعی نشدن
نظریههای مربوط به سابقه تاریخی آن است. البته نه تنها سالهاست فعالیت
پژوهشی در این منطقه متوقف شده، بلکه اقدامات لازم برای حفظ و نگهداری
آثار بدست آمده و آمادهسازی محوطه تاریخی معبد هم انجام نمیشود.
معبد آناهیا در سالهای اخیر با انوع و اقسام مشکلات مواجه بوده است. محاصره شدن در حصار کانتینرهای میوه و تره بار، مشکل بوی فاضلاب که محوطه تاریخی را فرا میگرفته، تبدیل شدن به محلی برای جمع شدن اراذل و اوباش و معتادان، تبدیل شدن به محلی برای چسباندن پوسترهای تبلیغاتی ایام انتخابات تنها بخشی از مشکلات چند سال اخیر این محوطه تاریخی هستند. نگاهی به این لیست مشکلات ابتدایی نشان دهنده بیتوجهی مسئولان به حفظ این بنای تاریخی است.
در دو-سه سال اخیر هرچند اوضاع کمی بهتر شده اما هنوز تا تبدیل شدن معبد آناهیتا به یک محل مناسب گردشگری راه زیادی مانده است. پاکسازی محوطه کامل نشده و مسیر مناسب برای گردشگران در نظر گرفته نشده است، بقایای شعارهای تبلیغاتی، انقلابی و انتخاباتی و یادگاریهای شخصی بر روی آثار تاریخی به چشم میخورد، محوطه تاریخی گاهی روزها محل بازی کودکان محلی و شبها محل گردهمآمدن افراد دیگری است و از وجود امکانات اولیه رفاهی برای گردشگران در منطقه هنوز خبری نیست. تصاویر زیر که تابستان سال ۱۳۸۶گرفته شدهاند آخرین وضعیت معبد آناهیتا را نشان میدهند.
منبع: وبلاگ هزاره سوم
آناهیتا با ستون های شگفت انگیز :
شهرت کنگاور بیشتر بدلیل بنایی است که پیش ازاسلام بر فراز تپه وسیع و در دل آن بر پا شده است.

این بنا امروز به نام معبد آناهیتا یا ناهید شهرت دارد . کرپورتر اولین اروپایی است که در سال 1818 میلادی از ویرانه های کنگاور دیدار کرده وی در این باره می نویسد : (( تمامی محدوده حصار معبدی است که دیوارهایش سکوی مستطیل شکل عظیمی را بوجود می آورد و بر بالای این سکوی ردیف ستونها سر بر افراشته اند . ))
برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .
طرح کالبدی حقیقی بنا که به واسطه کاوشهای باستان شناسی سر از خاک بیرون آورده است صفه محوطه چهار گوشی است به ابعاد 210 / 208 متر که در جبهه جنوبی آن دیواری قرار دارد به قطر 5/ 18 متر آراسته به 24 ستون با نسبتی مساوی . در دو طرف دو پلکان قرار دارد که طول هر یک به 30 متر می رسد که یک مهتابی به درازای 94 متر را در میان گرفته اند . مجموعه پلکانها و مهتابی به عرض 15/4 متر از دیوار قطور 5/18 متری پیش آمدگی دارند . پله های این قسمت بنا نیز از بین رفته اند و تنها بر بالای آخرین پله کف معبد است که با سنگ های عظیم مرمر و ملات مفروش شده است .وار غربی و شرقی نیز به قطر 5/18 متر و به ترتیب متشکل از یک ردیف ستون 48 و 24 تایی است که به استثنای پنج ستون استوار و پر پا بر جا در بخش شمالی دیوار غربی بقیه از بین رفته اند . این قسمت روی پایه هایی بس زیبا از مرمر سفید شده است.
قابل
توجه ترین بخش این بنا ستونهای آن است . ابن فقیه در کتاب (( البلدان ))
خود به سال 290 ه. ق . در توصیف ستونها ی قصر کنگاور آورده است : (( هیچ
ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای آناهیتا نیست )) سبک ستون سازی در معبد
کنگاور با هیچ یک از مکاتب حجاری دوران های یون و ایران دوره ساسانی تطبیق
نمی کند و قابل قیاس هم نیست . تناسبات بکار رفته در ستونهای معبد 1 به 2
است . قطر پایه 180 سانتیمتر و قطر ستونها 130 سانتیمتر و ارتفاع یک واحد
ستون ( شامل پایه + ساقه + سر ستون ) برابر با 55/3 متر میباشد که برای
این نوع ستون سازی هیچ الگویی را نمی توان ملاک قرار داد . حفظ تناسبات در
ساخت ستون ها تا آنجا رعایت شده که فاصله دو ستون از داخل 55/3 یعنی برابر
با یک وحد ستون در نظر گرفته شده و فاصله دو ستون از محور تا محور برابر
با 75/4 متر یعنی ارتفاع یک ستون به اضافه ارتفاع گیلویی زیرین و زیرین آن
. در
معبد آناهیتا آثار زیادی از دوران ساسانی وجود دارد . یکی از بناهای جالب
و در حین حال تقریبا سالم که از دوران بر جای مانده بقایای حمامی است که
با توجه به خصوصیات آن احتمالا به سده 4 ه . ق تعلق دارد . این حمام دارای
گلخانه و کانال هدایت کننده حرارت است و هنوز لوله آب رسانی ساخته شده از
تنپوشه و کانال های فاضلاب ( آب چاله حوض ) و نیز محوطه رختکن و سایر
احتیاحات یک حمام در آن باقی مانده است

به هر حال آنچه امروز از مبعد بر جای مانده بخش هایی از بنای اصلی است که گمانه زنی در مورد ساخت اولیه معبد آناهیتا را بسیار دشوار می سازد . لویی واند نبرگ باستان شناس بلژیکی این بنا را معبدی مربوط به 200 سال پیش از میلاد مسیح دانستند و آن را به سلوکیان نسبت می دهد . برخی آن را با معبد پالمیرا مقایسه کرده اند و حتی از همین روی نقشه های طرح باز سازی معبد را نیز ارایه کرده اند اما آنچه که امروز کاوشهای باستان شناسی مشخص کرده خلاف آن را ثابت می کند و معبد آن را ثابت می کند و معبد آناهیتا را معبدی با شیوه و سبک خاص حود معرفی کرده است .



منبع: وبلاگ zartoshtDownload
استان همدان با ۱۹٬۴۹۳ کیلومتر مربع وسعت، از سمت شمال به استانهای زنجان و قزوین، از سمت جنوب به استان لرستان، از سمت شرق به استان مرکزی و از سمت غرب به استانهای کردستان و کرمانشاه محدود شدهاست. این استان بین مدارهای ۳۳ درجه و ۵۹ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقهٔ عرض شمالی از خط استوا و ۴۷ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقهٔ طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار گرفته و شامل ۹ شهرستان، ۲۵ بخش، ۲۷ شهر، ۷۳ دهستان و ۱۱۲۰ روستا است.
در استان همدان زبانها و گویشهای گوناگونی رایج است که فارسی، ترکی، لری، لکی و کردی از مهمترین آنها بهشمار میروند. فارسها بیشتر ساکنان مرکز استان را تشکیل میدهند و از قدیمیترین مردم این منطقه محسوب میشوند که از دوران مادها در این سرزمین اسکان یافتهاند. ساکنان شمال و غرب استان (۵۶۲ روستا) به زبان ترکی، جنوب استان (۲۵۵ روستا) به زبانهای لری و لکی و غرب و شمال غرب استان (۱۵۹ روستا) به زبان کردی تلکم مینمایند.

.
.
.
منبع: وبلاگ zartoshtDownload
استان کرمانشاه
استان کرمانشاه با جمعیتی در حدود 1900000 نفر در حاشیه غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به کردستان، از شرق به همدان، از جنوب شرق به لرستان، از جنوب به ایلام و از غرب به کشور عراق منتهی می شود.
این
استان، یکی از استان های شگفت انگیز ایران است تا به آن حد که لقب
"هندوستان ایران" را به آن داده اند. کرمانشاه علي رغم وسعت نه چندان
پهناورش، داراي ۳منطقه آب و هوايي كاملاً متفاوت از يكديگر است. مثلاً اگر
در "پاوه" و "نوسود" هوا سرد و زمستاني است به فاصله كمتر از دو ساعت در "قصرشيرين"، "سرپل ذهاب"
و "نفت شهر"، هوا كاملاً گرم و تابستاني است و در همين زمان در "كنگاور"
هوا معتدل و باراني است. در كرمانشاه آنقدر آيين ها و طريقت هاي متعدد و
گوناگون وجود دارد كه پرداختن به آنها هفتاد من كاغذ و هفتاد سال تحقيق مي
طلبد. آيين ها و طريقت هايي كه علي رغم هجوم بي مهابا و سيل آساي زندگي
مدرن، همچنان پويا و زنده هستند.

نقشه تقسیمات استان کرمانشاه؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور
اين استان به طور متوسط در هر ۲۵كيلومتر، مي تواني با يكي از جذاب ترين، كم نظيرترين و كهن ترين ميراث های فرهنگي و باستاني
و اسلامي مواجه شد. البته تمام اين آثار يا كنار جاده هستند و يا در
نزديكي آن، جاده اي كه به "بزرگراه كربلا" معروف شده است. يكي از امن ترين
و كم خطرترين جاده هاي ترانزيتي و سياحتي كشور که آنقدر بر سر راهت زيبايي
هاي طبيعي و جذاب قرار دارد كه اصلاً نمي فهمي كي به آخر آن می رسی! جاده
ای که حرف های ناگفته بسیار دارد. جاده ای که حماسه ها دیده، جاده ای که...
در
صورتی که قصد عزیمت به این استان را داشتید حتما یا یک راهنما داشته باشید
و یا اطلاعات دقیق را از منبعی معتبر بگیرید. اگر قصد دیدن فقط دیدنی های
مشهور آن را دارید کوله بار خود را برای حداقل یک هفته ببندید.
قصرشیرین
شهرستان قصر شیرین در حاشیه غربی استان کرمانشاه قرار گرفته و به این ترتیب از جمله شهرهای کاملا مرزی به حساب می آید. این شهرستان در مسیر راه های ارتباطی به مرز خسروی قرار داشته و به همین دلیل همواره مورد توجه بوده است. آثار باستانی متعددی در این شهرستان قرار دارد که از آن جمله می توان به چهار طاقی، که باقی مانده از دوران ساسانیان است اشاره نمود.

کنگاور
شهرستان كنگاور با وسعتي حدود 845 كيلومتر مربع و 68650 نفر جمعيت و با ارتفاع 1467 متر از سطح دريا در 85 كيلومتري مركز استان و در شمال شرقي استان كرمانشاه واقع است. مردم كنگاور از نژاد سفيد و شبه هند و اروپايي كه مركب از اقوام كرد، لر و ترك مي باشند تشكيل شده است. بیشتر جمعيت اين شهرستان شيعه اثني عشري است.
![]()
کرمانشاه یکی از کلانشهرهاي ایران است و مرکز استان کرمانشاه می باشد. جمعیت این شهر (بدون حومه) بر طبق برآوردهای آماری سال 2005 حدود 766706 نفر و با حومه (نزدیک به 53 شهرک) بیش از 5/1 میلیون نفر بوده و از لحاظ آب و هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار می گیرد. نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شده است. پیشتر این گوشه ایران را "کَره میسین" میخوانده اند.
گیلانغرب یکی از شهرستان های زیبا و دیدنی استان کرمانشاه است که از شمال به شهرستان های سرپل ذهاب و قصر شیرین، از جنوب به استان ایلام، از شرق به شهرستان اسلام آباد غرب و از غرب به شهرستان قصر شیرین محدود میشود. فاصله گیلانغرب تا تهران ۷۰۰ کیلومتر و تا مرکز استان ۱۴۰ کیلومتر می باشد. شغل اصلی مردم گیلانغرب به خاطر موقعیت خاص آب و هوایی منطقه و همچنین زمینهای حاصلخیز، کشاورزی و دامداری است.

پاوه در فاصله 112 كیلومتری شمال غرب شهر كرمانشاه قرار گرفته و 1260 كیلومتر مربع وسعت دارد. شهرستان پاوه دارای سه بخش نوسود، باینگان و بخش مركزی است كه هر بخش آن نیز چندین دهستان را شامل می شود. سازه ها و منازل مسكونی در این شهر به گونه ای طراحی شده است كه در بیشتر موارد پشت بام خانه ای كه در ارتفاع كمتری از دامنه كوه ساخته شده است حیاط منزلی است كه چند متر بالاتر احداث گردیده و به همین دلیل پاوه را شهر "هزار ماسوله" می نامند.
![]()
اسلام آباد غرب یکی از شهرهای مهم استان کرمانشاه است که گاهی به عنوان شهر دوم استان شناخته می شود. این شهرستان از شمال به شهرستان پاوه و جوانرود، ازشرق به کرمانشاه، از غرب به شهرستان سرپل ذهاب و گیلانغرب و از جنوب به استان ایلام منتهی می شود. نام اسلام آباد غرب در ابتدا "مندلي" بود که بعد از ورود اعراب، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر "هارون آباد" معروف شد.
![]()
شهرستان دالاهو یکی از شهرستان های استان کرمانشاه می باشد و آخرین شهرستانی است که در پایان برنامه سوم به سایر شهرستان های ایران اضافه شده است. شهر کرند مرکز شهرستان دالاهو در 99 کیلومتری کرمانشاه قرار دارد. این شهرستان 1900 کیلومتر مربع مساحت و 154 روستا دارد. جمعیت 54 هزار نفری آن در زمینههای کشاورزی، دامداری، باغداری و صنایع دستی اشتغال دارند.
![]()
شهرستان سرپل ذهاب با مساحتي بالغ بر 1271 كيلو متر در 45 درجه و 52 دقيقه طول شرقي و 34 درجه و 24 درجه عرض جغرافيايي در غرب كشور جمهوري اسلامي ايران و منتهي اليه شيب ارتفاعات زاگرس بر سر راه بين المللي تهران – بغداد موسوم به جاده كربلا با قدمتي بالغ بر 2800 سال قبل ازميلاد حضرت مسيح (ع) با فاصله 665 كيلومتري از تهران واقع گرديده است.


گردش چرخهای اقتصادی شهرستان کنگاور با تاسيس شرکت شیر ودام کنگاور
با احداث واحدگاوداری کنگاور گام بزرگی در تأمین محصولات لبنی مورد نیاز استان کرمانشاه برداشته شده و رونق قابل توجهی در فعالیتهای کشاورزی و دامپروری منطقه ایجاد شده است.
مدیر عامل شرکت شیر ودام کنگاور طی گفتگوئی با خبرنگار ما گفت :
با درخواست استانداری کرمانشاه در سال 78 طرح اولیه احداث گاوداری کنگاور با ظرفیت 500 رأس گاو شیری در بنیاد به تصویب رسید و اجرای آن از سال 80 آغاز گردید که با توجه به تحولات حادث شده در صنعت پرورش گاو شیری و مطالعات زیر بنایی سازمان کشاورزی و دامپروری بنیاد در حین اجرا ظرفیت طرح به 1500 رأس گاو شیری و 3000 رأس کل گله افزایش یافت که ضمن تأمین مبلغ 33 میلیارد ریال وام 240 هکتار از اراضی منابع طبیعی نیز به منظور تأمین علوفه به شرکت تحویل شد ، وی افزود با اجرای این گاوداری الگوی کشت در کنگاور و شهرستانهای اطراف بنفع تأمین نیازهای علوفه ای شرکت تغییر یافته و با افزایش درآمد حاصل از بهره وری اراضی کشاورزان طرف قرارداد شرکت بعلت کشت علوفه و حتی دو بار کشت در سال رونق و رضایتمندی مطلوبی از این بابت در منطقه ایجاد گردیده و وجهه خوبی برای بنیاد کسب شده است.
در حال حاضر 120 نفر در قالب قراردادهای مستقیم و یا پیمانکاری بصورت دائم در بخشهای گاوداری و زراعت فعالیت می نمایند و برای حدود یکهزار نفر نیز اشتغال غیر مستقیم ایجاد شده است.
مهندس سهرابی در ادامه گفت:
با واگذاری بخش عمده ای از فعالیتهای تخصصی این واحد به پیمانکارانی که در خود گاوداری آموزشهای لازم را دیده اند ضمن افزایش بهره وری کار نیروی انسانی هزینه ها نیز کاهش یافته است، این خدمات در بخشهای شیردوشی،توزیع خوراک، جمع آوری و حمل کود، پرورش گوساله ، تولید کنسانتره، تولید کودهای آلی غنی شده و کمپوست گیاهی صورت می پذیرد.
وی در زمینه تولید شیر بعنوان محصول اصلی شرکت گفت:
در حال حاضر روزانه حدود 32 تن شیر با بهترین کیفیت در این واحد تولید می شود که بطور کامل جذب کارخانجات لبنی استان شده و بدلیل همین کیفیت و ایجاد بازار مناسب توجه این کارخانجات به شیرسایر واحدهای بنیاد نیز جلب شده بطوریکه ماهانه حدود یکهزار تن شیر 5 واحد گاوداری دیگر بنیاد نیز وارد استان کرمانشاه می گردد .
در حال واحد گاوداری کنگاور به عنوان بزرگترین تولید کننده شیر منطقه محسوب می شود.
وی در خصوص تشریح ظرفیت دام فعلی و ساختمانها و تأسیسات و امکانات موجود اظهار داشت در حال حاضرظرفیت گله 2526 راس است که 1029 رأس آنها را دام شیرده تشکل می دهد و بقیه شامل گاوهای خشک ، تلیسههای باردار و غیر باردار ، گوساله های ماده در رده های مختلف سنی و گوساله های نر با سنین مختلف می شود که گاوهای شیرده در 6 سوله باظرفیت کلی 1320 رأس نگهداری و بقیه دامها در سالنهای پرورش بسر می برند زایمان دامهای آبستن در سالن زایشگاه انجام شده و گوساله های نوزاد در 380 باکس انفرادی که برای نگهداری آنان تا سن سه ماهگی احداث گردیده پرورش می یابند در این واحد پروار بندی گوساله نر وجود نداشته واين گوساله ها پس از قطع شیر از طریق مزایده عمومی به فروش می رسند، شرکت مجهز به مدرن ترین سیستم شیردوشی روز دنیا همراه با سیستم های پیشرفته خنک کننده و نگهداری شیر، انبارهای بزرگ علوفه، سیلوهای بزرگ ذرت، دستگاههای فیدر میکسر، سیستم کود خشک کن و لاگونهای بزرگ نگهداری کود مایع به ظرفیت 30000 متر مکعب و پیشرفته ترین سیستم مدیریت پسماند می باشد و شرکت در سال 87 موفق به اخذ گواهی مدیریت کیفیت ایزو2000-9001 شده است.
وی در خصوص توان فنی و کارشناسی شرکت افزود:
بعلت قوی بودن بدنه کارشناسی در کل سازمان کشاورزی و دامپروری بنیاد در این شرکت نیز کارشناسان متعددی در بخشهای دامپروری و زراعت حضور دارند که ضمن دارا بودن مدارج معتبر دانشگاهی انواع دوره های فنی، تخصصی و مدیریتی را در داخل و خارج کشور دیده و از نظر اطلاعات علمی و فنی کاملاً به روز هستند.
مهندس سهرابی اضافه کرد، در سال گذشته با ارائه طرحی به ستاد برنامه میان مدت بنیاد پتانسیل موجود در شرکت جهت افزایش ظرفیت دام مولد به 1800 رأس و رساندن کل گله به 4000 رأس معرفی شد که اعتبار طرح به مبلغ 36 میلیارد ریال که بیست میلیارد ریال آن از محل وامهای زود بازده تأمین خواهد شد به تصویب رسید.
مدیر عامل شرکت در خصوص فعالیتهای زراعی شرکت گفت:
شرکت در حال حاضر دارای حدود 250 هکتار زمین زراعی است که در سه روستای علی آباد، سلطان آباد و رستمآباد قرار دارد که از زمان تحویل از منابع طبیعی در اراضی سلطان آباد و رستم آباد6 حلقه چاه حفر شده و با توجه به بافت خاک ،کانالهای زهکش اصلی و فرعی حفر شده و ظرف چند سال گذشته بصورت مستمر ضمن نظارت کارشناسی عملیات اصلاحی همچون تسطیح،اجرای خطوط اصلی انتقال آب ، اضافه کردن خاک نباتی و کود دامی جهت اصلاح ساختار آنها بعمل آمده و در سال جاری نیز طرح اجرای سیستم آبیاری تحت فشار (کلاسیک ثابت) که درسال87 ستاد بنیاد به تصویب رسیده و وام آن از بانک کشاورزی تأمین خواهد شد در حال اجرا می باشد، لازم ذکر است که 50 درصد مبلغ وام بلاعوض بوده و فقط حدود 3 درصد آن آورده شرکت می باشد ، عمده کشت هایی که در این اراضی انجام می شود شامل جو،یونجه، ذرت، گندم و کلزا بوده که راندمان و عملکرد همه آنها با توجه به اقدامات اصلاحی و کار کارشناسی که بصورت مستمر در این اراضی انجام می شود هر ساله بهبود یافته است در اراضی علی آباد نیز شرکت فاقد چاه می باشد ولی یک حلقه چاه عمیق متعلق به اداره امور آب استان که در حاشیه آن واقع است با دستور مستقیم استاندار کرمانشاه به صورت اجاره به شرکت واگذار گردیده است.
بازدید از عملیات شرکت در زمینه مدیریت پسماند کود دامی فرصتی بود تا با یکی از اقدامات زیر بنایی و زیست محیطی صنعت گاوداری که تا کنون در کشور سابقه نداشته آشنا شویم .
مهندس سهرابی ضمن تشریح مشکل شرکت با اداره محیط زیست در مورد آلاینده بودن کود تولیدی شرکت و ورود بخشی از آن در نهر پایین دست گاوداری توضیح داد با توجه به اینکه قبل از اتمام کامل پروژه عملیات تولیدی در شرکت آغاز گردیده بود در ابتدای امر مدت کوتاهی مشکل با محیط زیست پیش آمد که شرکت با توجه به اهمیت موضوع سریعاً به مطالعه روشهای حل مشکل از طریق اساتید و مشاورین و منابع داخل و خارج کشور پرداخته و با آزمایش روشهای مختلف موفق به طراحی روشی شد که تا کنون دو مرحله آن عملی شده و با تکمیل نهایی بعنوان الگویی برای همه گاوداریهای بزرگ کشور و حتی دیگر کشورها می تواند مورد توجه واقع شود در حال حاضر کود گاوداری با یکدستگاه کود خشک کن در طول شبانه روز خشک شده و کود خشک شده پس از فرآوری جهت تولید کود آلی غنی شده و بستر ورمی کمپوست مورد استفاده قرار گرفته و محصولات بدست آمده بصورت بسته بندی و با برند شرکت وارد بازار مصرف می گردد فرمولاسیون این کودها توسط مشاورین مجرب طرف قرارداد این شرکت انجام شده و تولید انبوه هر یک پس از طی مراحل آزمایشگاهی و بررسی در مزرعه و حصول اطمینان کامل عملی شده است از دیگر برنامه های شرکت اجرای طرح تولید بیو گاز و برق از کود دامی است که امکان سنجی انجام آن از 5/1 سال قبل با همکاری سازمان انرژیهای نو وزارت نیرو تحت بررسی علمی قرار گرفته و در سال جاری با دو شرکت مطرح آلمانی ارتباط بر قرار شده و جهت حصول به یک روش اقتصادی با آنان در حال رایزنی هستیم که با توجه به دستور ریاست محترم بنیاد مبنی بر پیگیری موضوع با همکاری سازمان انرژی بنیاد امیدواریم در حداقل زمان ممکن موفق به تحقق این امر بشویم.
در خاتمه مدیر عامل شرکت به معرفی یک نمونه فن پهن پیکر با نام تجاری هواساز هر کول که با همکاری وی و یک مهندس مبتکر مکانیک برای حل مشکل استرس حرارتی گاوداریها تولید شده و در سالن پرورش گاوداری نصب شده بود پرداخت که با توجه به مشخصات ارائه شده و اقتصادی بودن استفاده از آن و میزان خنک کنندگی حاصله در مقایسه با فن های موجود در کشور بسیار جالب توجه بود .
لازم ذکر است که این سیستم جدیدترین تکنولوژی روز بوده ولی کلیه بخشهای آن در داخل کشور طراحی و ساخته شده است.
معبد آناهیتا – کنگاور
بنای کنگاور چهار ضلعی و به ابعاد209*224متر می باشد که هر ضلع آن به شکل صفه ای به قطر 18 متر است ..این صفه ها با لاشه سنگ و ملاط ساخته شده اند که نمای بیرونی آن ها به وسیله سنگ های بزرگ تراشیده شده ای بصورت خشکه چین پوشش داده شده و گاهی برای اتصال برخی از بلوک ها ،
از بست های آهنی و سربی استفاده کرده اند .در قسمت جنوبی بنا ، پلکان دو طرفه ای به درازای 154 متر وجود دارد که هر دو تا پنج پله در یک بلوک سنگی ایجاد شده است ..در وضع موجود تعداد سنگ پله ها در پلکان شرقی 26 پله و در پلکان غربی 21 پله می با شد .
در مورد کار کرد این بنا نظریه های متفاوت وجود دارد . بعضی کاوشگران آن را معبد الهه آناهیتا و عده ای دیگر آن را کاخ نا تمام خسرو پرویز در اواخر دوره ساسانی می دانند .
قرار بود این معبد به آثار باستانی حفاظت شده یونسکو بپیوندد که با ویران شدن آن این امکان وجود نخواهد داشت . دولت حال ایران با هر آنچه میراث گذشتگان ما قبل از اسلام است ، به نام بت پرستی مقابله می کند. خصوصا وجود الهه های ایران باستان
قديمي
ترين اشاره به آناهيتا را مي توان در نوشته ي ايزيدورخاراكسي، جغرافيانويس
يوناني يافت كه در سال 37 ميلادي از كنگاور گذشته و از آن به نام كونكوبار
( Concobar ) ياد كرده است. او بوجود معبدي براي نيايش الهه ي آرتميس (
ايزد بانوي آناهيتا ) در اين شهر اشاره كرده است . در متون مربوط به دوره
اسلامي هم ساخت معبد را به خسرو پرويز نسبت داده اند در اين متون از مسجد
آدينه اي به نام مونس نيز باد شده كه خليفه عباسي آن را ساخته بود.ياقوت
مولف معجم البلدان در قرن هفتم هجري هم از شهر كنگاور به نام كنكور ام
برده است.ظاهراً قرار گيري در مسير ارتباطي مراكز مهم تمدن هاي كهن بين
النهرين و پارس و حاصلخيزي دشت كنگاور عامل رونق كنگاور در دوران كهن بوده
است.
گذشته از اين سياحان اروپايي كه در سده نوزده ميلادي از معبد
ديدار كرده اند و از آن به معبد نيايش ايزدبانوي آناهيتا ياد كرده اند
.پژوهشگراني چون هرتسفلد ، آندره گدار ، اشميت و آرتور پوپ آناهيتا را
معبد سلوكي پارتي به سبك معماري يوناني اعلام كرده اند.
نخستين بار
در فاصله ي سال هاي 1347 – 1354 خورشيدي يك هئيت ايراني به سرپرستي سيف
ا... كام بخش فرد كاوش هاي باستان شناسي را در كنگاور آغاز كرد. در سال
هاي بعدي ( 1377 ) نيز به طور متناوب كاوش هاي باستان شناسي در منطقه صورت
گرفته است در اين كاوش ها در ميان قبور كه اغلب آن ها متعلق به دوران
پارتيان است . سكه هاي مربوط به فرهاد اول ( اشك پنجم ) و ارد ( اشك
سيزدهم ) و همچنين اشيا و ابزار معاش و زيور آلات كشف شده اند و در عين
حال در اين مجموعه بيش از 200 علامت به عنوان علايم حجاري كشف شده كه
باستان شناسان مربوط به دوره هاي هخامنشي ، آراميان و ساميان بين النهرين
، اشكاني و پهلوي ساساني مي دانند.
« وضعيت كالبدي بنا »
بناي
آناهيتا چهار ضلعي مستطيل شكل و پهناوري آن به ابعاد 209 × 244 متر مربع
است و هر ضلع ان ديواري به ضخامت 18.5 متر است كه روي آن رديفي از ستون
هاي قطور قرار گرفته است . بلند ترين نقطه معبد 32 متر از سطح زمين ارتفاع
دارد و اختلاف سطح بين دو نقطه ي منتهي اليه شمال غربي و جنوب غربي آن به
14 متر بالغ مي شود.پيكره ي ديواره هاي سكو وسيع معبد عمدتاً با لاشه سنگ
و ملات گچ ساخته شده است. اما نماي بيروني آن ها با قطعات سنگي بزرگ
پاكتراش چنان استادانه پرداخت شده كه به ملات نيازي نداشته و به صورت خشكه
چين است.
در ضلع جنوبي بنا پلكان دو طرفه اي به درازاي 154 متر
احداث شده كه هر 2 تا 5 پله ي آن در يك بلوك سنگي تراشيده شده اند و پله
هاي عظيم صفه تخت جمشيد را تداعي مي كنند . تعداد سنگ هاي پله در پلكان
شرقي 26 و در پلكان غربي 21 عدد است . اما با توجه به ارتفاع ديواره هاي
معبد رد اين بخش كه تنها 8.20 متر از آن باقي مانده است به تعيين تعداد
پله ها بيشتر از تعداد كنوني بوده است.
نکته جالب : ساختن مسجد در صحن معبد آناهیتا
درباره معبد آناهیتا
معبد
آناهیتا از آثار تاریخی باشکوه در استان کرمانشاه است . این بنای تاریخی
زیبا و باشکوه همواره گردشگران زیادی را به سوی خود می کشاند .
![]()
موقعیت جغرافیاییمعبد آناهیتا بنای تاریخی که امروزه در شهر کنگاور واقع شدهاست. کنگاور در میانه راه امروزی همدان کرمانشاه و بر سر راه تاریخی هگمتانه تیسفون قرار گرفتهاست. این بنا با ۶/۴ هکتار وسعت، بر پشته صخرهای و مشرف به دشت گنگاور ازشهرستان های استان کرمانشاه ساخته شدهاست.
تاریخچه آناهیتا فرشته و نگهبان آب و فراوانی وزیبایی و باروری در نزد ایرانیان دارای مقام بلند و ارجمندی بودهاست. مورخین قدمت این بنا را به سه دورهٔ هخامنشی اشکانی و ساسانی نسبت داده اند . برخی محققان آن را کاخ ناتمامی از خسرو پرویز دانسته اند . از دوره ی اشکانی نیز آثاری شامل سفالینه ، قبور و نوع تدفین به ویژه سکه های کشف شده در قبور این معبد به دست آمده است .
![]()
نوع سازه بنای تاریخی آناهیتا بر پشت صخره ای قرارگرفته است که بلندترین نقطه ی آن 32 متر ارتفاع دارد . این بنا دارای ۲۲۰ متر درازا و ۲۱۰ متر پهنا و کلفتی دیوار محیطی آن به ۵/۱۸ متر میرسد. بر اساس مدارک و شواهد به دست آمده از کاوش های باستان شناسی فراز این اثر تاریخی ردیفی از ستونهای سنگی بر پا بوده که بلندای هر ستون ۵۴/۲ متر است که آثار موجود در بخش شمال غربی آن کمک مؤثری در شناسایی مشخصات بنا و در نتیجه مرمت آن کرده است . ستون ها دارای 54/3 متر ارتفع شامل سرستون ، میان ستون و پایه ستون هستند و فاصله ی محوری این ستون ها نسبت به یکدیگر 75/4 متر است . ورودی بنا به وسیله پلکان دو طرفه در جبههٔ جنوبی تعبیه شده وقابل مقایسه با پلکان ورودی کاخ آپادانا در تخت جمشید فارس است . در ازای هر پله 15/4 متر ، پهنای کف پله 32 سانتی متر و میانگین ارتفاع پله ها 12 سانتی متر است . اکنون 26 سنگ پله در جبهه شرقی و غربی بر جای اصلی بر پا مانده است . سنگ پله های فر ریخته دو طرف نشانگر آن است که تعداد پله ها به مراتب بیش از 26 عدد است و تاکنون تعدادی از این سنگ پله ها شناسایی شده است . در جبههٔ شمال شرقی پلکان یک طرفه راه دسترسی به این مکان را ممکن ساختهاست. در بخش مرکزی معبد ، دیواری محکم و استوار در جهت شمال غربی بر پا شده که دارای 94 متر طول و 9 متر ضخامت است . نمای آن گچ اندود است و گوشه ی جنوب غربی و جنوب شرقی این دیوار در جهت شمال ادامه داشته است . در پای دیوار آبراهه ای بر روی صخره در جهت هدایت آب جا سازی شده است . سنگ های به کار رفته در بنای معبد آناهیتا از از معادن اطراف کنگاور که فاصله ای نه چندان دور دارد استخراج می شده است .
اکنون وجود سنگ های نیمه تراش میان ستون ، سنگ نما ، پایه ستون و دیگر عناصر سنگی نشان از آماده سازی سنگ های زبره تراش است که پس از حمل در محل بر پایی صیقل می شده است . تعدادی از این معادن کخ در جهات مختلف قرار دارد شناسایی شده که مهمترین آنها معدن سنگ چهل مران در ۲ کیلومتری باختر این بنا قرار داردو اکنون سنگهای نیمه تراش میان ستون و سنگهای نما در سطوح معدن از همان زمان باقی ماندهاست. پرستشگاه آناهیتا مانند مانند دیگر بناهایی که بر بلندی ساخته می شود ، بااستفاده از شیوه ی صفه سازی بناشده است . این شیوه در دوران تاریخی در فلات ایران متداول بوده و در دوره های بعد هم رواج داشته است .

آناهیتا ،اَناهید یا ناهید که -در پارسی به معنای دور از آلودگی است - نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگیهای این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هر دوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطاند. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نامهای دیگر- مورد ستایش قرار میگرفت. آناهیتا ظاهرا با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری میدهد. در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهههای مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت. البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان به طور ذاتی یکتاپرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار میگرفتند.
این هم عکس معبد آنا هیتا در کنگاور:



معبد آناهیتا کنگاور



معبد آناهیتا کنگاور




معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور





معبد آناهیتا کنگاور
منبع: وبلاگ آسمانه ایران کهن The Heaven of Ancient Iran

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

معبد آناهیتا - امامزاده ابراهیم کنگاور

معبد آناهیتا کنگاور

نمایی زیبا از دره ای در گیلانغرب یکی از شهر های استان کرمانشاه
![]()
فرهاد تراش یا به زبان محلی فراتراش که در جهت جنوبی کتیبه بیستون قرار دارد
![]()
این هم نمایی از شهر کرمانشاه از روی کوه طاق بستان (تاق بستان)

معبد آناهیتا در کنگاور

معبد آناهیتا در کنگاور
آناهیتا
در زبان اوستایی، نام یک پیکر کیهانی ( هندو ) ایرانی است، که ایزدبانوی
آبها (آبان) پنداشته وستوده میشود و ازین رو با نمادهایی چون باروری،
شفا و خرد نیز همراه است.
اردوی سورا آناهیتا در پارسی میانه یا امروزی ناهید یا اردویسور آناهید است و در زبان ارمنی آناهیت نامیده میشود. تاریخ نویسان کلاسیک باستان یونانی و رومی از او با نام آناتیس Anaïtis یاد کرده و یا او را با یکی از ایزدان معابد خود شناساندهاند.خرده ستاری نوع-اس سیلیسومی به نام آناهیتا ۲۷۰ به یاد او نامیده شده است .
آناهیتا، اَناهید یا ناهید که در پارسی به معنای دور از آلودگی است - نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگیهای این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هر دوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطاند. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نامهای دیگر- مورد ستایش قرار میگرفت.آناهیتا ظاهراً با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری میدهد. در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهههای مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت.
البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان یکتاپرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار میگرفتند .
با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زرتشت، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازهای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستشگاههای بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او میبینیم، بلکه تندیس و نمادهای این زن ایزد در اینجا و آنجای این سرزمین پهناور باقی ماندهاست. آناهیتا نام یک معبد در شهر تاریخی و ویران شده بیشابور (مربوط به دوره ساسانیان) در غرب کازرون نیز میباشد.در اساطیر ایران مزید بر آناهیتا که یشت پنجم مختص ستایش اوست در اساطیر از خدایی به نام اپام نپات (زادهٔ آب) به عنوان پاسدار آبها یاد میشود. از اپام نپات در اوستا یسنا ۱ فقرهٔ ۵ ، یسنا ۲ فقره ٔ۹۵، زامیاد یشت فقرهٔ ۵۱ و ۵۲ یاد شدهاست .
از میان پرستشگاههای ناهید، نیایشگاههای همدان، شوش و کنگاور که ویرانههای آن هنوز پابرجاست، از همه مجلل تر بودهاست .
بنای معروف به معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور بر سر راه همدان به کرمانشاه قرار دارد. این بنا بر روی تپه ای طبیعی با حداکثر ارتفاع سی و دو متر نسبت به سطح زمین های اطراف ساخته شده است. نقشه این بنا چهار ضلعی، به ابعاد ۲۲۴×۲۰۹ متر و هر ضلع آن به شکل صفه ای به قطر هجده متر است. این صفه ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند و نمای بیرونی آنها به وسیله سنگ های بزرگ تراشیده شده، به صورت خشکه چین پوشش داده شده است. در مواردی برای اتصال برخی از بلوک ها، از بست های آهنی و سربی استفاده شده است.
در قسمت جنوبی بنا، پلکان دو طرفه ای به درازای یک صد و پنجاه و چهار متر وجود دارد. هر دو تا پنج پله، در یک بلوک سنگی ایجاد شده است. در حال حاضر تعداد سنگ پله ها در پلکان شرقی بیست و شش پله و در پلکان غربی بیست و یک پله است.
با توجه به ارتفاع دیوار که ۲۰/۸ متر از آن باقی مانده، به طور یقین تعداد پله ها بیشتر از این بوده است. در بخش شمال شرقی بنا نیز دو ردیف موازی سنگ های تراشیده به کار رفته که نشان از ورودی به عرض دو متر در این بخش از بنا است. در مرکز بنا، صفه ای با جهت شرقی – غربی ساخته شده که نود و سه متر درازا و ۳۰/۹ متر پهنا و بین سه تا پنج متر ارتفاع دارد. بر روی صفه های چهارگانه این بنا به جز فاصله بین دو رشته پلکان جنوبی، یک ردیف ستون قرار گرفته است. این ستون ها کوتاه و قطور هستند.
برخی از مورخین این بنا را معبدی برای الهه آناهیتا دانسته اند. برخی دیگر از محققین به تبعیت از نوشته های مورخین ایرانی و عرب سده سوم ه.ق به بعد، این بنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کرده اند. عده ای نیز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده دیگر آن را به سده اول ق.م نسبت می دهند. سیف الله کامبخش فرد – کاوشگر بنا – آن را به سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی نسبت می دهد و مسعود آذرنوش کاوشگر دیگر بنا، آن را کاخ ناتمامی از خسرو پرویز در اواخر دوره ساسانی می داند.
تصاویری از معبد آناهیتا واقع در شهرستان کنگاور

![]()
هنر اشکانی سلسله اشکانیان (250 قبل از میلاد تا 226 میلادی)
مقدمه
پارت در دوران گذشته شامل سرزمینی بوده است که در حال حاضر به نام خراسان معروف است در این مقاله نویسندگان عهده قدیم از دو کشور به نام پارت و گرگان نامبرده اند اما متاسفانه حدود آن دو را دقیقا نمی توان تعیین کرد.
آنچه مسلم است گرگان در سمت شمال و مغرب این منطقه و پارت در قسمت جنوبی و شرقی ان قرار داشته است سرزمین پارت از طرف شمال به خوارزم و از مشرق به هرات و از جنوب به زرنگ و از مغرب به گرگان محدود می شده است می توان گفت که پارت عهد قدیم شامل شهرهای، دامغان، شاهرود، جوین، سبزوار، نیشابور، طوس، بجنورد، قوچان، درگز، سرخس، اسفراین، جام، باخزر، خواف، کاشمر و تربت حیدریه بوده است طول این منطقه 408 کیلومتر و عرض آن 200 کیلومتر بوده و مساحت آن بالغ بر 96 هزار کیلومتر مربع بوده است. به طور کلی تاریخ دولت اشکانی را می توان به سه دوره به شرح زیر تقسیم کرد:
اول: تاسیس دولت اشکانی و کوتاه کردن دست سلوکیان از قیام ارشک تا سلطنت نهم مهرداد
دوم : تا پایان بلاش اول.
سوم: انحطاط دولت اشکانی
اسامی سلاطین اشکانی
1- ارشک پسر فری یاپت از 256-253 ق.م
2- تیرداد پسر فری یاپت از 253-214 ق.م
3- اردوان اول پسر تیرداد از 214-196 ق.م
4- فری یاپت پسر اردوان از 196-181 ق.م
5- فرهاد اول پسر فری یاپت از 181-173 ق.م
6- مهرداد اول برادر فرهاد اول از 173-136 ق.م
7- فرهاد دوم پسر مهرداد اول از 136-128 ق.م
8- اردوان دوم پسر فری یاپت از 129-124 ق.م
9- مهرداد دوم پسر اردوان دوم از 124-87 ق.م
10- سائاتروک پسر مهرداد اول از 77-69 ق.م
11- فرهاد سوم پسر سائاتروک 69-60 ق.م
12- مهرداد سوم پسر فرهاد سوم از 60-56 ق.م
13- ارداول پسر فرهاد سوم از 55-37 ق.م
14- فرهاد چهارم پسر ارد اول از 37-1 ق.م
15- فرهاد پنجم پسر فرهاد چهارم از 2-1 میلادی
16- ارد دوم، محققاً معلوم نیست از 6-2 میلادی
17- وانان اول پسر فرهاد چهارم از 7 میلادی
18- اردوان سوم پسر ارد دوم از 51-16 میلادی
19- واردان پسر اردوان سوم از 51-16 میلادی
20- گودرز پسر گیو از 16-51 میلادی
21- وانان پسر ارد دوم از 16-51 میلادی
22- بلاش اول پسر وانان دوم از 77-51 میلادی
23- خسرو، بعضی او را پسر پاکر می دانند از 133-107 میلادی
24- بلاش دوم محققا معلوم نیست از 191-133 میلادی
25- بلاش سوم پسر بلاش دوم از 191-133 میلادی
26- بلاش چهارم پسر بلاش سوم از 207-191 میلادی
27- بلاش پنجم پسر بلاش چهارم از 216-207 میلادی
28 اردوان پنجم پسر بلاش چهارم از 224-216 میلادی
فصل دوم- شناسایی منابع تاریخ ایران در دوره اشکانیان
نظری اجمالی بعد از مرگ اسکندر اوضاع ایران دچار هرج و مرج گردید سرداران وی چندی بر سر تقسیم متصرفات او با هم در حال زد و خورد بودند تا سرانجام در سال 301 قبل از میلاد متصرفات اسکندر را بین خود تقسیم کردند در این تقسیم بندی سوریه و ایران به تصرف سلوکوس در آمد که از سال 312-129 قبل از میلاد جانشینان وسی به نام سلوکیدها در ایران سلطنت به اشکانیان یا پارتها رسید که از سال 250 قبل از میلاد تا سال 226 میلادی در ایران سلطنت کردند هرچند اشکانیان نسبت به ایرانیها قوم بیگانه ای نبودند بلکه از آریاییهای ایرانی محسوب می شدند لیکن به علت زندگی بیابانگردی عموما از علم و دانش بهره چندانی نداتند به همین علت افراد این سلسله درصدد احیای علوم و فرهنگ ایران برنیامده بلکه بعکس تحت تاثیر تمدن ملل دیگر به ویژه یونانیها قرار گرفتند، سلاطین این سلسله از بدو تاسیس تا زمان سلطنت اشک بیستم گودرز (51-16 میلادی) هم خود را مصروف ترویج یونانی کرده و خود را دوستار تمدن یونان معرفی کردند و از خط یونانی برای نوشتن روی مسکوکات و کتیبه های خود استفاده می کردند در این دوران تاریخ اسکندری یا سلوکیدی و اسامی یونانی را می دانستند چنان که اردوان اول این زبان را خوب می دانست و به ادبیات یونانی آشنایی کامل داشت و حتی به زبان یونانی تاریخی نوشته بود در دربار شاهان اشکانی از نمایشنامه های یونانی استفاده می کردند.
سکه های اشکانیان
به طور کلی اسناد و مدارک زمان اشکانی بسیار اندک است سکه های سلاطین اولیه اشکانی تنها معرف نام و لقب پادشاه است همین امر تطبیق سکه های دوران اشکانی را دچار اشکال کرده است. از اوایل قرن اول قبل از میلاد نام شخص سلاطین در روی سکه ها نقش گردید و از سال 137 قبل از میلاد سکه ها را با قید تاریخ که مبدا آن سال 312 قبل از میلاد یعنی تاریخ تاسیس سلسله سلوکیدها بود ضرب می کردند. از زمان سلطنت بلاش اول (77-51) میلادی به تدریج برای نوشتن روی سکه ها از الفبای آرامی به جای یونانی استفاده کردند.
کتیبه ها و اسناد مکشوف از اشکانیان
کتیبه های معروف دوره اشکانی عبارتند از کتیبه اشک بیستم گودرز در بیستون در شش فرسنگی باختران (کرمانشاه) که به تقلب از داریوش اول فتح خود را نسبت به مهرداد و کاسیوس سردار رو می نشان داده است این کتیبه به خط یونانی است و در آن گودرز خود را ساتراپ ساتراپیها خوانده است همچنین نوشته هایی به زبان یونانی از حفاریهای شهر دورا اوروپوس و از شوش پیدا شده که مربوط به زمان اردوان سوم و پنجم است در سالهای اخیر در نسا (نزدیک عشق آباد شوروی) آرشیو بزرگی که بر روی پاره های سفال نوشته شده به دست آمده که مشتمل است بر اسناد مالی دوره اشکانی که به زبان پهلوی و خط آرامی نوشته شده است، در بابل نیز اسنادی مربوط به دوره اشکانی پیدا شده که بر روی لوحه هایی از خشت خام به خط میخی نوشته شده است بیشتر مطالب آنها را جداول نجومی تشکیل می دهد. در سال 1909میلادی در اورامان کردستان سه سند پیدا شد که دو سند آن به خط یونانی و سومی به زبان پهلوی و خط آرامی است که هر سه بر روی پوست آهو نوشته شده و مربوط به سال 87 میلادی یعنی دوران اشکانی است محتوای آنها حاکی از انعقاد قراردادهایی است درباره فروش تاکستان به کشاورزان و فاصله زمانی بین سند اول و سوم قریب به یکصد سال است.
منابع تاریخ اشکانیان در آثار نویسندگان رومی و ارمنی
با توجه به مطالب یاد شده چنین می توان نتیجه گرفت که برای کسب اطلاع دقیق و اساسی درباره رویدادهای تاریخی ایران در دوره اشکانی بایستی از اخبار نویسندگان باستانی کسب اطلاع کنیم که شرح حال بعضی از آنها ضمن منابع و ماخذ دوران هخامنشی گفته شده است از جمله کرنلیوس تاسی توس که در سال 50 میلادی در روم به دنیا آمد و در سال 120 میلادی درگذشت وی از خود آثار زیادی به جای گذاشت از بین کتابهای او که در رابطه با تاریخ نوشته است سالنامه هایش معروفیت زیادی دارد که مشتمل بر شانزده کتاب بوده لیکن تعداد زیادی از آنها مفقود شده اند هر چند سالنامه های او ارتباط زیادی با تاریخ ایران ندارد با وجود این از بعضی فصول آنها که مربوط به روابط اشکانیان با رومیان است می توان استفاده کرد.
نویسنده دیگر ایزودورخارا کسی است که به احتمال قریب به یقین در قرن اول میلادی می زیسته یکی از تالیفات معروف وی کتابی است که راجع به جغرافیای پارت نوشته است، در این کتاب به تفضیل درباره یک راه کاروان رو که از سوریه شروع می شده و از طریق سرزمین پارت به آسیای مرکزی می رفته سخن گفته است. نویسنده دیگر موسی خورن است که بنا به عقیده دمرگان در قرن چهارم میلادی می زیسته و زمان درگذشت ویرا بین 493-487 میلادی ذکر کرده اند آثار زیادی از وی باقیمانده که از آن جمله تاریخ ارمنستان است کتابی نیز در جغرافیا تالیف کرده که برای اطلاع از اوضاع جغرافیایی ایران در زمان سلسله های اشکانی و ساسانی حائز اهمیت است.
در آثار سایر مولفان قدیم مانند استرابون و دیودور سیسیلی و پلینوس اطلاعات سودمندی درباره تاریخ اشکانیان می توان یافت گذشته از این از آثار نویسندگان ارمنی و غیر ارمنی که درباره تاریه ارمنستان تالیفاتی داشته اند از جمله ماراپاس کاتی نا و آگاتانژ و زنوب گلاگی و الیزادوارتابد نیز می توان اطلاعاتی درباره تاریخ ایران باستان به ویژه دوره پارتها و ساسانیان به دست آورد.
فصل سوم- آداب و رسوم
آداب و رسوم یونانی به وسیله مقدونیان تا حدودی در ایران رسوخ پیدا کرد و آنها هم بسیاری از رسوم و آداب ایرانی را فرا گرفتند و با خود به یونان بردند ولی آثار فرهنگ یونانی با حکومت اشکانیان از میان فرت و ایرانیها خود را از قید و رسوم بیگانگان آزاد کردند.
اشکانیان نیز مانند هخامنشیان به مسائل اخلاقی پایبند بودند و با اسیران خوش رفتاری و عهدو پیمان را رعایت می کردند. به طوری که فلاویولی که یکی از مورخان است می نویسد: در بین پارتها رسمی هست که در هنگام بستن پیمان به یکدیگر دست می دهند و آنان به نگهداری پیمان و عهد خود پای بندند.
در این دوره برده داری رواج دارد و دو نوع برده وجود داشته است یکی سربازانی که از دشمن به اسارت می گرفتند و آنها را ANSAHRIK یا بیگانه می نامیدند دیگر بومیانی که خود را می فروختند یا در برابر بدهی خویش برده طلبکار می شدند آنها را BANDAK می نامیدند. این بردگان در مزارع به کار کشاورزی اشتغال داشتند در این دوره مردگان را در خمره می گذاشتند و درب آن را می بستند و دهنه خمره را رو به خورشید قرار می دادند و این یکی از مظاهر احترام به خورشید بوده است. بعضی از مردگان را در تابوت سفالین می گذاشتند و به خاک می سپردند از این نوع خمره ها در حفاریهایی که در معبد ناهید کنگاور به عمل آمده بود پیدا کرده اند از جمله قبرهای خمره ای دو نفره که نظیر آن کمتر دیده
شده است.
در این قبرها وسایل زندگی مردگان را قرار می دادند که امروز با بررسی آنها تاریخ هنر و افکار مذهبی مردم این دوره تا حدودی مشخص می گردد. در قبر یکی از زنان پارتی علاوه بر وسایل زندگی یک دوک سفالی هم به دست آمده که معرف هنر بافندگی اوست.
وضع زنان
داشتن زنهای متعدد معمول بود و شاه هم به غیر از ملکه که زن اصلی بود تعدادی کنیز در اختیار داشت.
لباس
لباس پارتها قبایی بلند و شلواری گشاد بود و نواری بر گرد سر می بستند که از دو طرف به دو رشته دراز منتهی می شد و کلاهی به نام تیار بر سر می گذاشتند و در مسکوکات این دوره لباس اشگ اول به طوری که گارد نر نوشته چنین بوده است:
گوشواره ها به گوش آویخته و گردن بندی ساده در گردن داشت زرهی در بر مشتمل بر پولک و یا حلقه ها که بازوها را تا بند دست و پاها را تا قوزک می پوشانیده است و روی آن عبا یا جبه نظامی پوشیده کفشها را با بند به ساق پا بسته.
فصل چهارم- افکار مذهبی در دوره اشکانیان
پس از هخامنشیان در دوران حکومت مقدونیان عقاید مذهبی و رسوم آنها در ایران رواج پیدا کرد و ایرانیان که همیشه به عقاید دینی دیگران احترام می گذاشتند در دوره حکومت سلوکیها از لحاظ مذهبی تحت فشار متجاوزان واقع شدند.
درباره دین مردم عهد اشکانیان منابع زیادی در دست نیست ولی به طور کلی عقاید مذهبی آنها با عقاید یونانی پیوند داشته و در کتیبه و سایر منابع این موضوع به نظر می رسد که عقاید مذهبی این دوره تلفیق عقاید یونانیها و اندیشه های زردشتی و مسیحیت بوده است. یکی از نکات مشخص این دوره عدم تعصب مذهبی است و صاحبان عقاید مختلف بدون اینکه تحت فشار باشند در انجام آداب مذهبی خود آزاد بودند. در اسنادی که از نسا به دست آمده به نامهایی بر می خوریم که معرف رواج آیین زردشت در این دوره است و به طوری که نوشته اند جمع آوری اوستا به وسیله بلاش VALAKSH شاه اشکانی انجام گرفته است.
در اسناد نسا نامهایی وجود دارد که با کلمه مهر ترکیب شده مانند مهر بزان MIHRBOZAN مهر داتک MIHR DATK و مهر فرن MIHR FRAN که نشان می دهد خدای خورشید هم در سرزمین پارتیان طرفداران زیاد داشته است.
معماری
قبل از حکومت پارتها هنر از جمله صنعت معماری در حال انحطاط بوده و پارتها با فعالیت هایی که کردند توانستند هنر هخامنشی را زنده کنند و در تکامل آن کوشش نمایند و در این راه موفقیت هایی هم به دست آوردند. نفوذ هنر یونانی در ابتدای حکومت اشکانیان بسیار زیاد بوده و در کاوشهای شهر نسا این موضوع تایید شده ولی اصالت هنر ایرانی محفوظ مانده است و در اواخر کمتر اثری از هنر یونانی دیده می شود. در ساختمانهای اشکانی گنبد و ایوانهای سرپوشیده و نقاشیهای دیوار و مجسمه های مختلف دیده می شود که معرف هنر این دوره است. عظمت و شکوه تالارهای پیدا شده به توانگری و ثروت فرمانروایان گواهی می دهد در یک تالا، گنجی از اشیا ساخته شده از عاج به دست آمده به خصوص جامهایی پیدا شده که اطراف لبه آنها مجالسی از صور اساطیر یونانی نقش بسته است که معرف نفوذ هنر یونانی در هنر پارتی است. در دوران حکومت اشکانیان کمتر آثار حجاری و معماری به دست آمده فقط می توان آثار زیر را نام برد که معرف هنر سازندگی است. معبد آناهیتا، معبد ناهید، معبد کنگاور و سه نوع مقبره.
سنگهای معبد کنگاور
ستونهای شکسته معبد کنگاور
![]()
دوگور خمره ای
قبرهای سفالین (معبد ناهید کنگاور)
کاخ سلطنتی الحضره (ایوان جنوبی)
کاخ سلطنتی الحضره (ایوان شمالی)
نقاشی
در این دوره ساختمانها را با تصاویر رنگین و گچ بریهای زیبا تزیین می کردند که معرف هنر نقاشی و پیکرنگاری هنرمندان این عصر است. نقوشی که برگزاری مراسم مذهبی و صحنه های جنگ را نشان می دهد بیشتر در آثار اشکانیان دیده می شود. نقاشی رنگی در روی دیوارها یکی از مشخصات نقاشی این دوره است که آثار آن را در جزیره ای در مرکز دریاچه هامون می توان دید.
در نقاشیهای این دوره خصوصیات هنر اصیل ایرانی مشهود است و اثر هنر یونانی کمتر دیده می شود.
هر تسلفد درباره نقاشی عهد اشکانیان تحقیقات زیادی کرده او نیز حفظ اصالت هنر ایرانی را در آثار این دوره تایید می نماید.
بافندگی
در دوران اشکانیان به علت توسعه روابط بازرگانی و آوردن ابریشم از چین به ایران صنعت بافندگی به خصوص بافت پارچه های ابریشمی رونق زیاد پیدا کرده و مقدار زیادی از پارچه های پشمی و ابریشمی و قالی و قالیچه به رم صادر می شده است. ایرانیان در این دوره سعی داشته اند که تجارت ابریشم چین را به خود منحصر سازند و در این راه موفقیت کامل پیدا کرده و با تبدیل ابریشم به پارچه های ابریشمی و صدور آن به رم و سایر کشورها منافع زیادی به دست آورده اند. از آثار بافندگی این دوره به ندرت به دست آمده از جمله چند تکه پارچه ابریشمی در سوریه و چند قطعه پارچه ملیله دوزی و قلاب دوزی شده در شرق ایران پیدا شده است. در حفریات اخیر در ناحیه گرمی دشت معان در قبور این دوره ضمن آثار دیگر قطعه پارچه ای که بیش از بیست سانتیمتر نیست به دست آمده که اکنون در موزه ایران باستان است این پارچه بعد از فرش پازیریک قدیمی ترین پارچه منقوش و رنگین جهان است.
پلین یکی از مورخان رومی نوشته است که قالی های گران قیمت و زیبای ایران زینت بخش کاخهای رم بوده است و این موضوع می رساند که در این دوره هنرمندان اشکانی در فن قالی بافی شهرت زیاد داشته و محصول آنها به رم صادر می گردیده است.
لباس بانوی عهد اشکانی
تکه پارچه مکشوفه از گورهای خمره ای (گرمی دامغان)
سفال
سفال سازی دوره اشکانی دنباله هنر هخامنشی است با این اختلاف که لعاب دادن در دوره گذشته مخصوص آجر بوده برای زینت ظروف نیز به کار رفته است و بعضی معتقدند که چینی ها لعاب دادن را از اشکانیان اقتباس کرده اند و این نظر از آنجا آمده که ظروفی که در چین پیدا شده دارای لعاب سبز رنگی است که بسیار شبیه به ظروف سفالی اشکانی است ولی این دلیل کافی نیست که چینی ها از ایرانیان اقتباس کرده باشند و امکان هم دارد که عکس این نظر صحیح باشد. از آثار سفالی که از این دوره به دست آمده به طور کلی می توان گفت که این هنر در عهد اشکانی پیشرفتی نداشته زیرا ظروف این عهد ساده و بدون تزیین است و مثل ادوار گذشته دارای نقش حیوانات و نباتات و اشکال مختلف دیگر نیست و بیشتر هنرمندان به ساختن و تزیین ظروف فلزی پرداخته اند و چون ظروف سفالی برای رفع احتیاج طبقه عامه بوده توجهی به تزیین و ظرافت آن نداشته اند. رنگ لعابی در این دوره بر روی ظروف و حتی تابلوهای سفالی به کار رفته و بیشتر رنگ سبز تیره و طلایی بوده است در این دوره خمره های بزرگ برای نگهداری آذوقه و همچنین برای گذاشتن اجساد مردگان ساخته می شده که نمونه های آن در حفریات مختلف به دست آمده است. در این دوره ظروف سفالی مدوری می ساختند که دارای لوله دراز بوده و در آن روغن یا ماده سوختنی می ریختند در لوله فتیله می دادند و فتیله را آتش می زدند و روشنایی لازم به دست می آمد گاهی چند لوله روی بدنه ظرف می گذاشتند که روشنایی بیشتر شود.
دوک سفالی که از قبر یک زن پارتی به دست آمده
ظرف سفالی با شکل مجسمه اسب (گورهای خمره ای)
ظروف سفالین در قبرهای معبد کنگاور
فلزکاری
ضرب سکه در این دوره یکی از مظاهر هنر فلزکاری است سکه های مسی و نقره ای و مدالهایی از طلا و نقره در حفریات نقاط مختلف به خصوص در ری پیدا شده که روی آنها تصویر شاه یا ملکه و گاهی نقش رب النوعهای یونانی دیده می شود که با ظرافت ساخته شده است.
هنرمندان این دوره اشیاء تزیینی و زینتی از جمله سینه ریز، گلوبند، گوشواره و دستبندهای طلایی نیز ساخته اند که بسیار ظریف و زیبا است و در موزه های آمریکا به خصوص در موزه فیلادفلیا و موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می شود. در موزه ارمیتاژ یک مجسمه بزرگ از گراز که از طلا ساخته شده وجود دارد که از آثار قرن اول قبل از میلاد است. طبق تحقیقاتی که به عمل امده در عصر اشکانیان هنرمندان می توانسته اند به فلزات آب طلا و نقره بدهند.
سر از مفرغ
سکه
در دوره اشکانیان مثل دوره هخامنشیان برای معاملات تجارتی ضرب سکه و ساختن مدالها و نشانهای نقره و طلا برای تشویق خدمتگزاران رواج زیاد داشته و ضرب سکه در این دوره به شرح زیر بوده است. برای اینکه به سهولت مقدار زیادی از قطعات هم وزن و هم شکل آماده برای ضرب سکه به دست آید قالبهای آهنی می ساختند که جعبه ای شکل و در آن چند ردیف خانه های منظم یک قطع تعبیه شده بود که هر یک گنجایش یک سکه را داشت...
این خانه ها به وسیله شکافی به یکدیگر ارتباط داشت در موقع عمل محفظه را بسته و از آن شکاف فلز ذوب شده را وارد می ساختند و پس از آنکه خانه ها یکی پس از دیگری پر می شد درب جعبه را برداشته و قطعات را پس از سرد شدن از قالب خارج می کردند و این قطعات هم وزن و هم شکل آماده برای ضرب یعنی قبول اثر نقش که علامت رسمی مملکت است می شد...
مسکوکات در دوره اشکانی از نقره، مس و برنزه بوده و پول طلا ضرب نمی شده است و از راه تجارت وارد ایران می گردید و با غرامت هایی که رومی را اوری می نامیدند واحد پول درخم و وزن آن چهار گرم بوده و این سکه در تمام آسیای غربی با دینار رومی رقابت می کرده. سکه ها یک و دو درخمی بوده است.چند سال پیش در شمال شرق ایران در یک دهکده مابین بجنورد و گنبد قابوس گنجینه ای مربوط به دوران اشکانی پیدا شد که در نوع خود بی نظیر بود و موجب حیرت دانشمندان و سکه شناسان گردید. البته در زمان های مختلف گنجینه های بسیاری پیدا شده که از جمله می توان گنجینه ای شامل بیست هزار سکه اشکانی را که در گنبد قابوس به دست آمده نام برد ولی گنجینه خبر از لحاظ انواع مختلف سکه بی نظیر بوده و به طبقه بندی سکه های این دوره کمک بسیار کرده است.
سکه های سلاطین اشکانی
صات سکه های دوره اشکانیمشخ
روی
اولین سکه های این دوره نام ارشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آنجا به
چشم نمی خورد این امر ثابت می کند که آنها به عنوان رئیس قبیله آپارتی
شناخته می شدند نه پادشاه و اما لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر روی سکه
ها دیده می شود که کلاهی مخصوص به شکل باشق که به کلاه ترکمن های امروزی
شبیه است بر سر دارد و پشت سکه آدمی روی چهار پایه به طرف چپ نگاه
می
کند. کلمه شاه را برای اولین بار روی سکه های مهرداد اول می بینیم که برای
نخستین بار نام خود را بر سکه ها ضرب کرد در این سکه ها در یک رو همان
تصویرهای گذشته است و در روی دیگر آدم چهار پایه نشین است که در اطراف آن
نوشته شده است مهرداد اول شاه بزرگ. مهرداد بعد از ضرب این سری سکه یک نوع
سکه دیگر ضرب کرد که بر روی آن به لاتین نوشته بود فیل هلن یعنی دوستدار
یونان و در یک سوی دیگر این سکه ها نیز تصویری از هرکول یکی از خدایان
یونان دیده می شد. بعد از دوره سلطنت مهرداد عناوین جدیدی روی سکه ها یافت
می شود از جمله شاه بزرگ اشکانی از نسل خدایان پادشاه عادل و غیره.
از جمله نوشته های جالب سکه های این دوره سکه های مربوط به اردوان اول است که روی سکه نوشته شده ارشاک پادشاه بزرگ و دوستدار برادر خود (که منظور مهرداد اول است) و دوستدار یونانی ها (فیل هلن) در زمان مهرداد دوم القاب جدیدی روی سکه حکاکی شده از جمله شاه عادل، برجسته و نامی، بانی خیر. در یک سری از سکه های مهرداد دوم بر روی تصویر سکه تاج مزینی دیده می شود که همان تاج را سه قرن بعد بر سر اردشیر بابکان می بینیم و از این زمان لقب شاه شاهان نیز بر روی سکه ها حک شده است. در ابتدا نقش موسس سلسله که روی دوش APOLLO نشسته روی سکه بوده است. ولی در اواخر این نقش وجود ندارد. روی بعضی سکه ها خطوط یونانی دیده می شود ولی روی سکه های ولگاش پنجم و ارتبان (اردوان پنجم) خط یونانی و پهلوی وجود دارد. سکه های زیادی از دوره اشکانیان در حفریات بین النهرین و ری به دست آمده که دارای نقش های مختلف است. در زمان اشکانیان سه نوع سکه ضرب می شده:
سکه ها کوچک مسی یا مفرغی، سکه نقره و سکه بزرگ نقره که تترادرهم نام داشته است.
در قلمرو اشکانیان ضرابخانه هایی وجود داشته ولی ضرابخانه اکباتان و تیسفون از همه مهمتر بوده است.
مجسمه سازی
دیاکونوف در کتاب خود نوشته که مجسمه های زیادی در ضمن حفاریهای مختلف از هنرمندان اشکانی به دست آمده است از جمله مجسمه بزرگ از مفرغ که صورت یکی از بزرگان اشکانی است و مجسمه ساز با مهارت کامل چنین لباس را نیز مشخص کرده است.
مجسمه هایی از مرمر و مفرغ و سرب نیز به دست آمده است که هنرمندی مجسمه سازان را نشان می دهد. در موزه آرمیتاژ مجسمه سر یک زن وجود دارد که بسیار ظریف و با مهارت کامل ساخته شده است. دوران اشکانی را می توان از لحاظ هنر دیوار نگاره از دوران های موفق و پیشرفته به حساب آورد هم از نظر انتخاب موضوع و هم از نظر صحنه پردازی و ترکیب رنگها که نمونه آن در کوه خواجه سیستان دیده می شود. در نواحی برده نشاندی بختیاری نزدیک آتشکده ستونهای پراکنده ای بر جای مانده که بر روی آنها صورتها و نقش های مختلف حجاری شده و همچنین در نسا علاوه بر مجسمه های مرمری مجسمه های زیادی از گل رس به دست آمده که رنگ آمیزی شده است. به طور کلی می توان گفت که مجسمه سازی نیز در عصر اشکانی اصالت ایرانی را حفظ کرده و با ترکیب هنر یونانی هنر نوین و مستقل به وجود آمده است.
در کوه بیستون آثار حجاری از پارتها وجود دارد که بنا به دستور گوتارزس انجام گرفته و نام او به خط یونانی در بالای صفحه حجاری خوانده می شود. نقش حجاری شده عبارتست از گوتارزس که سوار بر اسب به رقیب خود مهرداد حمله کرده و او را سرنگون نموده است و رب النوع فتح ناجی بر سر او می گذارد.در دوره اشکانیان در زمینه مجسمه سازی روش خاصی دیده می شود و آن نمودار ساختن حالت و روحیه صاحب تصویر و تحرک نگاه و نمایش حالت چشم است.
مجسمه یکی از بزرگان اشکانی
مجسمه مفرغی مکشوفه در یشمی
مجسمه افسر پارتی (موزه وصل)
مجسمه سر یک زن (موزه ارمیتاژ)
جام از عاج
آثار تزیینی و زینتی در عصر اشکانیان
در روی اشیا سفالی و فلزی پیدا شده در حفاریها که عبارت بوده است از تابوتهای نزین کوزه ها، کاسه ها، بطری های شیشه ای و اقسام زیور آلات از قبیل انگشتری ها و گوشواره ها و دست بندها می توان با آثار تزینی این دوره آشنا گردید.دست بند ها و انگشترها و گوشواره ها از طلا و نقره و برنج و مس ساخته شده گرچه انگشترها از حیث ساختمان مثل دوران هخامنشی ظریف نیست ولی به طور کلی رواج این هنر را در این می رساند کلاههای نوک تیز بلند که مختص زنان بوده گاهگاهی در ضمن حفریات به دست آمده ولی در هیچ یک از موزه های ایران و اروپا وجود ندارد، یراقهای مخصوص لباس و نوارهای زرین که به کلاه آویخته می شد و ی به پیشانی می بستند همه اینها دلیل علاقه زیاد به خودنمایی و تظاهر به نمایش ثروت بوده است.
دیاکونوف درباره آثار تزیینی اشکانیان می نویسد: با اینکه اثر هنر یونانی در این آثار دیده می شود ولی هنر این دوره معرف هنر هخامنشیان و هنر بومی اشکانیان بوده است در کاوشهایی که در شهر سلوکیه به عمل آمده مقدار زیادی از زینت آلات عهد اشکانی کشف شده که در موزه ملی بغداد است.
در حفاریهایی که در ناحیه رستم آباد به عمل آمده مقداری زیور آلات زنانه من جمله گوشواره های جالبی پیدا شده که در نوع خود بی نظیر است. گوشواره ها اغلب هلالی شکل و دارای گلوله های بزرگ و کوچک و دانه های گرد طلایی است، و بعضی از آنها به خوشه انگور شباهت دارد در کنگاور نیز ضمن حفریات یک جفت گوشواره طلایی مربوط به عهد اشکانی به دست آمده که شکل آن به شرح زیر است.
این گوشواره مرکب از یک حلقه ساده است که اطراف فرشته ایستاده ای قرار گرفته و این فرشته حمایل باریکی دارد و گلی شش پر در بالای سر فرشته دیده می شود. از دست بندهای منتسب به دوره اشکانی دست بندی است که در سلوکیه به دست آمده و در موزه بغداد نگهداری می شود این دست بند از نوارهای بافته به هم تشکیل شده است. از گردن بندهایی که در کتاب پوپ مربوط به اشکانیان معرفی شده گردن بندی است که شبیه زنجیر و دارای آویز بیضی شکل است و نقش ستاره هشت پری بر روی آن نقش گردیده است دیگر گردن بندی است از خمیر شیشه ای که در گرگان به دست آمده و در موزه ایران باستان است.
گل کمری نیز از حفاری نهاوند به دست آمده این گل کمر از طلاست که اطرافش سنگ های زینتی قرار داده اند و در وسط مجسمه عقابی که بر گرده شکاری چنگ زده است این گل کمر در موزه متروپولتین نگهداری می شود. علاوه بر آثار مقدار مجسمه های زنان اشکانی به دست آمده است که زیور آلات آنها معرف هنرهای تزیینی این دوره است. مجسمه ای از یک دختر به دست آمده که در موزه بغداد است و دست بندی از مهره ها و گوشواره سنگینی با آویزهای فراوان دارد و چند ردیف گردن بند نیز در روی سینه او دیده می شود.مجسمه دیگری از یک زن دوره اشکانی است که از پالیمر به دست آمده و در موزه لوور نگهداری می شود که گردن بندی به گردن و موبندی بر پیشانی دارد. مجسمه دیگری از پالمیر به دست آمده که دارای زیورهای زیاد و دارای چندین گردن بند و دست بند و گوشواره و پیشانی بند است.
یک جفت گوشواره از طلا مکشوفه از قبور معبد آناهیت
مجموعه ای از آثار تزیینی طلا (موزه ارمیتاژ)
سینه ریز- دستبند- گوشواره طلایی (موزه فیلاد فیلا)
دسته شمشیر طلایی
زبان و خط
زبان این قوم آریایی است ولی لغات سکایی در آن داخل شده و همان زبانی است که بعدها زبان پهلوی اشکانی نامیده اند.
در زمان اسکندر به خصوص در زمان حکومت سلوکی ها زبان یونانی در میان رجال درباری رایج بوده است و در روی بیشتر سکه های اشکانی خط یونانی دیده می شود. خط در زمان اشکانیان خط آرامی سریانی بوده نه خط میخی و این موضوع از روی سکه های پیدا شده روشن گردیده است نوشته هایی که در کردستان در سال 1919 به دست آمده دو نسخه آن به خط یونانی و نسخه دیگر به زبان پهلوی و خط آرامی است که روی پوست آهو نوشته شده. نباید تصور کرد که در این دوره خط میخی به کلی رواج نداشته زیرا در بابل لوحه هایی پیدا شده که مربوط به دوره اشکانی و به خط میخی نوشته شده است. در زمان حکومت اشکانیان برای نوشتن از خطوط میخی و یونانی هم استفاده شده است خط یونانی از اواسط قرن اول میلادی با سایر مظاهر تمدن یونانی رو به انحطاط می رود و خط پهلوی اشکانی جای آن را می گیرد.
یک کتیبه به خط پهلوی اشکانی در کاوشهای سر پل ذهاب به دست آمده و در اکتشافات ترکمنستان شوروی (نسا) هم یکی از ارزنده ترین گنجینه های تاریخی مربوط به این دوره کشف گردیده که شامل تعدادی الواح و کتیبه های سلطنتی بوده است. در کاوشهای دورا و اروپوس کنار فرات کتیبه هایی به خط پارسی و یونانی به دست آمده و اطلاعاتی درباره این دوره به دست می دهد.
صنعت چوب
در دوره اشکانیان صنایع چوبی مورد توجه بوده و ظروفی که در حفاریها به دست آمده نشان می دهد که ابزار و وسایل لازم برای این کار به طور کامل وجود داشته است ظرفهای چوبی مربوط به این دوره که در موزه ایران باستان است معرف صنعت چوب در این دوره است.
صنعت شیشه
در زمان پارتها این صنعت رواج داشته و بیشتر در وسایل تزیی به کار رفته است در نواحی مخلف گیلان و اردبیل انگشترهای مفرغی با نگین های شیشه ای به تعداد زیاد کشف گردیده.
حکاکی
از روی سکه ها و اشیا فلزی که دارای کنده کاری است می توان مهارت هنرمندان این دوره را ارزیابی کرد. در حفاریهایی که در دشت مغان آذربایجان انجام شده نمونه هایی از هنر حکاکی و منبت کاری به دست آمده است که ظرافت و مهارت هنرمندان را نشان می دهد. در بعضی از قبرها در هر انگشت دست مرده انگشتری از آهن و برنز بوده و نگین شیشه ای داشته است. روی نگین ها با کمال مهارت حکاکی شده و نقش انسان در روی آن دیده می شود. آثار پیدا شده در حفاریها نشان می دهد که پارتیها در کنده کاری و منبت کاری و خلق آثار هنری زیبا، مهارت داشته اند.
موسیقی
در این دوره به هنر موسیقی هم توجه داشته و بیشتر از نی و تنبور استفاده می کرده اند. یکی از نویسندگان رومی به یک آلت موسیقی دیگر به نام SMBUCA در این دوره اشاره کرده است.
با درود
پیوست می شود به نوشتار بانو سایه :
1- کنگاور یکی از شهرهای کرمانشاه است.
2- سکویی که معبد کنگاور بر روی آن ساخته شده 7متر از روی زمین بلندا (ارتفاع)دارد.
3- راه ورود به معبد آناهیتا به سان پارسه پلکانی دوسویه است که از هر سو
60 پله سنگی دارد و در جنوب معبد است.پس از پیمودن پله های دو سو به 12
ستون در راست و به قریته 12 ستون در چپ بر لبه خارجی بر می خوریم که اکنون
بیشتر آن ویران شده است.
4- در سمت غرب و بالاترین نقطه ، آتشکده ای روباز قرار گرفته و آناهیتا در این پرستشگاه نقش ویژه ای داشته است.
_________________
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با این همه از دانش خود شرمم باد!
گر مرتبه ای وُرای مستی دانم!

دیودور
سیسیل، مورخ یونانی نخستین کسی بود که در کتاب خود نام بیستون را به صورت
بغستان Bogistanon آورده است که شکل تغییر یافته واژه کهن ایرانی بغ _
ستانا یعنی «جایگاه خدایان» است. احتمالا واژه بهیستان یا بهیستون در
نتیجه کاربرد عامیانه مردم به واژه بیستون یعنی مکانی که در آن ستون وجود
ندارد، تغییر یافته است. این اثر تاریخی که در چند کیلومتری شرق کرمانشاه
قرار دارد، یکی از آثار ممتاز خاورمیانه به شمار می رود که از حدود دو
هزار سال پیش تاکنون در پیش چشمان مسافران جاده شوش _ اکباتان شکوه و عظمت
خود را به رخ کشیده است. این اثر شامل یک نقش برجسته و یک کتیبه هخامنشی
است که متن کتیبه آن طولانی ترین کتیبه هخامنشی به شمار می آید. تمامی اثر
بر روی صفحه ای سنگی به ارتفاع ۳ متر و عرض ۵ الی ۶ متر خلق شده است که به
نظر می رسید سطح دیواره صرفا برای همین منظور مسطح گردیده است. از میان
افراد مختلفی که نقش آنها بر روی سنگ دیواره حک شده است، تصویر داریوش با
هیکل بزرگش متمایز تر از دیگران است. وی در دست چپ خود کمان پادشاهی یعنی
نماد قدرت شاهنشاهی را بدست گرفته است و دست راست خود به علامت سلام و
دورود به سوی اهورامزدا بالا آورده است که او نیز به همان صورت سلام
داریوش را پاسخ می دهد.تندیس و تصویر خدایی بر فراز نقش سایر افراد سایه
گسترانیده است.اهورامزدا، در حالی که تاج کیانی خدایان را بر سر نهاده است
از درون حلقه ای بالدار بیرون می آید و با دست چپ خود حلقه قدرت شاهنشاهی
را به داریوش عطا می کند. در پشت سر داریوش دو نفر از اشراف هخامنشی که هر
یک نشانه های شاهنشاهی هخامنشی را با خود همراه دارند : نیزه، کمان و
تیردان پیش روی داریوش نه پادشاه دروغین، در غل و زنجیر در پیشگاه او به
صف کشیده اند و داستان عصیان و شورش آنها در کتیبه های کناری نقش برجسته
حک شده اند. کتیبه بیستون نیز همانند بسیاری از کتیبه های هخامنشی به سه
زبان پارسی باستان، بابلی و عیلامی نگاشته شده است.
عمده دلیل نگارش کتیبه ها به سه زبان فوق سیاسی است. چرا که شاهان هخامنشی
بر آن بودند که خود را جانشینان بر حق بابلی ها و عیلامیان معرفی کنند.
متن بابلی کتیبه در دو ستون بر روی دو سطح سنگی کناری نقش برجسته در سمت
چپ آن حک شده است . متن پارسی باستان کتیبه در پنج ستون و در پایین نقش
برجسته حک شده است و ادامه آن تا سمت راست نقش برجسته کشیده شده است. به
نظر می آید که متن عیلامی کتیبه دارای سرگذشت عجیبی است.این بخش از کتیبه
نخست در چهار ستون در سمت راست نقش برجسته حک شد. اما به هنگام تهاجم
آخرین پادشاه شورشی، بخش هایی از آن از بین رفت و مدت ها بعد از آن، همان
متن در سه ستون در سمت چپ متن پارسی باستان کتیبه حک شد. کتیبه دوم
عیلامی، کاملترین متن از مجموع کتیبه ها را دارد که در ۷۶ بند نوشته شده
است. در حالی که متن بابلی و پارسی باستان در ۶۹ بند بر روی دیواره سنگی
حک شده اند. در نقاط مختلف نقش برجسته کتیبه های کوتاهی در سه زبان نوشته
شده اند که روایتگر افسانه هایی هستند که براساس آنها می توان شاهان
عصیانگر و شورشی سرزمین هخامنشی را به هنگام جلوس داریوش بر تخت پادشاهی
شناسایی کرد. برخی دیگر از کتیبه های کوتاه بر روی نقش برجسته ها، تکرار ۴
بند اول کتیبه ای است که به زبان عیلامی در قسمت بالای نقش داریوش نوشته
شده است. همچنین در بالای نقش برجسته در سمت چپ آن ترجمه بند هفتادم کتیبه
دوم عیلامی و در قسمت راست آن مجددا ۴ بند اول کتیبه پارسی باستان حک شده
است. مشاهده می کنیم که پراکندگی کتیبه های ثانویه نشان دهنده نوعی بی
نظمی است که هنرمندان به وقت خلق این اثر باشکوه با آن روبرو بوده اند.
تحصیل گذرا از مجموع نقش برجسته همان احساس را در انسان بوجود می آورد. به
نظر می رسد که طرح اولیه نقش برجسته، به دفعات به هنگام حکاکی بر روی سنگ
تغییر یافته است و اینک باستان شناسان در تلاش هستند تا مراحل اصلی خلق
این بنا و اثر شکوهمند را بازسازی کنند. این احتمال وجود دارد که در طرح
اولیه صرفا ایجاد نقش گوماتا و هشت پادشاه عصیانگر مغلوب مد نظر خالقان
اثر بوده است و کتیبه های اولیه نیز دو کتیبه کوتاه عیلامی و پارسی باستان
هستند که هر یک در ۴ بند و در قسمت بالای نقش داریوش حک شده اند.
اندیشه حک کردن متنی طولانی تر بعدها به ذهن پادشاه خطور کرده است. به
همین دلیل محل نگارش ۶۹ بند کتیبه پارسی باستان در پایین نقش برجسته و متن
نخستین کتیبه عیلامی در سمت راست آن به درستی انتخاب شده است. لیکن متن
بابلی کتیبه در سمت چپ نقش برجسته در محل مناسبی حک نشده است و این حس را
در بیننده برمی انگیزد که بعدها این متن به آن اضافه شده است. ایراد دیگری
که از نقطه نظر فنی می توان بر تناسب کتیبه ها و نقش برجسته ها وارد ساخت،
محل آفرینش نقش نهمین پادشاه مغلوب یعنی پادشاه سکاها با کلاه نوک تیزش
است که از کادر کلی پیش بینی شده برای نقش برجسته بیرون زده است. به همین
دلیل و با توجه به محل نقش اهورامزدا متوجه می شویم که تقارن کلی اثر به
هم خورده است به گونه ای که با احتساب نقش پادشاه سکاها، نقش اهورامزدا در
میانه نقش برجسته قرار نمی گیرد. به نظر می رسد که برای افزودن نقش پادشاه
سکاها، هنرمندان مجبور شده اند که بخشی از کتیبه عیلامی را از بین ببرند.
از این رو کتیبه عیلامی و متن کامل آن در سمت چپ کتیبه پارسی باستان
بازآفرینی شده است. همچنین برای تکمیل کتیبه متن پارسی باستان، بند دیگری
(بند ۷۰) به آن اضافه شده است. از سوی دیگر به دلیل تاخر زمانی وقوع شورش
سکاها نسبت به سایر رویدادهای حکایت شده در ۶۹ بند نخست کتیبه پارسی
باستان، شرح ماوقع شورش پادشاه سکاها در ستون دیگری شامل بندهای ۷۱ الی ۷۶
در سمت راست متن اولیه کتیبه پارسی باستان حک شده است و ستون پنجم. به
همین دلیل هنگامی که نظری کلی به محل کتیبه پارسی باستان می اندازیم،
متوجه می شویم که متن آن اندکی از سمت راست در پایین نقش برجسته بیرون زده
است. نبود جای کافی بر روی صخره، باعث شده است که روایت تکمیلی کتیبه
بیستون در متن بابلی و عیلامی نخستین اضافه نگردد.
به واقع اطلاعات کافی از زمان آفرینش شرح حال شخصیت های نقش برجسته در دست
نمی باشد. لیکن یقین داریم که در طرح اولیه بیستون، محلی برای حک تمامی
متون به زبان های سه گانه پیش بینی نشده بود.سرگذشت بیستون
پس از این که داریوش، شاهنشاهی ایران را به دست گرفت، تصمیم گرفت تا مردم
امپراطوری خویش را در جریان فرمانروایی خود قرار دهد. از این رو مکانی را
بر سر جاده قدیم شوش به اکباتان جهت خلق سنگ نبشته بزرگی از کارهای خود،
برگزید. در امتداد این مسیر پر آمد و شد، سنگ نگاره های دیگری نیز دیده می
شود که کهن ترین آن به فرمان انوبنی نی در حدود دو هزار سال پیش از میلاد
کنده شده بود. در این نقش برجسته پادشاه کمانی در دست چپ و تبرزینی در دست
راست دارد و پای چپ را بر سینه دشمنی مغلوب نهاده است که روی زمین افتاده
است و الهه ایشتار (عشتار) در حال دادن حلقه حکومت به اوست. الهه با طنابی
که در دست دارد، دو امیر دست بسته را پشت سر خود می کشد. هفت اسیر دیگر
زیر تصویر شاه نشسته اند.
به نظر می رسد داریوش با الهام گرفتن از این نگاره و تقارن موضوعی _ زیرا
انوبنی نی نیز بر نه دشمن چیره شده بود _ دستور داد تا در همان جاده در
نزدیکی کرمانشاه نقش برجسته پیروزی های وی را بر سینه کوه نقر کنند . لیکن
نگاره داریوش پرکارتر از نگاره انوبنی نی است. در خصوص ماهیت اشخاص نقش
برجسته داریوش می توان اظهار کرد که پشت سر داریوش ویْندَه فْرَدنَه
کماندار و گَئو بَرَوه نیزه دار ایستاده اند که از جمله هفت نفری هستند که
در براندازی گئومات شرکت داشتند. داریوش که نقش وی به منظور تجسم اهمیت
اش، در مقایسه با دیگران بزرگتر به تصویر کشیده شده است، همانند انوبنی نی
کمانی در دست چپ دارد و پای چپ اش را روی سینه دشمنی که روی زمین افتاده و
به علامت التماس دست هایش را بالا برده است، گذارده است . این همان گئومات
مغ است. پشت سر او صف اسیران قرار دارد که گردن هایشان با طناب به یکدیگر
و دست هایشان از پشت سر بسته است. با این که این سنگ نگاره در کنار یکی از
راه های پر رفت و آمد و مهم قرار دارد، لیکن افراد معدودی آن را از نزدیک
می دیدند. از این رو، داریوش برای اینکه مردم امپراطوری بزرگ ایران پی
ببرند که وی چه کارهایی را انجام داده است، فرمان داد تا نسخه هایی از این
کارنامه تهیه کنند و به تمامی ساتراپ های امپراطوری بفرستند و برای مردم
بازخوانی کنند. برای نمونه رونوشتی از متن بیستون در مجتمع نظامی یهودیان
در جزیره الفا نتین نیل بدست آمده است.
شرح کتیبه
بخش اول کتیبه (بند اول تا پنجم) نسب شناسی داریوش است که در آن وی چگونگی
کسب عنوان پادشاهی اش را روایت می کند : «منم داریوش شاه، پسر ویشتاسب،
هخامنشی، شاه شاهان . من اکنون پادشاه سرزمین پارسی ام . داریوش شاه می
گوید پدرم ویشتاسب است ، پدر ویشتاسب ارشام است. پدر ارشام، آریارمنه بود
پدر آریارمنه، چیش پیش بود. پدر چیش پیش هخامنش بود. داریوش شاه گوید از
این رو ما خود را هخامنشی می نامیم. ما از دیرباز نژاده بوده ایم. از
دیرباز خاندان ما شاهی بود. داریوش شاه گوید هشت تن از خاندان ما پیش از
این شاه بودند. من نهمین شاه هستم. ما از دو تیره شاه بودیم.» در این بخش
پادشاه، تبار شاهنشاهی و قانونی بودن پادشاهی خویش را تاکید می کند.
«اهورامزدا مرا پادشاه قرار داد» جمله ای است که به نظر می رسد دارای
مفهوم سیاسی جدیدی نزد ایرانیان است و در تمامی متن کتیبه تکرار شده است.
در بخش دوم کتیبه (بند ۶ الی ۹) اسامی مردم ۲۳ کشوری که داریوش بر آنها
غلبه کرد، ذکر شده است. در این بخش ضمن تاکید بر تسلیم و اطاعت محض آنان و
عدالت شاهنشاهی بیان شده است که خاینین همواره مجازات و خدمتگزاران
راستگوی پادشاه، پاداش نیک خواهند داشت. روایت حماسی کتیبه داریوش با شرح
قیام گئومات دربندهای (۱۰ الی ۱۵) به دنبال بقدرت رسیدن کمبوجیه پس از
کورش آغاز می گردد. متن روایت داریوش شبیه روایتی است که هرودت در کتاب
تاریخ خود از حوادث ایران باستان نقل کرده است لیکن او نام بغ را سمردیس
آورده است. داریوش چنین حکایت می کند که کمبوجیه پادشاه قبل از وی، برادرش
بردیا را در قفا به قتل رسانید. پس از مرگ کمبوجیه، گوماتاد گئومات، به
دروغ خود را بردیا برادر مقتول کمبوجیه می نامد و سر به عصیان بر می دارد.
نخست به دلیل برخی سیاست های وی، تمامی مردم امپراطوری از وی طرفداری می
کنند اما داریوش به یاری اهورامزدا، عصیان بردیای دروغین را سرکوب می کند.
بندهای (۱۶ الی ۵۶). داریوش عصیان سایر شاهان را روایت می کند و شرح هر یک
از عصیان ها به یک شکل روایت شده است. فردی خود را جانشین قانونی پادشاه
قبلی سرزمین اش می نامد و این امر یعنی، غصب منصب پادشاهی به دروغ. در
نتیجه اهورامزدا از داریوش حمایت کرد زیرا فقط اوست که حقیقت را بر زبان
می راند. تمامی عصیان ها در سرزمین های امپراطوری روی داده است. در عیلام
آسینا ، در بابل نیدنتوبل ، مرتیه در شوش، فروزیتش در ماد که از جانب
پارتیان و هیرکانیان حمایت می شد، فرادا در مارگیان ، وهیزداته در پارس که
وی نیز خود را به دروغ بردیا نامید، آرکسا در بابل. داریوش برای آن که
سرنوشت پادشاهان عصیانگر، سرمشقی برای سایرین باشد، دستور داد تا برخی از
آنها را مثله کنند. در بند (۵۲ الی۵۳) خلاصه ای از فتوحات داریوش روایت
شده است. «و این آنچه بود که من در عرض یکسال به انجام رسانیدم. من ۱۹ بار
با شاهان عصیانگر مبارزه کردم و ۹ پادشاه را مغلوب خویش ساختم» در بندهای
(۵۴ الی ۵۹) پادشاه دروغ گویی را محکوم می کند. تمامی شورش ها و عصیان ها
که به دلایل دروغین و واهی انجام می گرفت، به همان دلیل دروغین بودن، با
ناکامی روبرو می شدند. سپس داریوش خطاب به آیندگان چنین می گوید: «و تو ای
کسی که این کتیبه را خواهی خواند، اندیشه مکن که این حکایت دروغ است.»در
بخش آخر کتیبه (بند ۶۰ الی ۷۰) سرگذشت و چگونگی خلق کتیبه آمده است و
پادشاه تاکید می کندکه باید از آن حفاظت کرد و آن را در تمامی سرزمین های
امپراطوری به مردمان شناساند. همچنین داریوش نام شش تن از نجبای پارس را
که وی را در پیروزی بر گوماتا (گئومات) یاری رساندند، در کتیبه بیستون
آورده است. متنی که بعدها به کتیبه اضافه شده است، (ستون پنجم متن پارسی
باستان) به شکل مختصر شرح دو شورش سال دوم حکمرانی داریوش را حکایت می
کند. (بند ۷۱ الی ۷۶) یعنی شورش آگاماتیا در عیلام (نقش وی در بیستون حک
نشده است) و سکونخا پادشاه سکاها.
منابع :
۱. Le rocher de Bisotun, Pierre Lecoq, Le Monde de La Bible,
۲. از زبان داریوش، هاید ماری کخ، ترجمه دکتر پرویز رجبی، نشر کارنگ، تهران ۱۳۷۹
۳. ایران از آغاز تا اسلام، ر. گریشمن، ترجمه محمد معین، علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۷۹

کوه
بیستون در فاصله ۳۲ کیلومتری شرق کرمانشاه قرار دارد. حدود ۵۲۰ سال پیش از
میلاد مسیح داریوش، شاهنشاه هخامنشی دستور داد که بر کمر کوه بیستون
پیکرها و نقوش و کتیبههایی به خط میخی نوشته شود.این پیکرها و نقوش در
بالا و کتیبهها و خطوط در زیر آن جای دارد. بهعلت صعبالعبور بودن،
برای صعود به این کوه این منطقه تبدیل به منطقهای بکر شده بود که کسی به
آن توجه نمیکرد. اما اولین بار در سال ۱۸۵۳میلادی راولینسون، افسر
انگلیسی که مامور آموزش به ارتش ایران بود توانست با مشقت فراوان این صخره
را درنوردد و از ستون اول متن فارسی باستان نسخهبرداری کند.
مطالعات وی در سال ۱۸۵۷ مورد توجه انجمن آسیایی پادشاهی لندن قرار گرفت و
همزمان با آن مقالات او و نتیجه مطالعاتش در مجله این انجمن چاپ شد تا
اینکه باعث شد افراد دیگری بعد از او کار را ادامه بدهند که این مساله
باعث شد این منطقه ارزش و اهمیت جهانی پیدا کند.
در سال ۱۹۴۸ ژرژ کامرون کتیبه را مجددا مطالعه کرد و آن را دارای سه نوع خط فارسی باستان، ایلامی نو و بابلی نو و اکدی خواند.
کوه بیستون که جغرافینگاران قدیم مانند یاقوت حموی نام کوه را بهستون
آورده است. مسافری که از کرمانشاه به همدان میآید رشته کوهی را میبیند
که منقطع در جایی به هم متصل شده، در قله آخری که شیب تندی دارد چشمههایی
جاری است و این منطقه را منزلگاه خوبی برای رهگذران قرار داده که بهدلیل
صعبالعبور بودن آن این کتیبهها بهخوبی محفوظ ماندهاند تا اینکه
راولینسون با شرحی که خود داشته با زحمت فراوان توانسته راز این کتیبه را
بگشاید و تصاویر را به داریوش و دو سردارش که یکی، از یاران و ملازمان و
دیگری پدرزن اوست و همچنین ۱۰ شورشگر که هر یک از سرکردگان مناطقی
بودهاند که علیه داریوش شورش کرده اما داریوش آنها را سرکوب کرده بود.
فردی که زیر پای چپ اوست همان بردیای دروغین (گوماتای مغ) از روحانیون
زرتشتی بود که در نبود کمبوجیه خود را برادر کمبوجیه خوانده بود و ادعای
تخت و سلطنت کرده بود که بعد از اینکه خبر مرگ کمبوجیه پسر کوروش از مصر
آورده شد او خود را پادشاه ایران، پسر کوروش و برادر کمبوجیه خوانده بود و
چون کمبوجیه برادر خود را کشته بود و کسی جز گوماتای مغ از آن خبر نداشت
بنابراین او خود را بردیا نامید که کمبوجیه با شنیدن این خبر در مصر
درگذشت. اما داریوش بر او غلبه پیدا کرد و او به حالت تضرع زیر پای داریوش
به او التماس میکند. از ۱۰ نفر شورشی تنها اوست که کفش به پا دارد، بقیه
همه برهنهاند.
این تصویر باعث شد که اهالی آنجا سالها قبل زمانی که جکسن مستشرق غربی به
آنجا سفر کرده بود به آن ۹ نفر ۹ درویش میگفتند که از پادشاه تقاضای کمک
دارند، اما نقش برجسته دیگری که از همه اینها متفاوت است و در بالای سر
داریوش قرار دارد متعلق به اهورامزدا میباشد که داریوش دستش را به نشانه
یاری و استمداد از او بلند کرده چرا که قدرت و مزه ایزدی را اهورامزدا به
او داده و در سراسر این نوشته از کمک و مساعدت و قدرتی که اهورامزدا به او
ارزانی داشته تا آرامش را بر این سرزمین برگرداند قدردانی میکند.
در زیر این نقوشنوشتهها که به سه زبان رایج آن دوران است در واقع
کارنامه داریوش در سالهای نخستین پادشاهیاش است که توانسته بر تمامی
رقیبان و شورشیان غلبه پیدا کرده و به ترتیب نام همه آنها و کشوری که در
آن شورش کرده بودند را نام میبرد تا درس عبرتی برای همگان شود.
در این سنگنوشته داریوش پس از ذکر نام و عنوان و نسب خود و خاندانش برای
اثبات و یادآوری اصالتش سرزمینهایی که زیر پرچم شاهنشاهی هخامنشی درآورده
که جمعا ۳۲ کشور است را برمیشمرد، سپس به شرح ناآرامیهایی که بعد از مرگ
کمبوجیه پسر کوروش کشور را فرا گرفت میپردازد و در پایان با کلامی
احساسی و قید قسم صحت مطالب را یادآور میشود و لعنت به کسانی میفرستد که
این یادگار شاهنشاهی را منهدم کنند. داریوش میگوید: اگر تو این کتیبه و
این حجاریها را ببینی و آنها را خراب کنی مادام که سلسله تو باقی است آن
را حفظ ننمایی اهورا مزدا تو را بکشد و نسل تو مقطوع شود و هر چه تو
میکنی اهورامزدا آن را خراب کند. از خواننده میخواهد که این پیام شاهانه
را حفظ کند و در سراسر کشور انتشار دهد.
این کتیبه در مجموع ۴۲۰ سطر دارد که مشکلات رونوشت و خواندن آن را
مستشرقین غربی متحمل شدند، نحوه صعود آنها و چگونگی خواندن و مطالعات آنها
روی خط میخی هنگامی که شرح سفرها و سفرنامههایشان را میخوانیم و اینکه
هر کدام چگونه کار دیگری را کامل کردند واقعا ستودنی است. سفرنامه جکسن
گواه این مطلب است چرا که او یکی از انگیزههایش برای رفتن به بیستون در
سال ۱۹۱۵ میلادی را تلاش برای خواندن خطوط میخی تنها برای روشن کردن حل
این مساله میداند که دین داریوش زرتشتی بوده است. خود او آورده است که
اهالی آنجا کار نقوش و نوشتههای بیستون را از آن فرهاد میدانستند آن
پیکرتراش عاشق شیرین که خسرو او را به کندن کوه بیستون واداشت.
مورخان قدیمی یونان در یکی از نوشتههای خود گفتهاند که یکی از شاهان و
ملکههای افسانهایشان به نام سمیرامیس با سپاهی بزرگ عازم ماد شد و
نزدیکی کوه اردو زد و دستور داد تا نقش او را بر کوهی حجاری کنند و به خط
سریانی بر آن صخره چنین بنویسند: سمیرامیس با رویهم قرار دادن کولهبار
چهارپایان که همراه او درشکه حرکت میکردند به قله این کوه صعود کرد.
مورخان اسلامی در روایات خود از اولین برخورد اعراب از این کوه گفتهاند،
طوری که اعراب به آن نام سمیره دادند. سمیره نام زنی عرب بود که دندان
پیشین او برآمدهتر از سایر دندانهایش بود. آنها نام آن زن را به این کوه
دادند و سمیره گفتند.
همانگونه که همه آثار و بناهای باستانی و تاریخی در طول سالها تخریب
شدهاند و عواملی چند آنها را تهدید میکنند این قاعده از بیستون این اثر
ارزشمند که مهمترین کتیبه هخامنشی است نیز مستثنی نمیباشد. یکی از این
عوامل سرازیر شدن آب از لابهلای کوه بیستون میباشد که باعث ایجاد شکاف
در بین این نقوش و نوشتهها گردیده است.
دیگری تجاوز به حریم بیستون است. عامل دوم بیشتر مورد توجه بوده چرا که
کمکم منجر به این امر میشود که این اثر در فهرست آثار جهانی ثبت نشود که
با تعهد بر اینکه به حریم بیستون به هر طریقی چه احداث کارخانه یا جاده
کمربندی جلوگیری شود بالاخره در اجلاس سیام یونسکو و با تلاش سازمان
میراث فرهنگی به ثبت جهانی رسید. در انتها یادآور میشویم که محوطه بیستون
شامل مجموعهای از آثار دورههای مختلف تاریخی است که ارزش و اعتبار آن
چندین برابر بیشتر از حفظ و نگهداری و جذب توریست مینماید.

طاق
بستان مجموعهای از سنگنگارهها و سنگنبشتههای دورهی ساسانی است که در
شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ایران واقع شده است. وجود کوه و چشمه در
این مکان، آن را به گردشگاهی روحفزا تبدیل نموده که از زمانهای دیرین تا
به امروز مورد توجه بوده است.طاق بستان در زبان بومی (کردی) طاق وسان گفته
میشود.
«سان» به معنی سنگ میباشد و به این ترتیب طاق بستان طاق سنگی
معنی میدهد. این مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده است. شاهان ساسانی
نخست نواحی اطراف تخت جمشید را برای تراشیدن تندیسهای خود برگزیدند، اما
از زمان اردشیر دوم و شاهان پس از او طاق بستان را انتخاب کردند که در بین
راه جادهی ابریشم قرار داشت و دارای طبیعتی سرسبز و پرآب بود.
طاق بستان شامل سنگنگارهی تاجگذاری اردشیر دوم و دو طاق میباشد که طاق
کوچکتر شاهپور دوم و سوم و طاق بزرگتر خسرو پرویز را به تصویر کشیده
است. در سمت راست طاق کوچکتر و در بیرون از طاق سنگنگارهای تراشیده شده
که تاجگذاری اردشیر دوم را نشان میدهد.
برابر آیین ایرانیان باستان هر کس که میخواست شاه باشد لازم بود دارای
شایستگی شاهی و فر کیانی (ایزدی) باشد. از نیروی این فر کیانی است که شخص
به کمالات روحانی و نفسانی آراسته میگردد و از سوی خداوند برای راهنمایی
مردم برگزیده میشود. در آیین زرتشتیان، هر کس که مورد خشنودی پروردگار
باشد خواه پادشاه، خواه پارسا یا خواه دانشمند، دارای فر ایزدی است.
نگارهی فروهر همیشه در زمان باستان به صورتی که در اینجا نقش شده، نمایان
است که در آن فروهر تاجی کنگرهدار بر سر دارد و حلقهی فر ایزدی را به
شاه میدهد. لباس شاه و نگارهی فروهر تا حدی یکسان است. هر دوی آنها
شلواری چیندار به پا دارند که توسط بندی به مچ پایشان چسبیده است.
همچنین هر دو دارای کمربند و دستبند هستند. درسمت چپ شاه، میترا یا
مهر، پیامبر باستانی ایران قرار دارد. مسیح از لحاظ تولد و آیینش بسیار
شبیه میتراست. حتی بسیاری از آیینهای مسیحی همان آیینهای میتراییسم
هستند.
تصویر وی در کنار تصویر شاه بیانگر پاک شدن قلب شاه از نفرت و روی آوردن
به مهرورزی است که این مفهوم همواره از دید ایرانشناسان بیگانه دور مانده
است. پیکانهای نوری از سر میترا در تمامی سمتها پراکنده شده و هر پیکان
نوریست که مهر میپراکند تا شاه را در بر گیرد. همچنین میترا شاخهای از
نبات که «برسم» نام دارد در دست دارد که با آن مشغول اجرای آیین زایندگی و
کامیابی است.
طاق کوچک که بین نگاره و طاق بزرگتر واقع شده، دارای دو نقش در بالای
دیوارهی طاق و دو کتیبه است. این کتیبهها به خط پهلوی ساسانی هستند و
داستان نقوش را بیان میکنند. دو تندیس طاق کوچک، نقش های شاهپور دوم و
سوم هستند.
در سترگترین طاق، سه تندیس مشاهده میشود. شاه در میان، فروهر در سوی
راست وی، که مانند تاجگذاری اردشیر دوم است و آناهیتا در سوی چپ شاه.
آناهیتا فرشتهی آبهاست و نمود خرمی و سرسبزی.
خسرو پرویز علاقهی زیادی به آناهیتا داشت و معبد آناهیتا را در نزدیکی
کنگاور، شهری در خاور کرمانشاه ساخت و در آنجا دل به مهر شیرین نهاد.
در کنارهی ورودی طاق، سنگنگارهای زیبا از فرشتگان بالدار، درخت زندگی،
مجالس شکار گراز و شکار مرغان و ماهیان در مرداب و نقشهای فیل، اسب و
قایق میباشد که حاکی از مراسم بزم و شادی است.
نقش تاجگذاری خسرو پرویز سواری زرهپوش سوار بر اسب قرار دارد. یقین نیست
که این سوار کیست، یا یک رزمجوست یا خسرو پرویز یا پیروز ساسانی. اما
نشانگر فر و قدرت شاه و ایرانیان است.
گویند فرشی از جواهر بر کف طاق بوده که هنگام حملهی اعراب میان فرماندگان
عرب تقسیم شده است. طاق بستان از دیر باز مورد حملهی مهاجمان به ایران
بوده و در زمان حضور نیروهای استالین و انگلیس خساراتی به آن وارد شده اما
هنوز شکوهمند است.
آتشکده های ایران
آتشکده آذر گشنسب یا آذر جشنس : یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در ۴۹ کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد امروزه به آن تخت سلیمان می گویند .

در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهم ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است . بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی ( جلوس ) به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند . آتشکده شیر نیز همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است . ساخت این بنا به بیش از ۳۰۰۰ سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند ۳۹ سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است . که فر ایزدی به او رسیده بود . آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است . این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه ۴۴ لیتر آب از خود بیرون میدهد .
● آتشکده آذر برزین مهر :
آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است ( آذر گشسب – آذر برزین – کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد . در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است . تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند ۸ از فصل ۱۷ بندهش آمده است : آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد .
● آتشکده بردسوره :
به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد .
● آتشکده آذر شب :
آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد . بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد .
● آتشکده آذرنوش :
آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است . بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره قاجار های وطن فروش در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد . فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است . فردوسی می فرماید : شهنشاه لهراسب در شهر بلخ – بکشتند و شد روز ما تار و تلخ – و از آنجا به نوش آذر اندر شدند – رد و هیربد را همه سر زدند.
آتشکده چهار قاپی:««چهار قاپو» یا «چهار قاپی» به معنی «چهار در»، از جمله آتشکده های دوره ساسانی در شهر مرزی قصر شیرین است. این آتشکده از نوع آتشکده هایی است که دارای دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ریخته است و تنها در برخی از قسمت ها، آثاری از آن دیده می شود. این آتشکده اتاقی مربع شکل به ابعاد ۲۵×۲۵ متر است و سقفی گنبدی شکل به قطر شانزده متر داشت که متأسفانه اکنون اثری از آن باقی نمانده است و تنها بقایای گوشواره ها در چهار گوشه آن دیده می شود. این اتاق مربع شکل دارای چهار درگاه ورودی است که به رواق اطراف فضای مرکزی منتهی می شوند. در اطراف این بنا مجموعه اتاق ها و فضاهایی وجود دارد که بخش هایی از آن در نتیجه کاوش های باستان شناختی سال های اخیر شناسایی شده است.
این بنا با استفاده از مصالح محلی از قبیل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجری بوده است.این بنا از جمله بناهای تقویمی ایران بوده که جهت تشخیص شروع فصول سال از آن استفاده می شده است.این اثر تاریخی به جا مانده از دوره ساسانیان در نتیجه جنگ با عراق دچار آسیبهای فراوانی شد و هم اکنون در حال مرمت است.
● آتشکده سیروان :
این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند . محل آن سیروان و ری بوده است . به گفته مسعودی تاریخ نگار مشهور این آتشکده در پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است .
● آتشکده نیاسر :
این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است طول و عرض آن ۱۴ متر در ۱۴ متر می باشد . این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد و همه ساله بازدید کننده های زیادی از سراسر ایران به این مکان می روند . نیاسر در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد . چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد . در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد . به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد.
● آتشکده اردشیر :
در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد . چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت . در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند .
● آتشگاه سراب ذهاب :
در شمال خاوری تپه ی سراب کرمانشاه در ۳۰۰ متری ازراه کنونی بازماند های آتشکده یی دیده میشود به اندازه های ۴.۷۷ در ۵.۹۵ متر از قـلوه سنگ ولابندودیواری به پهـنای ۰.۶ متر .در دوبر خاور .شمال بخشی از گنبد آتشکده به چشم میخورد .ورودی تشکده با تاقی گهـواره یی به پهـنای ۰.۶ وبلندی ۱ متر است .بلندی کنونی آتشگه ۲.۵ متر است .
● آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا :
آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است . در معنی می توان گفت که پاک و با عفت و با تقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند . این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است . در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد . ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از ۲۰۰۰ سال باقی و مستحکم است . این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خواصی می باشد . کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهور ترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند . ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است . پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است . ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است : هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست .
آتشکده دارابگرد : به گفته تاریخ مروج الذهب مسعودی این آتشکده به فرمان اشو زرتشت بنا گشت . زرتشت به یستاف شاه فرمان داد تا آتش مقدس جمشید شاه را که مورد احترام وی بوده است را بیابند و بیاورند . یستاف شاه این آتش را در خوارزم پیدا نموده است و به دارابجرد فارس آورد و اطرف آن را شهر زیبایی ساخت . این آتشکده در سال ۳۳۲ هجری قمری به نام آتشکده آذر جوی نامیده می شده است .
● آتشکده باکو :
آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است . محل آن در روستای سوراخانی در ۱۵ کیلومتری باکو می باشد تاریخ ساخت آن به سال ۴۰۰ پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد . بدلیل مواد نفتی موجود این منتطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است . باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایران است که در دوره قاجار به روس فروخته شد . این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال ۱۹۷۵ که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد.
● آتشکده شاهپور :
در ساحل خلیج قسطنطنیه روم پس از اینکه شاهنشاه شاپور پسر اردشیر پسر بابک وارد شد آن را ساخت و تا دوران خلفای اسلامی نیز پا برجا بود .
● آتشکده پوران :
این مکان توسط ملکه پوران دخت ساسانی دختر شاهنشاه خسروپرویز ساسانی در عراق عجم در نزدیکی مدینه السلام ساخته شده است .
● آتشکده کرکویه :
این آتشکده در شمال سیستان کنونی قرار داشته است .احترام بسیاری مردمان این شهر برای این آتشکده قائل بودند و به گنبد رستم نیز مشهور بوده است . این آتشکده تا قرن ۱۷ هجری که قزوینی آن را وصف کرده است بسیار خرم و زیبا بوده است ساخت آن به روزگار کیخسرو باز میگردد که بسیار کهن است . دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته است و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است .
● آتشکده کاریان :
نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خورداد است که در معنی می شود آتش فره ایزدی . مکان آن در شهر فیروز آباد یا اردشیر خره یا اردشیر خوره در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است . اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خوره ( ارت خشتر ) نامید . در معنی کل می شود شهر شکوه و جلال اردشیر . خوره به معنی فر و شکوه و جلال است . شهر گور یا فیروز آباد نیز بعدها نام گرفت . این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران بوده است . فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است .
به خاصه زین دل بدبخت رامین
که آتشگاه خرداد است و برزین
● آتشکده بارنوا :
به گفته مسعودی دومین روز پس از به قدرت رسیدن شاهنشاه اردشیر بابکان این آتشکده ساخته شد . مکان آن در جنوب ایران است .
● آتشکده سرده :
در یزد بخش تفت روستایی به نام سرده قرار دارد که دارای آتشکده ای کوچک بوده است . پس از یورش تازیان مردم از نابودی آتش این مکان توسط آنان جلوگیری کردند .
● آتشکده آذرباد :
آتشکده ای در تبریز بوده است که در متون پهلوی آذربادگان هم نوشته شده است به معنی نگهدارنده آتش . به احتمال قوی اثری از آن به جای نیست.
● آتشکده خوار اصفهان :
حمزه اصفهانی می نویسد اردشیر در یک روز سه آتشکده در اصفهان یا اسپهان بنا کرد . یکی در شرق . دیگری در میان شهر و آخری در غرب شهر . دلیل آن را از طلوع خورشید تا غروب آن دانسته است . اولی به نام آتشکده اردشیر است که در منطقه قلعه ماربین یا مارین واقع شده است . دومی آتشکده زروان نام دارد که در قریه دارک از روستای خوار است . سومی آتشکده مهر اردشیر نام دارد که در اردستان واقع شده است . مهم ترین و سالم ترین آنها در کوه آتشگاه امروزی واقع است . ارتفاع آن از دشت ۲۰۰ متر و از شهر اصفهان ۸ کیلومتر فاصله دارد . معبد آن نیمه ویران است و امروزه به آتشکده اصفهان معروف است .
رييس بنياد شهيد كنگاور :
كنگاور در عمليات مرصاد بيشترين شهيد و جانباز را تقديم كشور كرد
رييس بنياد شهيد شهرستان كنگاور، گفت: يك گردان رزمي شامل 500 نفر از افراد بازاري، سپاه پاسداران، بسيج و مديران ادارات درعمليات مرصاد شركت كردند كه 37تن شهيد و 100نفر هم به درجه جانبازي نائل شدند و كنگاور بيشترين شهيد وجانباز را در اين عمليات تقديم كشور كرد. شفيع سجاديفر افزود:
رييس بنياد شهيد شهرستان كنگاور، گفت: يك گردان رزمي شامل 500 نفر از افراد بازاري، سپاه پاسداران، بسيج و مديران ادارات درعمليات مرصاد شركت كردند كه 37تن شهيد و 100نفر هم به درجه جانبازي نائل شدند و كنگاور بيشترين شهيد وجانباز را در اين عمليات تقديم كشور كرد.
شفيع سجاديفر افزود: در اين عمليات فرماندار كنگاور (محمدرضا قليوند)، مسؤول تعاون تيپ كنگاور (سردار سيد حشمت جعفري) و مسؤول كانون شهيد تكلوي كنگاور(غلامحسين تكلو) به مقام رفيع شهادت دست يافتند.
سجادي فر درخصوص نقش جوانان و نوجوانان در جبهههاي جنگ خاطرنشان كرد: حضور جوانان و نوجوانان در جبهه هاي جنگ بسيار ملموس بود و جبهه ها از ابتدا تا انتها توسط دانش آموزان و دانشجويان اداره ميشد.
وي تصريح كرد: در برابر عظمت شهيدان يادواره اي تصويري و كلامي كمترين و حداقلترين كاري است كه ميتوان انجام داد و اگر آنان در جمع ما نيستند يادشان شب چراغ محفل ماست.
وي در ادامه با اشاره به سخن امام خميني(ره) كه فرمودند «بنياد شهيد افضل بنيادهاست» گفت: تمام اموراتي كه بايد نسبت به بنياد شهيد انجام گيرد در سرلوحه كار كارگزاران نظام و مسؤولان مملكتي است و اين امر باعث ميشود كه آرمانهاي شهدا درجامعه ما نهادينه شود و جامعه سمت و سويش را به سمت شهيد و شهادت پيدا نمايد.
رييس بنياد شهيد شهرستان كنگاور در پايان با تاكيد بر ترويج فرهنگ ايثار و شهادت افزود: در مناسبتها و مراسمهايي كه در سطح شهر برگزار ميشود ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در نسل سوم بايد در سرلوحه كارها قرار گيرد و فضاي كشور به سمت وسوي اين گونه امور حركت كند.

آناهیتا الهه آب
آناهیتا الهه آب،همواره در تاریخ ایران باستان،از تقدس و احترامی خاص برخوردار بوده است.و از آنجا که آب را مظهر پاکی و حیات خود میدانستند برای پاسداری آن، فرشته نگهبانی بنام آناهیتا قرار دادند که این فرشته مورد احترام و تقدس آحاد مردم بوده و برای او معابد و تندیس های بسیاری ساخته اند.

از جمله این معابد، معبد ناهید در همدان بوده است که اشیاء قیمتی این معبد در حمله اسکندر تاراج شد و باقیمانده آن نیز توسط (( آنیتوخس )) که از سلاطین مقتدر (( سلوکیه )) بود، در عهد اردوان اول، غارت شد.برخی از دانشمندان را عقیده بر آن است که قدمت این معبد به عهد هوخشتر یا جانشین او استیاج می رسد.معبد معروف دیگری در کنگاور است که از شهرت بیشتری نسبت به معابد دیگر برخوردار است.خاور شناسان درباره آناهیتا نوشته اند: که ممکن است ناهید ایرانیان از اثر نفوذ الهه سومر، موسوم به (( ایشنار )) که بعدها در بابل و آشور هم پرستش می شد، بوجود آمده باشد.ایشنار، که مادر و مولد نوع بشر تصور می شده در برخی از خصایص، شباهتی با ناهید دارد و ممکن است بعدها در بیرون از حدود ایران،بعضی از خصایص و رسوم دینی این الهه را ضمیمه پرستش ناهید ایرانی کرده باشند.در زمان حکومت هخامنش،اردشیر دوم،ستایش ناهید را در قلمرو حکومت خود رواج داد و مجسمه های زیادی از آناهیتا در معابد برپا نمود.آثار خطوط میخی که از اردشیر دوم باقی مانده است،دال بر این است که پادشاه ستایش ناهید و مهر را رواج داده است.مخفف واژه آناهیتا، ناهید است که بعدها به ستاره زهره شهرت پیدا کرده که آنرا الهه وجاهت،زیبائی،موسیقی و بالاخره الهه عشق می دانند چرا که آب را سر منشاء حیات می دانستند و عالی ترین پدیده حیات را عشق نامیدند و وجه اشتراک حیات و عشق را در این میدانستند که بدون وجود هر یک از آنها، زندگی مفهومش را از دست می دهد.بدین لحاظ،ستاره زهره را مظهر عشق می دانند و از گذشته های دور،برای این ستاره زیبای فلکی داستانهاو اشعار عاشقانه بسیاری ساخته اند.در افسانه های اساطیر یونان،این ستاره به نام ونوس ( آفریدت) الهه عشق و زیبائی لقب گرفته است.ویلیام شکسپیر،شاعر ونویسنده مشهور انگلیسی با اتکاء به ادبیات یونان، روایتی از افسانه ونوس و آدونیس را بنابر ذوق خود به تصور درآورده که در ادبیات انگلیس شهرت بسزایی دارد.ایرج میرزا شاعر ایرانی،همین حکایت را با نام زهره و منوچهر به نظم درآورده که یکی از زیباترین آثار او محسوب می گردد.در ترجمه ایرج،ونوس به زهره و آدونیس به منوچهر تبدیل شده است و محل وقوع داستان را نیز کوهستانهای ایران ذکر کرده است.کوتاه شده داستان چنین است که روزی زهره ، که بقول ایرج،حجله نشین فلک هفتم است در کسوت آدمی به زمین فرود می اید و منوچهر را که پسری شانزده ساله است در کوهستانهای خوش آب و هوا پیدا می کند.ایرج در این داستان،منوچهر را مردی سپاهی توصیف می کند و می خواهد اهمیت این شغل را از جهت وظائف محوله گوشزد کند و بالاخره به این نتیجه می رسد که مرد سپاهی خود حافظ میهن و هم میهنان خویش است و برای انجام وظیفه هر چه بیشتر بایستی از عشق شخصی خود بپرهیزد تا خللی در حسن انجام وظیفه ایکه به عهده اش محول شده است وارد نگردد و به همین دلیل است که در مقابل الهه عشق مقاومت نشان می دهد.زیبایی این داستان در این است که هر دو طرف به دلیل موقعیت کار خود از عشق پرهیز دارند و وظائف شغلی خود را به آن ترجیح می دهند و نمی خواهند خدشه ای در حسن وظیفه اشان پدید آید.در این تصاویر زیبائی که شاعر در پیش روی خواننده می گشاید این منظور را به خوبی ترسیم می کند و بیشترین شرحی که در این منظومه آمده است،گفتگوی بین آن دو است که زهره در عشق اصرار دارد و منوچهر ابرام.هر چه اصرار زهره بیشتر،ابرام منوچهر افزون تر می گردد بطوریکه زمان زیادی به این وصف می گذرد.
منوچهر سعی دارد به خود مسلط باشد و اسیر وسوسه های زهره نگردد:
کم کم وسوسه های عشق آمیز و توصیف های تو هم برانگیز و شورآفرین بر منوچهر اندکی غلبه کرد و وسوسه عشق در روح و جسم منوچهر اندکی بیشتر از پیش اثر می کند و با خود می گوید باید کاری کنم که به شکلی از شر او راحت شوم و سرانجام آناهیتا یا ناهید یا زهره و یا ونوس که نگهبان آب و الهه وجاهت وموسیقی است و خود،عشق فکن در سر آحاد بشر است. به دام عشق گرفتار می شود و در نهایت بنا به قول شکسپیر کار او به ناکامی می کشد چرا که بعد از آنکه به آسمانها صعود می کند،پس از چندی از پی معشوق خود می آید و پس از جستجوی زیاد او را در کوهساری کشته می یابد. گرازی سینه آدونیس را دریده و چهره اش آغشته به خون است.زهره،چهره خود را به خون معشوق آغشته می کند و چنین است که گفته اند عشق،رنگ خون دارد.
رسول رهنما _بر گرفته از ماهنامه مهرآب
آناهیتا ایزدبانوی نگهبان آب ها و باورها و عشق و باروری

معبد آناهیتا کنگاور کرمانشاه
معبد آناهیتا بزرگترین بنای سنگی ایران است و شیوه ی ساخت معماری آن شامل رواق های سرپوشیده طویل در چهار سوی صحن وسیع مستطیل شکل ، تعداد زیادی ستون های تناور و کم ارتفاع در دو سوی رواق ها فضای کوچک مستطیل شکل در شرق صحن بزرگ ، در میان بنا های تاریخی و یادمانی کشور منحصر به فرد است.

بقایای این معبد عظیم با مساحتی قریب به ۴۶ هزار متر مربع بر فراز